رژي روي لب هاي جهان - همه ي راه ها به اوين مي رسند ؟ از كدام راه مي رويد؟
رژي روي لب هاي جهان
پویا عزیزی آثار منتشر شده : 1-علامت بوسه می بارد (مجموعه ی شعر ) 1383 - نشر ارویج -تهران 2-تُهی (مجموعه ی شعر) نشر الکترونیک امضا 1387 در شعر و شاعری و نقد
همه ي راه ها به اوين مي رسند ؟ از كدام راه مي رويد؟
همه ي راه ها به اوين مي رسند ؟ از كدام راه مي رويد؟
پيرو
تعدد عضويت هاي تازه در كمپين و فعاليت هاي اعضاي آن و نوع حركت آن ها كه بيش تر
مبني بر ساختار اصلاحي جزء به كل يا همان اصلاح كل از طريق جزء (اصلاح فرهنگي در
اقشار جامعه به شكل فرد به فرد و متوجه ساختن افراد به تضييع حقوق شان و اقدام به
جمع آوري امضا از آن ها براي تغيير قوانين تبعيض اميز براي رسيدن به برابري )است .
نهاد هاي امنيتي كه شايد تا كنون ، كمپين و اعضاي آن را و همين طور حيطه فعاليت
هاي آنان را فقط از دور تحت نظر داشته و سعي در كنترل آن داشته اند را مجبور به
اقدامات قهر آميز اخير نموده است كه كمتر از آن استفاده كرده بودند . اقداماتي كه
احتمالاً نتيجه برنامه ريزي درست و فعاليت هاي بي شائبهو سخت كوشانه اعضاي كمپين است . فعاليت هايي
كهحتماً ادامه آن ها به شكل موجود غير قابل
كنترل و درصد نفوذشان در اقشار جامعه با پيش بيني درصدي بالايي از اين پس همراه
خواهد بود .
نهاد هاي
امنيتي جهت جلوگيري از گسترش كمپين و اعضاي آن و همين طور شور و شوق فعالين آن كه
معمولا ً قانوني بودن اين فعاليت ها را هم چون برگ برنده اي در دست دارند (فارغ از
تمام هزينه هايي كه در اين سال ها پرداخته اند) با اتخاذ استراتژي ايجاد رعب و
وحشت و غيرقانوني جلوه دادن اين فعاليت ها سعي بسيار بالايي در جلوگيري از اين امر
خطير در روزهاي ابتدايي سال 88 اتخاذ كرده اند ، به طوري كه بازداشت ها ، اخطارها
و تهديدها و فضاي فوق العاده امنيتي در يك ماه و نيم ابتداي سال جديد نتيجه اي
همچون بازداشت هاي بي دليل و نابخرادانه اعضاي كمپين در حال رفتن به عيد ديدني را
به به بهانه واهي تجمع وهمين طور تهديد و دستگيري مريم مالك از اعضاي كمپين و سپس
دستگيري ديگر رفقايمان در حال شركت در تجمع گراميداشت روز كارگر نداشته است .
ماموران
، بي حرمتي ، عدم رعايت قانون ، نقض كامل حقوق حداقلي انساني ، را در مورد تك تك
اين دستگيري ها بي شرمانه اعمال داشته و ماهيت خشونت طلب و ضد قانونمندي را از خود
به نمايش نهاده اند و اين برخورد ها براي هيچ يك از ما اعضاي كمپين تجربه نشده و
يا حتا دور ا از انتظار نيست و نبوده است چرا كه حضور نهادهاي برابري خواه كه بر
مبناي ارايه و خواست مطالبات به صورت مدني و فارغ از هرگونه بي قانوني و در جهت
برابري طرح ريزي و به منصه ي ظهور اجتماعي رسيده باشند در جوامع نه چندان در حال
توسعه اي چون حال ِ ايران بي گمان فرآيندي از مدرنيزاسيون تلقي شده و خواهد شد .
مطالباتي كه در افق تحقق شان افول سنت را كه مبتني بر پدر سالاري ، مردمداري و
كاملاً براساس منفعت ِ طبقات حاكم طرح ريزي شده استو همين طور نابودي بنيادگرايي را به همراه
خواهد داشت .
نهادهايي
كه با حضور روشنگرانه شان آنچه از ساختمان ديرينه سنتي –مذهبي و حتا غير مذهبي
هنوز پا برجا و مستحكم مانده باشد را مورد حملات انتقادي خود قرار داده و با ارايه
ساخت جديد ترياز طريق روشنگري بر نابه
هنگامي حضور سنت صحه مي گذارند . مقايسهي
آن چه در جهان پيش رفته تر جاري استبا
آنچه كه جهان پس مانده تر را به انزواي از آن جهان وا مي دارد و در راستاي تغيير و
پافشاري بر آن تنها و تنها به طرز مثمر ثمري فرسودگي هاي بافت سنتي و مذهبي و يا
حتا قانوني را در مقابل فرهنگ به نمايش مي گذارد و اكنون اين نمايش پيكاري ست كه
شديدا ميان گفتمان هايمذكور جاري است .
پيكاري كه از يك سو دين و يا سنت را به عنوان ساختاري بنيادين كه بر زندگي عمومي
مسلط گردانيده شده است ، و سلطه نهادهاي ديني را با قانون هاي نابرابرشان كه اكنون
ناعادلانه و تبعيض آميز به نظر مي ايند در برابر ِ برابري خواهي و خواست ِ تغيير
براي ِ برابري و پافشاري ِ مصرانه بر تغيير ِ شرايط از سوي ِ ديگر به عنوان نظمي
كاملاً نوين و نمادين و خواهان ِ مدرنيزه شدن رقم مي زند . صحنه پيش رو هم چنان
الهام بخش مقاومت و هزينه از يك سو و اعلام قدرت و ارعاب و سركوب از سوي ديگري ست
. اما به راستي كدام طرف پيروز و سرافراز از اين بازي خارج مي شود؟
با بينش
عميق تري از روي ِ آينده نگري در خواهيم يافت كه هزينه ها گرچه از سوي ِ برابري
طلبان طاقت فرسا و بيش تر در كوتاه زمان به چشم آمده اما هزينه نهايي هزينه اي است
كه سنت و بنيادگرايي اش در اين پافشاري براي جلوگيري از افول خويش در اين بازي به
گرو نهاده و در نهايت سود آوري اي در بلند مدت براي او نخواهد بود ، چون دامنه ي
داوري جامعه در نهايت به سمت گستره اي از برابري ، آزادي هاي مشخص و كرامت
انسانيميل نموده و اين هزينه گري خود
واكنشي خواهد بود كع منجر به خواست برابري به شكل هاي گسترده تري در عموم جامعه خواهد
شد و چه بسا عرصه اين پيكار و جنجال آفريني بر سر ِ آن از طريق رودررويي و
حادنمايي ، جامعه و قشر هاي سهل انگار و ناآگاه اش را به يكباره به اين سوي متوجه
نمايد و اين توجه مسلماًبه نفع بنياد گرايي و بنيادگرايان نخواهد بود .
بله ! ما
مي دانيم براي چه دستگير مي شويم . مي دانيم براي چه فعاليت مي كنيم و مي دانيم كه
فعاليت مان كاملاً قانوني ست و مي دانيم كه قانون درباره ي ما رعايت نمي شود و مي
دانيم كه پيروز نهايي ِ اي ميدان ماييم .
اما فارغ
از تمام اين ها نمي توانم فراموش كنم و خاطره ي اين ديدار كوتاه آزارم مي دهد و
آزادم نمي كند ، وقتي براي آزادي مريم مالك قرار شد كه برويم جلوي اوين و منتظر
باشيم تا آزادش كنند ، امير ، نيكزاد ، سمانه ، نفيسه ،شهاب و من قرار شد كه از
ميدان ونك با هم برويم . و در گفت و گوهاي كوتاهي كه قبل از حركت با هم داشتيم
هنوز چشم هاي صميمي و پرقدرت نيكزاد را به خاطر مي آورم كه بحث بي دليل ما را به
دليل واضح تري تمام كرد وجالب اين كه
براي رسيدن به اوين نيكزاد راه را از همه ي ما به تر بلد بود و راننده را براي
رسيدن زودتر راهنمايي كرد و انگار شوخي هاي من به جد تحقق يافته اند كه مي گفتم تمام
راه ها به اوين مي رسند و اكنون نيكزاد عزيز تو به تر از همه ي ما راه اوين را بلد
بودي و انگار اين بلد بودن تو را زودتر به آن جا رساند . اكنون خاطره آن ديدار
شيرين كه به قصد آزادي و به استقبال آزادي بود به تلخي دستگيري تو و دوستان ديگر
مان بدل شده است وما هنوز جلوي اوين ايستاده ايم و خواهيم ايستاد و منتظر آزادي
رفقايمان خواهيم بود فقط گاهي جاي مان عوض مي شود و منتظر هم مي مانيم يك روز ما
منتظريم و يك روز ديگران منتظر آزادي ِ ما . آرزوي آزادي ِ هرچه زودتر تان را
داريم و محكوم مي كنيم دستگيري بي دليل تان را .