تبليغاتX
رژي روي لب هاي جهان

chevili

پویا عزیزی

chevili

http://chevili.blogfa.com

رژي روي لب هاي جهان

رژي روي لب هاي جهان

رژي روي لب هاي جهان

پویا عزیزی
آثار منتشر شده : 1-علامت بوسه می بارد (مجموعه ی شعر ) 1383 - نشر ارویج -تهران
2-تُهی (مجموعه ی شعر) نشر الکترونیک امضا 1387 در شعر و شاعری و نقد

رژي روي لب هاي جهان

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " رژي روي لب هاي جهان " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
شکل گیری فرهنگ سلطه ستیز؛ پروین اردلان
احضار عزت‌الله انتظامی، پرویز پرستویی و کیومرث پوراحمد به ‌دادسرا‌ی جنایی
هشدار دادستان کشور به دانشجویان علیه ‘جریان آفرینی سیاسی’
شعر تازه از فرزانه قوامی
شعر تازه از منیره پرورش
شعر دهه ی هفتاد ادامه دارد
تهی در پیاده رو
گرد غربت بر نام چهره ماندگار شعر فارسي‌
گرد غربت بر نام چهره ماندگار شعر فارسي‌
به چالش کشیدن ِ وانموده ها و وانمایی - بودریار در ماتریکس
از " دست تاریک و دست روشن" گلشیری تا "زخم شمشیر" بورخس
از " دست تاریک و دست روشن" گلشیری تا "زخم شمشیر" بورخس
کم‌انگيزگى براى انتشار تازه، ناشران را دربرمى‌گيرد
خارهای تازه‌ی مرگ خارا
زبان فارسی انسانی نیست
متن کامل بیانیه جایزه شعر نیما
آزادی ۹ فعال زن به قید ضمانت
قصه ناشري به نام "حاجي زاده"در قصه بايا!
شب محمد حقوقی برگزار شد
سنگ قبر جلال آل احمد بازسازی می‌شود
تاخیر در برخی تعهدات و تعلیق در پرداخت جوایز جشنواره صلح و دوست
کاریکاتوری برای انفجار های شیراز
نامه سرگشاده اسماعیل خویی به عبدالکریم سروش
چند شعر از منیر سادات حسینی
سایت ادبی امضا به روز شد
شعر تازه از فریبا شادکهن
شعر تازه از منیره پرورش
شعر تازه از مهرنوش قربانعلی
شعر تازه از نرگس الیکایی
شعر تازه بهاره رضایی
شعر تازه از روجا چمنکار
چند شعر تازه از فرامرز سه دهی
شعر تازه فرزانه قوامی
شعر تازه پویا عزیزی
سناریو نویسان تخریب
فستیوال جهانی شعر صلح
فیلترشکن تازه
درباره ی شعر "از فکر تا فکر" از: علی- بابا چاهی
شعر تازه از آزاده نیکویی
چند شعر از الهام ملک پور(بازتاب بدون سانسور شعر های کتاب)
شعر تازه از روجا چمنکار
شعر تازه از شیما کلباسی
شعر تازه از پویا عزیزی
شعر تازه از مهدی جعفری
مرا بشاعران ای شاعراننده !
شعر های فیلیپ لارکین در وازنا
عمران صلاحی در گذشت !
شعر زیبا از منیر سادات حسینی را بخوانید
اعلام برنده ي جايزه ي شعر ماه مگ
سياست در آثار افلاطون - رسول عبدالمحمدي
قالب بلاگفا
قالب وبلاگ
آرشیو تماس با ما


دوشنبه، روز اعتراض فراگیر دانشگاهیان به سرکوبهای اخیر در دانشگاهها

 بیایید روز دوشنبه را به عنوان روز اعتراض دسته جمعی دانشگاهیان به فضای سرکوب در دانشگاهها اعلام کنیم و از همین الان تمامی کسانی که سایت یا وبلاگی در اختیار دارند و به هر نحو می توانند اطلاع رسانی کنند تا این حرکت به صورت فراگیر در تمامی دانشگاههای کشور برگزار شود. این حرکت می تواند آغاز اعتراضات مستمر دانشگاهی علیه دولت نامشروع کودتا باشد. در این روز کلاسهای درس را تعطیل می کنیم و در محوطه دانشگاهها یکپارچه به اعتراض می پردازیم تا بدانند که عرصه علم، عرصه عربده کشی گزمگان چماق به دست و پاسداران تجاوز پیشه نیست.

رسانه شمایید. وقت تنگ است. اطلاع رسانی کنید

پویا عزیزی یکشنبه دوازدهم مهر 1388  نظر بدهید!

بیانیه جمعی از شاعران و نویسندگان ایران در اعتراض به خشونت های رخ داده علیه مردم در وقایع اخیر

بهشت من جنگل شوکران هاست و شهادت مرا پایانی نیست احمد شاملو حقیقت گاهی آن‌چنان تلخ است که به سختی می‌توان با آن رو‌به‌رو شد. حقیقت ستمی که در حوادث اخیر بر مردم به ویژه جوانان این مرز و بوم رفته چنین است. خبر وقایعی که به دنبال اعتراض‌های قانونی مردم و جوانان این سرزمین در بازداشتگاه‌‌ها و زندان‌ها رخ داد، هرچند بی‌سابقه نبود، اما به سبب وسعت و شدتی که داشت، اهل فرهنگ و ادب را بيش از پيش متاثر ساخت. تجاوز به شرافت و حیثیت جوانان پرشور این سرزمین تنها نشان از عناد بایک حزب یا گروه خاص ندارد و نمی‌توان آن را در لوای درگیری دوجناح سیاسی برای انتخاب شدن یا نشدن در انتخابات توضیح داد، بلکه چنین حادثه ای نشان دهنده دشمنی با مردمی است که سابقه چند هزار سال تمدن و فرهنگ جایگاه والاي ايشان را در جهان مشخص کرده است. ما شاعران و نویسندگان امضاء کننده این متن از قربانیان این فجایع و خانواده هایشان دلجویی می کنیم و جسارت‌شان را در بازگویی آن‌چه بر ایشان رفته، می ستاییم و به کسانی که با اعلام این فجایع و پیگیری آن مصلحت مردم را بر مصلحت خود مقدم دانسته اند آفرین می‌گوییم و بر سر آن‌ها که با هر مصلحتی در برابر این فجایع سکوت کرده‌اند فریاد می زنیم که وجدان انسانی‌تان کجا رفته است؟! کتمان این فاجعه از سوی هر کسی ظلمی‌ست که در حق شرافت انسانی روا می‌شود و راهی‌ست که برای مرتکبین ،جهت تکرار آن گشوده می‌شود ،چه بسا کسانی که امروز با سکوت خود مهر خاموشی بر این فجایع می‌گذارند فردا خود و خانواده‌هایشان قربانی ارتکاب چنین عمل شنیعی باشند و شک نداریم حتا اگر امروز همه کسانی که دستشان آلوده‌ي اين زشت‌كاري‌هاست، با هر ابزاری امکان کتمان این وقایع را فراهم کنند؛تاریخ و آینده به بهترین شکل پاسخ آن‌ها را خواهد داد . بكتاش آبتین(شاعر)، شبنم آذر(شاعر)، م.آذر‌فر(نقاش و شاعر)، سعید آرمات(شاعر)، محمد آشور(شاعر)، شمس آقاجانی(شاعر)، علی آموخته‌نژاد(شاعر)، مریم آموسا(شاعر و روزنامه‌نگار)، یاشار احد صارمی(شاعر)، سوری احمد‌لو(شاعر)، پرستو ارسطو (شاعر)، كبوتر ارشدی(شاعر)، مهدی استعدادی‌شاد(داستان‌نویس)، علی‌ اشرف‌درویشیان(داستان‌نویس و محقق)، سامان اصفهانی(شاعر)، زهره اكسیری(مترجم)، هوشیار انصاری‌فر(شاعر و مترجم)، علی‌ باباچاهی(شاعر و منتقد)، علی‌رضا بابایی(شاعر)، فرهاد بابایی(داستان‌نویس)، مهناز بدیهیان(شاعر)، رضا براهنی(شاعر، منتقد و داستان‌نویس)، كامران بزرگ‌نیا(شاعر)، موسی بندری(شاعر و داستان نویس)، محسن بوالحسنی(شاعر)، سیمین بهبهانی(شاعر)، علی بهبهانی( نویسنده و محقق)، علی‌رضا بهنام(شاعر)، بیژن بیجاری(داستان‌نویس)، روشنك بیگناه(شاعر)، كوشیار پارسی(داستان‌نویس)، ناصر‌ پاكدامن(نویسنده و محقق)، یونس تراكمه(داستان‌نویس)، رویا تفتی(شاعر)، محمد تنگستانی(شاعر)، ملیحه تیره‌گل(شاعر)، مجید تیموری(شاعر و داستان‌نویس)، مرتضی ثقفیان(شاعر)، سپیده جدیری(شاعر)، نوشین جعفری(روزنامه‌نگار)، مهری جعفری(شاعر)، شاپور جوركش(شاعر و منتقد)، رضا چایچی(شاعر)، چوکا چکاد(شاعر)، معصومه چوپانی(داستان‌نویس)، علی‌اصغر حاج‌سید‌جوادی(نویسنده و محقق)، فرخنده حاجی‌زاده(شاعر و داستان‌نویس)،حسن حسام(داستان‌نویس)، محسن حسام(داستان‌نویس)، مینا حسنی(شاعر)، پرویز خائفی(شاعر)، منصور خاكسار(شاعر)، نسیم خاكسار(داستان‌نویس)، ابو‌تراب خسروی(داستان‌نویس)،اسماعیل خویی(شاعر)، محسن خیمه‌دوز(منتقد)، شهناز دارابیان(شاعر)، شیرین‌دخت دقیقیان(داستان‌نویس)، آزاده دواچی(شاعر)، خسرو دوامی(داستان‌نویس)، حسین دولت‌آبادی(داستان‌نویس)، رسول رخشا(شاعر)، فروغ رخشا(شاعر)،مرضیه رسولی(روزنامه‌نگار)، آناهیتا رضایی(شاعر)، مینا رضایی فرخ (شاعر)، یدالله رویایی(شاعر)، فریبرز رییس‌دانا(نویسنده و فعال حقوق بشر)، ایرج زبردست(شاعر)، ناصر زراعتی(داستان‌نویس)، ناصر زر‌افشان(نویسنده و حقوق‌دان)، رویا زرین(شاعر)، علی زرین(شاعر)، محمد زندی(شاعر)، فرامرز سدهی(شاعر)، اكبر سردوزامی(داستان‌نویس)، سعید سلطانی طارمی(شاعر)،پیمان سلطانی(شاعر و موزیسین)، بابك سلیمی‌زاده(شاعر)، رضا شمسی(شاعر)، حبیب شوکتی (شاعر)، بهروز شیدا (منتقد و پژوهشگر ادبی)، لیلا صادقی(داستان‌نویس)، حمید صدر(نویسنده و محقق)، عباس صفاری(شاعر)، ایرج صف‌شكن(شاعر)، مهدی صمدانی(شاعر)، مسیح طالبیان(شاعر)، رضا عامری(داستان‌نویس و مترجم)، پویا عزیزی(شاعر)، محسن عمادی(شاعر)، آیدا عمیدی (شاعر)، حسین فاضلی(شاعر) ،حسین فاضلی(نانام)(شاعر و سینماگر)، لیلا فرجامی(شاعر)، بهاره فریس‌آبادی(شاعر)، بنفشه فریس‌آبادی(شاعر)،رضا قاسمی(داستان‌نویس)، عزت‌الله قاسمی(شاعر)، علی قنبری(شاعر)،داریوش كارگر(نویسنده و محقق)، یاسمن كاظمی(شاعر)، زیبا کرباسی(شاعر)، بهزاد كشمیری‌پور(داستان‌نویس)، شیما كلباسی(شاعر)، منصور كوشان(شاعر)، محمود كویر(شاعر و داستان نویس)، سعدی گل‌بیانی(شاعر)، لیلی گله داران(شاعر)، زهرا گنجی(شاعر)، سجاد گودرزی(شاعر)، شمس لنگرودی(شاعر، داستان نویس و محقق)، جواد مجابی(شاعر، داستان‌نویس و محقق)، رباب محب(شاعر)، آذر محلوجیان(مترجم)، مهرنوش محمد‌زاده(روزنامه‌نگار)، محمد محمد‌علی(داستان‌نویس)،رضا مرادی اسپیلی(مترجم و روزنامه‌نگار)، محمد‌حسین مرتجا(شاعر)، مهرنوش مزارعی(داستان‌نویس)، علی مسعودی‌نیا(شاعر و روزنامه‌نگار)، وریا مظهر(و.م.آیرو)(شاعر و نویسنده)، اكبر معصوم‌بیگی(نویسنده و محقق)، داریوش معمار(شاعر)، شهاب مقربین(شاعر)، الهام ملک‌پور(شاعر)، شهریار مندنی‌پور(داستان‌نویس)، حسن موذن‌زاده(داستان‌نویس)، بهزاد موسایی(نویسنده و محقق)، حافظ موسوی(شاعر)، گراناز موسوی(شاعر)، علی‌شاه مولوی(شاعر)، باقر مومنی(نویسنده و محقق)، داریوش مهبودی(شاعر)،نعمت میرزا‌زاده(م.آزرم)(شاعر)، فریاد ناصری (شاعر)، افتخار نبوی‌نژاد(مترجم)، امیر نجات‌حسینی(شاعر)، مینو نصرت(شاعر)، آرش نصرت‌اللهی(شاعر)، مجید نفیسی(شاعر)، علی نگهبان(داستان‌نویس)، پروین نگهداری(شاعر)، یاسر نوروزی(منتقد و روزنامه‌نگار)، پرتو نوری‌علا(شاعر)، حسین نوش‌آذر(داستان‌نویس)، مازیار نیستانی(شاعر)، پیمان وهاب‌زاده(شاعر)، فرزاد هاشم‌پور(داستان‌نویس)، افشین هاشمی(شاعر)، حسن همایون (شاعر و خبرنگار)، گلاله هنری(شاعر)، مهدی یزدانی‌خرم(داستان‌نویس وروزنامه‌نگار)، مهناز یوسفی(شاعر)

پویا عزیزی سه شنبه هفدهم شهریور 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

در من فيلي خفته است

در من فيلي خفته است يك داستان بلند نوشته ثنا نصاري است و ثنا از دوستان چندين ساله من و ادبيات است هنوز كتاب را نخوانده ام  اما براي تهيه آن به نمايشگاه كتاب غرفه نشر داستانسرا برويد.

پویا عزیزی شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

نامه سازمانهای بین المللی برای آزادی عالیه اقدام دوست و در دفاع از فعالان حقوق زن به دولت ایران

نامه سازمانهای بین المللی برای آزادی عالیه اقدام دوست و در دفاع از فعالان حقوق زن به دولت ایران

21 فروردین 1388

آقای دکتر محمود احمدی نژاد

رییس جمهور

خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان

تهران، جمهوری اسلامی ایران

عالیجناب،

ما؛ اعضای ائتلاف بین المللی زنان مدافع حقوق بشر، با امضای این بیانیه عمیق ترین نگرانی های خود را در مورد زندانی بودن عالیه اقدام دوست، و همچنین بازداشت اخیر 12 مدافع حقوق بشر در ایران ابراز می داریم.

عالیه اقدام دوست به همراه دهها نفر از فعالان دیگر در تجمع دفاع از حقوق زن در تهران در خرداد ماه 1385 بازداشت شد. در روز 15 تیرماه 1386، عالیه اقدام دوست به سه سال و چهارماه زندان و 20 ضربه شلاق محکوم شد. در دادگاه تجدید نظر، دوران محکومیت زندان عالیه 4 ماه کاهش یافت و ضربه شلاق او نیز تائید نشد. حکم سه سال زندان وی در حال حاظر اجرا شده و عالیه اولین زنی است که فقط بخاطر فعالیت های دفاع از حقوق زن حکمش به اجرا درآمده است. در روز 12 بهمن ماه 1387 حکم عالیه اقدام دوست با بردن او از خانه اش اجرا شد و او در زندان اوین محبوس شد. محکومیت عالیه اقدام دوست به سه سال زندان و اجرای حکم او در حالی که برخی از کسانی که در همان روز تجمع دستگیر شده بودند یا هیچ اتهامی متوجه شان نشده بود، یا تبرئه شده بودند، یا احکام تعلیقی دریافت کرده بودند، ازماهیت کاملا خودسرانه اقامه دعاوی در قوه قضائیه حکایت می کند. زندانی کردن عالیه اقدام دوست همچنین بدعت یک سنت خطرناک برای همه زنانی است که مدافع حقوق بشر در ایران هستند.

حکم عالیه اقدام دوست در یک محیط فشار فزاینده علیه همه مدافعان حقوق بشر؛ از جمله فعالان حقوق زن اجرا می شود. منابع موثق در روز 6 فروردین ماه 1388 از بازداشت 12 نفر از اعضای مادران صلح و کمپین یک میلیون امضا توسط نیروهای امنیتی در ایران خبر دادند، در حالی که آنها در ماشین هایشان در خیابانی در تهران نشسته بودند و تصمیم داشتند به دیدار نوروزی خانواده های تعدادی از زندانیان عقیدتی بروند. کمپین یک میلیون امضا که در مرداد ماه 1385 آغاز بکار کرد یک جنبش خودجوش برای ارتقاء آگاهی مردم در باره تبعیض های جنسیتی در قانون، و ارتقاء برابری جنسیتی است. مادران صلح، ائتلافی از زنانی است که خواستار ارتقاء فرهنگ صلح در ایران هستند و همه اشکال تجاوز نظامی را محکوم می کنند. هم مادران صلح و هم اعضای کمپین یک میلیون امضا، برای رساندن پیام های خود از روش های مسالمت جویانه با پخش بیانیه ها، جمع آوری امضا، سازماندهی و برگزاری سخنرانی استفاده می کنند. به همین دلیل از نظر ما، اعضای هر دو گروه ، مدافعان حقوق بشر هستند.

12 نفری که در روز 6 فروردین بازداشت شدند عبارتند از: فرخنده احتسابیان، بهارا بهراون، امیر رشیدی، محمد شورابی، علی عبدی، دلارام علی، شهلا فروزانفر، محبوبه کرمی، خدیجه مقدم، آرش نصیری اقبالی، لیلا نظری، و ثریا یوسفی. ده نفر از افراد بازداشت شده پس از سه روز با وثیقه آزاد شدند اما محبوبه کرمی و خدیجه مقدم همچنان در بازداشت باقی ماندند.

در روز 16 فروردین ماه، همه ده نفری که آزاد شده بودند به "تشویق اذهان عمومی" و "برهم زدن نظم عمومی" متهم شدند که همگی آنها این اتهامات را رد کردند.

با اینکه قرار بود محبوبه کرمی و خدیجه مقدم هم در روز16 فروردین ماه تفهیم اتهام بشوند، اما آنها را از زندان به دادگاه منتقل نکردند. معاون دادسرای امنیت به وکلای آنها گفته بود که آنها را روز بعد به دادگاه خواهند آورد، اما در حقیقت آنها را در زندان نگه داشتند. سرانجام محبوبه کرمی در روز 18 فروردین ماه و خدیجه مقدم در روز 19 فروردین ماه آزاد شد. خانم مقدم با اتهامات جدیدی روبرو شد که به تجمع مادران صلح علیه حمله اسرائیل به نوار غزه که در تهران در تاریخ 22 دی ماه برگزار شده بود.

ما بشدت به دستگیریها، بازداشت ها و محاکمه همه مدافعان حقوق بشر معترض هستیم. دستگیری و محاکمه مستمر مدافعان حقوق بشر که بطور مسالمت آمیز خواستار آزادی بیان هستند با تعهدات و الزامات ایران در قوانین بین المللی مغایرت دارد.

آنچه که ما را بیشتر نگران کرده است این است که در حقیقت ما متوجه شدیم که کسانی که در روز 6 فروردین ماه بازداشت شده بودند حتی در یک فعالیت عمومی شرکت نکرده بودند بلکه قصد داشتند که طبق سنت ایرانی، در آغاز سال نو به دیدار نوروزی به خانه های شخصی افراد بروند. جریان بازداشت این افراد اصلا نمی تواند مصداق اتهامات "برهم زدن نظم عمومی" یا "تشویش اذهان عمومی" به آنها باشد، و بنظر می رسد که این امر یک تلاش عمدی برای ساکت کردن و تهدید و ارعاب این فعالان بوده است. ما با نگرانی بسیار یادآوری می کنیم که از زمان شروع به فعالیت کمپین یک میلیون امضا، دهها نفر از اعضای آنها بازداشت شده اند، برای بازجویی احضار شده اند، تحت کنترل و تعقیب هستند، ممنوع الخروج شده اند و محاکمه شده اند.

تلاش این فعالان برای ارتقاء برابری جنسیتی و فرهنگ صلح باید مورد تقدیر قرار بگیرد نه اینکه در برابر آنها مانع ایجاد شود. بیانیه مدافعان حقوق بشر سازمان ملل متحد تصریح می کند که "هر فردی حق دارد که بطور فردی یا در همکاری با دیگران، برای حفظ و تحقق حقوق بشر و آزادی های بنیادین در سطح ملی و بین المللی تلاش کند و آن را ارتقاء بدهد." اقدام مقامات ایرانی نقض این اصل بین المللی است.

ما از مقامات ایران میخواهیم که حکم عالیه اقدام دوست را لغو کنند و او را از زندان آزاد کنند. علاوه بر این، ما از مقامات در ایران می خواهیم که همه اتهاماتی را که به 12 فعال بازداشت شده در روز 6 فروردین ماه وارد کرده اند، پس بگیرند، وبه سرکوب و محاکمه همه مدافعان مسالمت جوی حقوق بشر در ایران خاتمه بدهند.

از توجه شما به همه موارد فوری سپاسگزاریم.

Asia Pacific Forum on Women Law and Development

Asian Forum for Human Rights and Development (FORUM-ASIA)

Baobab for Women’s Human Rights

Front Line, The International Foundation for Human Rights Defenders

Human Rights First

International Campaign for Human Rights in Iran

International Women’s Rights Action Watch Asia Pacific

Observatory for the Protection of Human Rights Defenders

پویا عزیزی یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  نظر بدهید!

دارند حلوا پخش می کنند تو هم بیا بگیر

دلم از این خرابیها بُوَد خوش، ز آنکه می دانم ........ خرابی، چونکه از حدّ بگذرد، آباد می گردد
به ویرانی این اوضاع، هستم مطمئن، زآنرو ............. که بُنیان ِ جفا و جور ، بی بُنیاد می گردد
( فرّخی یزدی )

از دست اوضاع جفا و جور و دستگیری و اختناق و سانسور و آدم های وابسته به قدرت کثیف و پیدا و آدم های مستقل نمای با رابطه های کثیف کم دلم خون نیست این را گذاشته ام به یک سو  و  در سوی دیگر خوب این جماعت شاعر و نویسنده را می شناسم و دلم را خوش کرده ام  که خیلی قر و قاطی نیستم با آن ها و اصولا فقط رفاقت می کنم و منافعی اگر پیش کسی ندارم گاهی منفعتی می شوم برای کسی دیگر و اگر این هردو اتفاق نیفتاده باشد در نهایت حضور بی ضرری دارم . پس دست رفاقت دوستان نزدیک و دور را در دست و برشانه ام همیشه حس کرده ام و گاهی دل ام به درد آمده است شدید . دلم می خواهد جامعه ی این ادبیاتی ها سالم باشد و این آرمان است . می دانم که نمی شود . تازه گی ها دلم خون تر  شده است از دست یک عده آدم که صنمی با ادبیات این مملکت ندارند و حالا تو بگیر به خاطر پول پدر یا مادر و یا ارث پدر و مادر بزرگ و یا به خاطر کارهای دیگری به پولی رسیده اند و مدرکی هم گرفته اند مثلا لیسانس ادبیات بعد بیا و بررسی کن ببین چند تا کلمه از دل حرف هاشان می توانی سالم و درست در بیاوری و ادعاشان سر به ابر می ساید و طیف خانم هاشان هم عشوه ونازشان که یک عده آدم کم ظرفیت را از راه می بُرد و یا برق پول های در حساب های بانکی شان . این ها قشر بورژوای ادبیات مایند (حالا بخندید و بگویید فلانی واپس گراست ) نه عزیزم  این ها تا مثل من و تو هستند این ادبیات را می چاپند و از مرده و زنده ی زحمت کشان این ادبیات مرده خوری و زنده خوری می کنند و می خواهند بر سرمایه ی نام شان برای فردا بیفزایند این ها در حقیقت دوبل سوء استفاده می کنند یکی در روابط اقتصادی شان و دیگری در روابط ادبی شان . به مرده و زنده هم رحم نمی کنند . نمونه اش هم همین مرگ منصور را می گویم افتاده اند به جان هم یکی پولش را به رخ دیگری می کشد و یکی توانایی اش را و یکی می گوید که همه چیز از من است و فلان و بهمان و اصلا ً هم به این فکر نمی کنند که تا همین چند روز پیش که منصور زنده بود کی سری به او زدند یا زنگی زدند و احوالی پرسیدند حالا دایه ی مهربان تر از مادرند . نه عزیز دلم این ها گلایه است . متن شاعرانه یا مقاله یا هیچ چیز دیگری نیست فقط کمی دلم گرفته از این اوضاع و می خواهم اصلا وارد بازی های این بورژواها نشوم . فلان خانم تا دیروز داشت رستوران اش را در لواسان می ساخت و توی دفتر کارش در پاسداران برند های اقتصادی اش را ورانداز می کرد حالا که منصور مرده آمده وسط برای خودش سودی ببرد فلان خانم دیگر تا دیروز فکر ملی گرایی همراه با مذهب راستینش بود و به وضعیت خوب حقوق بشر در ایران در شبکه های ماه واره صحه می گذاشت حالا که منصور مرده آمده سهم اش را بگیرد . فلان نفر در آستارا روزهای عاشورا شربت پخش می کند و سیاه می پوشد و گریه می کند  و یادش می رود که منصور به همین دلایل دل خوشی از او نداشت . من مرگ هیچ رفیقی را قسمت نمی کنم . یعنی در مرگ هیچ رفیقی نام خودم را حلوا حلوای سر دست و زبان ها نمی کنم . حالا هم که مجبور بنویسم این را ، من در بازی  بورژوازی ادبی هیچ وقت شرکت نمی کنم .

پویا عزیزی چهارشنبه نوزدهم تیر 1387  نظر بدهید!

حتماً می بخشیم تان چون نوبت ِ شماست

حتماً می بخشیم تان چون نوبت ِ شماست

 

در این مملکت ما که گل و بلبل اش روزی نامیدند و بر مدار شعر می چرخیده هر چه سخن وری و سلوک و فلسفه و عرفان بوده کم نبوده از این قضایا به خصوص در این روزها که ناجوانمردانه تر ست و با این آدم ها که ایستاده اند ستبر بر موضع تحجرشان و گاه گاهی دستی به گوشه ی سبیل (ببخشید سبیل برای خودش داشته روزی) ریش شان می کشند و احتمالاً صدای چرق کشته شدن شپشی هم می شنوی چه خواهی یا بیش تر چه توانی کرد .

همان به تر که در گوشه ی دنجی بنشینی و کاری پیشه کنی که توشه ای از مدنیت و علم و پیشرفت برگیری که بل که روزی کسی از در بررسی تاریخی در آید و گوشه ی عینکی بر اسم ات بچرخاند یا مثلا کمی آن نام را هم در بوق و کرنای استفاده ی خودش ببرد که این است چنین و آن جایش چنان و خیلی فلان و بهمان . بگذریم

این مملک بی در و پیکر برای خودش سیری را می رود که دخیل نیستی درآن به عنوان یک تابع و تصمیم نمی توانی برای بودن ات یا چگونه بودن ات بگیری برای نبودن ات آزادی و این هم خودش درکی ست ازآزادی ای نسبی که باید به باورش رسیده باشی این روزها . تمام گلایه ها و تمام خشم ها که بغض کنی و بعد در دل قطره اشکی بگنجانی اش یا بیش تر حکایت گنجاندن بحر به کوزه ای ست که خون دل می تراود از او یا بگو خون جگر .

بعد می بینی نوبت شان است و کم نکرده اند تازه خیلی کار هم ازدست شان برمی آید که نمی کنند و باید بروی شکر خدا را بکنی که کاری به کارت نداشته اند و گذاشته اند در خلوت خودت باشی یا باید دریوزگی پیشه کنی و از سگی استخوان مازادی طلب کنی که به به و چه چه هم ضمیمه اش باشد بل که ریزه خواری باشی که دیده شوی و این مرگ تو اگر نیست .چیست ؟

 

قضیه ی ما روشنفکران و منورالافکاران این مملکت بی پیر هم کم از این قاعدع مستثنی نبوده بل بیش ما را دچار خویش کرده ست البته . نمی خواهم سوال کنم و در همین جا می خواهم بخشیده باشم تان چون نوبت شماست . قبول .

چند تا از ما را اعدام کردید ؟

چندتا از ما را کشتید ؟

چند تا از ما را در زندان افکندید؟

به چند تا از ما در زندان تجاوز کردید ؟

چند تا از ما را بی خانمان کردید ؟

چند تا از ما را اخراج کردید؟

برای چند تا از ما شرایطی پیش آوردید که برویم ؟

چند تا از ما را از خودتان کردید ؟

چند تا از ما سگان جیره خور دریوزه ی شما و آن رسانه ی تان هستند ؟

 

راست اش را بخواهی در این اوضاع بی اوضاعی و این بهار بی برگی دل ام با این برخوردشان خوش شد که انگار هنوز هم جذبه ای داریم که می ترسند این ها کنار هم باشیم . بعد دیدم  پولی که توی این آخورهای فرهنگی ریخته ست و می خورند خواص و عوام را چه حاصل پول این مملکت زرخیز نیست و خودشان در آورده اند از زمین و می فروشند به زمان و می کنند خرج چنان که دلبخواه شان باشد . چرا خرج ما کنند که یک روزی هم بنشینیم و چنین بنویسیم . پس باید بترسند هنوز که قدرتی هم اگر هست با ماست .

یک روزی این دعوت نامه را از نهادی فرهنگی که شما و من دانشگاه اش می نامیم فرستاده اند برای یک شاعر که تصویرش را می بینی و پشت چه قدر تقدیر و احترام چهره ی فرهنگی یک عده مدیر را می بینی که بد شان نمی آید از هر موقعیتی برای اثبات خودشان در اقشار مختلف بهره ببرند و باز هوشیار تر از خود نمی ببینند که چونان جغدی شب بیدار بر سر اتاق خواب خصوصی ات هم ممکن است باشند دیگران و شنود کنند و ببینند بالاخره با زن ات چگونه می خوابی ؟ یا احتمالاً اگر قرار ست توطئه ای شکل بگیرد همان جا در نطفه اش خفه کنند .

آمدیم دیدیم چه کار خوبی ، یک عده شاعر و نویسنده و اهل ذوق را دور هم جمع دیدن و درمیان شان به فضل رسیدن. 50 تا 60 نفر از سراسر ایران را دعوت کردیم نه من تنها خیلی ها همین را گفتند که مگر می شود . این ها ؟

وما گفتیم و برای هم تفهیم کردیم که سیاسی نیستیم مگر عکس اش ثابت شوند .چه می کنیم مگر شعری می خوانیم . نمی دانستیم بوف کور همیشه جلوتر از هدایت حرکت کرد و درست اجازه داد تا تمام کارها شکل بگیرد و بعد شبی که ما می خواستیم حرکت کنیم گفتند که نیایید و اگر هم بیایید که ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

راست اش را بخواهی بعد دیدم آن قدر سیستم شان ضعیف و ناکارا ست که اول کسی را دعوت می کنند و استعلام نمی کنند که سابقه اش چیست ؟ بعد تازه می آیند تحقیق می کنند . این جز عدم کارایی چه چیزی می تواند باشد . البته عدم را هم خیلی دوست داریم ما . چون خیلی عدم داریم .

عدم رعایت حقوق بشر

عدم رعایت حقوق شهروندی

عدم رعایت اصول قانون اساسی

عدم رعایت حقوق زنان و کودکان

عدم رعایت حقوق کارگران

و....

و این دست آورد همه ی ما در تمام این سال هاست به اضافه ی چند سانتریفیوژ و چند هزار کیلومتر تظاهرات (پشت سر هم حساب اش کردم در تمام این سال ها ) ضد کشورهای مستقل دیگر و جهت نابودی شان .

اما از آن جایی که ما آدم های بخشنده ای نیستیم ولی چون نوبت شماست حتما می بخشیم تان . دارم می روم سری به کتاب جهان وطنی و بخشایش دریدا بزنم که رفیقی برای تولدم آورد . خوش حالم که انگار شما رودست خوردیده اید ازما . خودشان دعوت کردند و زدند زیرش به تر . گزک بیفتد دست ما

به قول علی اخگر

 

... تا حدی ست

که اگر بخواهيد از عرض يک خيابان يک طرفه عبور کنيد؛

بايد به هر دو طرف خيابان نگاه کنيد،

چون هيچ تضمينی وجود ندارد

که

در همان لحظه،

کاميونی ،

درست در وضعيت ورود ممنوع به شما نزند!

شما چه می گوييد؟

پویا عزیزی پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387  نظر بدهید!

جلسه نقد کتاب علامت بوسه می بارد 26/8/84 در فرهنگ سرای ارسباران

می خواستم گزارش نویسی کنم اما بعد دیدم همین طور از حافظه ام کمک بگیرم و خاطره نگاری کنم به تر است .

با دعوت هایی که کرده بودیم و هم چنین هماهنگی هایی که از یکی دو ماه قبل از برگزاری جلسه داشتیم قرار براین شده بود که جلسه با حضور شمس آقا جانی ، شیوا ارسطویی ، علیرضا بهنام ، پگاه احمدی ،علی شاه مولوی ، رویا تفتی ، مظاهر شهامت، رضا شمسی ، داریوش معمار، محمد آزرم ، مازیار نیستانی ،هادی جهان آبادی ، علیرضا سمیعی ، حمید شریف نیا ، هادی خوانساری ، سعید احمد زاده اردبیلی ، وحید ضیایی ، منیر پرورش ، محمد فامیلی ، امیر نجات شجاعی ، فرشید جوان بخش ، آرش اله وردی و ... دوستان دیگر شرکت کنند . دوستان اکثراً لطف کرده بودند و آمده بودند از جای جای ِ مختلف این تهران بزرگ و ایران بزرگ تر از اردبیل مظاهر شهامت، سعید احمد زاده اردبیلی آمدند و آیدین ضیایی با ایشان همراه بود . دوستان کرمانی مان که با مازیار نیستانی و رضا شمسی و حمید شریف نیا آمده بودند چندین نفر بودند که نام هاشان را به خاطر ندارم . حمید شریف نیا گویا می خواست عروسی برود، اواسط جلسه بود مادرش زنگ زد، عذر خواهی کرد، رفت . بقیه شان مانده بودند البته !

داریوش مهبودی ، و دوستان بسیار عزیز ِ من سعید طباطبایی که مجری گری جلسه را هم به او تحمیل کردیم و هم چنین مهری جعفری آمدند و سر فراز کردند همه ی ِ ما را. البته زحمت بیش تری هم بود که بر دوش سعید و مهری افتاد . حسن صفدری عزیز در جلسه به جمع ما پیوست . کیومرث منشی زاده هم بود که حضورش غنیمت بود . بعدتر خیلی دوستان دیگر آمدند مثل نرگس الیکایی و فاطمه مظفری نژاد عزیز که از اول حضور داشت . بهنام بدری ، آقای احراری ، مونا طالشی و خانم سجادی که اسم اش یادم رفت وخیلی های دیگر ، طوری که خیلی ها مجبور شدند بر پاها شان بایستند نه بر صندلی هایی که ما از قبل در سالن کوچک فرهنگسرا گذاشته بودیم . البته تشکر بسیار هم نصیب صبا نخجوانی بود که کنترل جلسه را با تجربه و تدبیر بر عهده گرفته بود و الحق که خوب هم توانسته بود که این کار را انجام دهد . ممنون ام صبا جان !

قبل از جلسه بعضی ها خبر دادند و خبر دار شدیم که نمی آیند مثلاً خانم پگاه احمدی را تلفنی خبردار شدیم که گویا کاری دارند و نمی آیند . علی شاه مولوی را بکتاش آبتین بُر زده بود از ما و گویا کیش هم بودند . آیدین ضیایی گفت که خانم اش مریض شده ، امیدوارم که خوب شده باشد .البته نقدش را در سایت اش گذاشت که لینک می دهم. منیره پرورش که شب قبل جلسه نقد کتاب اش بود و باران هم می بارید . به وصیّت سهراب عمل کرده بود و زیر باران رفته بود که سرما خورده بود و کاشکی تا الان خوب شده باشد . محمد آزرم و علیرضا سمیعی هم نیامدند و بعد هم نفهمیدیم چرا ! که جایشان خالی بود .

بالاخره بعد از کمی کافه نشینی در کافه تریای فرهنگ سرا به اتاق برگزاری جلسه رفتیم و هر کسی بر جایی نشست . جایگاهی که هر کسی سعی در حفظ آن داشت و گرنه کسی می نشست .

سعید احمد زاده اردبیلی نقدی را شروع کرد از متنی که نوشته بود و بر روابط میان مولف ، مخاطب بحث می کرد که در همین جا بعداً آن متن را خواهید خواند . روابطی که در ساختاری نمادین به روابط کالا و مصرف کننده می مانست و البته او از پس زمینه روایتی فاحشه گی و اصول رد و بدل شدن کالا ( احتمالاً تن به مثابه کالا و بعد تر شعر به مثابه ِ تن ) سود می جست که متن اش را خواهید خواند .

 

مظاهر شهامت برکنجی لب برای علامت بوسه و قابلیت ترجمه پذیری اشعار و هم چنین نوع کلی آن در دسته بندی ای که از شعر ِ اکنون ایران داشت پا فشاری کرد و هر چند که متن اش بلند می نمود و کامل وقت نشد که بخواند . آن متن را در زیر ِ همین یادداشت خواهید خواند .

متن خوانی کمی خسته کننده بود و علیرضا بهنام آن سنت را شکست و با ایراد سخن به نقد مجموعه پرداخت . بهنام با اشاره به جریان کارگاه براهنی و نوع شعری که آن کارگاه باب کرده است . گفت علامت بوسه می بارد نه تنها از تجربه های دهه ی هفتاد استفاده کرده است بل که در بیش تر موارد از آن تجربه ها فرا روی کرده و موفقیت را در همین کسب می کند . برای شاهد مدعایش از شعر علامت بوسه می بارد استفاده کرد .

 

هادی جهان آبادی نسبت به فرمول های ِ استفاده شده در نوع بیان این شعر نقد داشت و انتقاد را با ایراد مثال هایی بسیار ایراد کرد .

شیوا ارسطویی با این که من کتاب را همان شب ِ قبل به دست اش رسانده بودم و وقت خوانش زیاد نداشت صحبت کوتاهی کرد و بیش تر اظهار انتقاد از این نوع زبان را داشت . او با فروتنی تمام حضورش در این جلسات را برای یادگیری دانست در صورتی که بعضی مدعیان جلسه که حتا نیمی از بزرگی نام شیوا را نداشتند بسیار مغرورانه رفتار کردند . شیوای عزیز سپاسگزارم !

رضا شمسی و آیدین ضیایی هم سخن راندند . رضا شمسی علامت بوسه را مجموعه ای شیرین سرایش شده نامید و از ارتباط این جمله با شیرین نوازی در موسیقی سود جست و دیگر وقتی نبود چرا که قرار بود من را پشت آن تریبون بفرستند و سوال پیچ مان کنند که همین طور هم شد و گویا از این ورطه هم خود را خوب نجات دادیم . بعد شعرخوانی و سوال و جواب کیومرث منشی زاده صحبت کرد .

من شعر فرهنگ بوق ِ جامعهه هه هه هه هه! را خوانده بودم که از نظر ایشان شعر موفقی بوده است و هم چنین ابراز لطف شان بود نسبت به این حقیر که زبان فارسی را خوب بلد شده است و کاش جلال آل احمد هم این قدر فارسی بلد بود . ممنون ام از کیومرث منشی زاده . حسن صفدری عزیزم در سخن راندنی کوتاه در باب اختتام ، علامت بوسه می بارد را مجموعه ای خوشایند و موفق خواند . که این باعث افتخار بود .

آرش اله وردی متن کوتاهی داشت که وقت نشد و از او عذر می خواهم . مازیار نیستانی هم همین طور .

برای شام همه میهمان سعید طباطبایی و مهری جعفری شدیم که مدیا کاشی گر هم به جمع مان پیوست و از دیدارش خرسند شدیم .

در کل از دید تمام دوستان جلسه ِ خوبی بوده و من خود نیز بر این باور بودم . بحث ها بیشتر حرفه ای و خارج از حاشیه بود .هرچند که برخی سعی کردند به حاشیه ببرند اما کنترل ها آن قدر بود که جلسه این گونه نشد . از همه سپاسگزارم . به امید روزهایی نیک برای همه !

خبر جلسه را سایت ایلنا و ایسنا و هم چنین برخی روزنامه ها بازتابش دادند که ممنونیم و هم چنین گزارش کامل جلسه را قرار شد که روزنامه مردم سالاری بزند و مریم آموساهم برای ایلنا کار کرد .روی ادامه مطلب کلیک کنید و نقد بخوانید از مظاهر شهامت

پویا عزیزی شنبه بیست و هشتم آبان 1384  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آخرین مطالب ارسالی
ذائقه میل ِ ماست
"در ستایشِ بصیرتِ خیانت"
خبر رونمایی دوکتاب
در ِ تاکسی های نارنجی را نمی شود محکم به هم کوبید
دوشنبه، روز اعتراض فراگیر دانشگاهیان به سرکوبهای اخیر در دانشگاهها
بیانیه جمعی از شاعران و نویسندگان ایران در اعتراض به خشونت های رخ داده علیه مردم در وقایع اخیر

خبر شعرخوانی
خبر
نقد كتاب به وقت البرز مهرنوش قربانعلي
درباره وب
پویا عزیزی
آثار منتشر شده : 1-علامت بوسه می بارد (مجموعه ی شعر ) 1383 - نشر ارویج -تهران
2-تُهی (مجموعه ی شعر) نشر الکترونیک امضا 1387

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
سايت رسمي پويا عزيزي
تغيير براي برابري
پایگاه خبری دانشگاه امیر کبیر
سرود زده شعله در چمن
مجله ادبی هنری والس
مجله ادبیات و هنر (ماه مگ)
مجله ادبی وازنا
مجله ی ادبی صحنه ها
مجله ادبی جغد
مجله ادبی جن و پری
مجله ی شعر
مجله ی ادبی دوات
مجله ی ادبی سپیدار
مجله ی ادبی رواق
مجله ی ادبی غرفه ی آخر
مجله ی ادبی ماه و هور
مجله ی ادبی امضا
مجله ی ادبی پیاده رو
سایت خبری هفتان
مجله خبری عصر آدینه
مهرناز قربانعلی
مانا آقایی
زهره نعیمی
پگاه احمدی
آذر کیانی
شهرام عدیلی پور
ناهيد سرشكي
زینب حسن پور
لیلا فرجامی - طومار
بیژن فارسی
سوده نگين تاج
مریم رییس دانا
روجا چمنکار
نرگس الیکایی
ارمغان بهداروند
حسنا صدقی
فرزانه مرادی
سایت رخداد
عزت بهمنی
علی الفتی
مصطفا فخرایی
رباب محب
کتایون ریز خراتی
مینو نصرت
شقایق زعفری
احمد پوری
وحید آقاجانی
فخرالدین سعیدی
م.آذر فر
لیلا صادقی
سهراب رحیمی
شیوا مقانلو
شیدا محمدی
رزا جمالی
واژه
علی باباچاهی
حامد رحمتی
بهاره فریس آبادی
علیرضا طبیب زاده
علی مسعودی نیا
سهیل غافل زاده
منیرسادات حسینی
نسیم خسروی
ارش نصرت اللهی
کیمیا
مهدی مرادی
آسیه بطحایی
ابوالفضل پاشا
علی عبدالرضایی
ثریا کهریزی
علی قنبری
رضا کرد بچه
فرشته فرشاد
مریم جعفری آذرمانی
سحر سیاوشی
آزیتا قهرمان
علیرضا بهنام
محمد رضا جعفری
هرمز علی پور
بيستون
جلیل زاده
کبوتر ارشدی
علی فتحی مقدم
فرشته رسولی
وبلاگ پویا
سیاوش خدایی
نیکزاد زنگنه
مریم مالک
آرش اقبالی
آیدا سعادت
امیر رشیدی
سمانه موسوی (کابوس کبوتر)
سمانه عابدینی
شهاب الدین شیخی
کاوه مظفری
نازلی فرخی
مارال فرخی
پرستو الهیاری
آزاده دواچی
آفریدگاران فروتن شعر
عاطفه صرفه جو
فرامرز سدهی
حسین فاضلی
حمید شریف نیا
سیما سلطانی
ارغوان اشترانی
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
قالب وبلاگ

بخش ویژه

تغيير براي برابري


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ