تبليغاتX
رژي روي لب هاي جهان

chevili

پویا عزیزی

chevili

http://chevili.blogfa.com

رژي روي لب هاي جهان

رژي روي لب هاي جهان

رژي روي لب هاي جهان

پویا عزیزی
آثار منتشر شده : 1-علامت بوسه می بارد (مجموعه ی شعر ) 1383 - نشر ارویج -تهران
2-تُهی (مجموعه ی شعر) نشر الکترونیک امضا 1387 در شعر و شاعری و نقد

رژي روي لب هاي جهان

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    دوست و هموطن گرامی به سایت خودتان خوش آمدید ، امیدوارم لحظات خوبی را در این سایت سپری کنید، هرگونه پیشنهاد و انتقاد خودتان را در رابطه با مطالب سایت بیان کنید و ما را در بهتر مدیریت کردن سایت یاری کنید  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو مطالب
ایمیل مدیر
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " رژي روي لب هاي جهان " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
شکل گیری فرهنگ سلطه ستیز؛ پروین اردلان
احضار عزت‌الله انتظامی، پرویز پرستویی و کیومرث پوراحمد به ‌دادسرا‌ی جنایی
هشدار دادستان کشور به دانشجویان علیه ‘جریان آفرینی سیاسی’
شعر تازه از فرزانه قوامی
شعر تازه از منیره پرورش
شعر دهه ی هفتاد ادامه دارد
تهی در پیاده رو
گرد غربت بر نام چهره ماندگار شعر فارسي‌
گرد غربت بر نام چهره ماندگار شعر فارسي‌
به چالش کشیدن ِ وانموده ها و وانمایی - بودریار در ماتریکس
از " دست تاریک و دست روشن" گلشیری تا "زخم شمشیر" بورخس
از " دست تاریک و دست روشن" گلشیری تا "زخم شمشیر" بورخس
کم‌انگيزگى براى انتشار تازه، ناشران را دربرمى‌گيرد
خارهای تازه‌ی مرگ خارا
زبان فارسی انسانی نیست
متن کامل بیانیه جایزه شعر نیما
آزادی ۹ فعال زن به قید ضمانت
قصه ناشري به نام "حاجي زاده"در قصه بايا!
شب محمد حقوقی برگزار شد
سنگ قبر جلال آل احمد بازسازی می‌شود
تاخیر در برخی تعهدات و تعلیق در پرداخت جوایز جشنواره صلح و دوست
کاریکاتوری برای انفجار های شیراز
نامه سرگشاده اسماعیل خویی به عبدالکریم سروش
چند شعر از منیر سادات حسینی
سایت ادبی امضا به روز شد
شعر تازه از فریبا شادکهن
شعر تازه از منیره پرورش
شعر تازه از مهرنوش قربانعلی
شعر تازه از نرگس الیکایی
شعر تازه بهاره رضایی
شعر تازه از روجا چمنکار
چند شعر تازه از فرامرز سه دهی
شعر تازه فرزانه قوامی
شعر تازه پویا عزیزی
سناریو نویسان تخریب
فستیوال جهانی شعر صلح
فیلترشکن تازه
درباره ی شعر "از فکر تا فکر" از: علی- بابا چاهی
شعر تازه از آزاده نیکویی
چند شعر از الهام ملک پور(بازتاب بدون سانسور شعر های کتاب)
شعر تازه از روجا چمنکار
شعر تازه از شیما کلباسی
شعر تازه از پویا عزیزی
شعر تازه از مهدی جعفری
مرا بشاعران ای شاعراننده !
شعر های فیلیپ لارکین در وازنا
عمران صلاحی در گذشت !
شعر زیبا از منیر سادات حسینی را بخوانید
اعلام برنده ي جايزه ي شعر ماه مگ
سياست در آثار افلاطون - رسول عبدالمحمدي
کلیک کن دات کام
آرشیو تماس با ما


خبر رونمایی دوکتاب

‹‹ رونمائی ونقد و بررسی مجموعه شعر رضا کردبچه››

 "این نام از بیماری مزمنی رنج می کشد".

با حضور جمعی از منتقدان و صاحبنظران و دوستداران  ادب و هنر در خانه هنرمندان برگزار می گردد

زمان: سه شنبه 12 آبانماه - ساعت ١٩-١٧

مکان: خانه هنرمندان ایران - تالار بتهوون

منتقدان و مهمانان سخنران: آقایان کریم رجب زاده- ابوالفضل پاشا- علیرضا بهنام-فریادشیری- فرهاد اکبرزاده- پویاعزیزی

حضور برای تمام عزیزان و دوستداران شعر و ادبیات وهنر بلامانع می باشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کارگاه شعر فرهنگسرای کودک

برنامه ی روز چهارشنبه 13/8/88

 نقد کتاب «وقتی شبیه عجیب»سروده ی علی رضا بهنام 

با سخنرانی :

پیام فتوحیه پور

پویا عزیزی

ابوالفضل پاشا

 در ضمن در بخش دوم جلسه ، مهمان شعرخوانی سایر عزیزان حاضر در جلسه خواهیم بود.

حضور همه ی علاقه مندان آزاد است.

نشانی : خیابان شریعتی – روبروی خیابان دولت – کوچه ی امام زاده – فرهنگسرای کودک

 

پویا عزیزی یکشنبه دهم آبان 1388  نظر بدهید!

در ِ تاکسی های نارنجی را نمی شود محکم به هم کوبید

برای شروع بحث درباره ی مجموعه شعر " به وقت البرز" سروده ی مهرنوش قربانعلی راه های بسیاری به نظرم رسید ولی به تر این را دیدم که از بررسی کلی ودسته بندی آثار شاعرانه در یک چشم انداز ِ باز استفاده کنم . گرچه من سعی و تلاشی بسیار را برای افزودن ظرفیت و گسترش امکانات شعر و شاعری را مهم ترین مولفه و در واقع نقطه ی استراتژیک این مجموعه می دانم .

...

از منظر فمینیستی نیز تحشیه بر دیوار خانگی متنی کنشگر است اما  به  وقت البرز ضمن استفاده از واژگانی استعاری همچون چین دامن و مولفه های زنانه ی دیگر بیشتر مایه ی پدرسالارانه دارد . زیرا متن ظاهری که با گفتمان ها وساختارهای اجتماعی مسلط در ارتباط است ، می تواند مستقیماً  به فرهنگ پدرسالاری مربوط باشد . حرکت  به  سوی ساختارهای اجتماعی و تاریخی مسلط در تمام دوران ها  به  حذف مولف زن از اثر و تولید ادبیات پدرسالار می گردد که در ان امر فمینیستی و مولف زن از ابتدا حذف شده اند و اتفاقاً چون به   جنس مسلط مردانه سخن می گویند و نمی شود در برخورد با متن به  سادگی به جنسیت واقعی سوژه پی برد ، در نتیجه چنین متنی خود  به خود منکر وجود سوژه ی جنسی می گرددو از این راه به  حذف ِ خود می پردازد اتفاقی که عکس آن در تحشیه بر دیوار خانگی اتفاق می افتد . تمام این کلی گویی ها و جزء نگریهای سختگیرانه از قوت شعر ِ  به  وقت البرز و التذاذ حاصل از خوانش آن نکاسته و همچنان این شعر   را به  عنوان شعری موفق زبانی تثبیت می کند . تجربه ای که نه تنها با افزایش ظرفیت زبان در شعر بلکه با گسترش معنایی در فرهنگ مردم ِ مخاطب اش همزبانی های قابل تاملی دارد .

پویا عزیزی پنجشنبه سی ام مهر 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دوشنبه، روز اعتراض فراگیر دانشگاهیان به سرکوبهای اخیر در دانشگاهها

 بیایید روز دوشنبه را به عنوان روز اعتراض دسته جمعی دانشگاهیان به فضای سرکوب در دانشگاهها اعلام کنیم و از همین الان تمامی کسانی که سایت یا وبلاگی در اختیار دارند و به هر نحو می توانند اطلاع رسانی کنند تا این حرکت به صورت فراگیر در تمامی دانشگاههای کشور برگزار شود. این حرکت می تواند آغاز اعتراضات مستمر دانشگاهی علیه دولت نامشروع کودتا باشد. در این روز کلاسهای درس را تعطیل می کنیم و در محوطه دانشگاهها یکپارچه به اعتراض می پردازیم تا بدانند که عرصه علم، عرصه عربده کشی گزمگان چماق به دست و پاسداران تجاوز پیشه نیست.

رسانه شمایید. وقت تنگ است. اطلاع رسانی کنید

پویا عزیزی یکشنبه دوازدهم مهر 1388  نظر بدهید!

بیانیه جمعی از شاعران و نویسندگان ایران در اعتراض به خشونت های رخ داده علیه مردم در وقایع اخیر

بهشت من جنگل شوکران هاست و شهادت مرا پایانی نیست احمد شاملو حقیقت گاهی آن‌چنان تلخ است که به سختی می‌توان با آن رو‌به‌رو شد. حقیقت ستمی که در حوادث اخیر بر مردم به ویژه جوانان این مرز و بوم رفته چنین است. خبر وقایعی که به دنبال اعتراض‌های قانونی مردم و جوانان این سرزمین در بازداشتگاه‌‌ها و زندان‌ها رخ داد، هرچند بی‌سابقه نبود، اما به سبب وسعت و شدتی که داشت، اهل فرهنگ و ادب را بيش از پيش متاثر ساخت. تجاوز به شرافت و حیثیت جوانان پرشور این سرزمین تنها نشان از عناد بایک حزب یا گروه خاص ندارد و نمی‌توان آن را در لوای درگیری دوجناح سیاسی برای انتخاب شدن یا نشدن در انتخابات توضیح داد، بلکه چنین حادثه ای نشان دهنده دشمنی با مردمی است که سابقه چند هزار سال تمدن و فرهنگ جایگاه والاي ايشان را در جهان مشخص کرده است. ما شاعران و نویسندگان امضاء کننده این متن از قربانیان این فجایع و خانواده هایشان دلجویی می کنیم و جسارت‌شان را در بازگویی آن‌چه بر ایشان رفته، می ستاییم و به کسانی که با اعلام این فجایع و پیگیری آن مصلحت مردم را بر مصلحت خود مقدم دانسته اند آفرین می‌گوییم و بر سر آن‌ها که با هر مصلحتی در برابر این فجایع سکوت کرده‌اند فریاد می زنیم که وجدان انسانی‌تان کجا رفته است؟! کتمان این فاجعه از سوی هر کسی ظلمی‌ست که در حق شرافت انسانی روا می‌شود و راهی‌ست که برای مرتکبین ،جهت تکرار آن گشوده می‌شود ،چه بسا کسانی که امروز با سکوت خود مهر خاموشی بر این فجایع می‌گذارند فردا خود و خانواده‌هایشان قربانی ارتکاب چنین عمل شنیعی باشند و شک نداریم حتا اگر امروز همه کسانی که دستشان آلوده‌ي اين زشت‌كاري‌هاست، با هر ابزاری امکان کتمان این وقایع را فراهم کنند؛تاریخ و آینده به بهترین شکل پاسخ آن‌ها را خواهد داد . بكتاش آبتین(شاعر)، شبنم آذر(شاعر)، م.آذر‌فر(نقاش و شاعر)، سعید آرمات(شاعر)، محمد آشور(شاعر)، شمس آقاجانی(شاعر)، علی آموخته‌نژاد(شاعر)، مریم آموسا(شاعر و روزنامه‌نگار)، یاشار احد صارمی(شاعر)، سوری احمد‌لو(شاعر)، پرستو ارسطو (شاعر)، كبوتر ارشدی(شاعر)، مهدی استعدادی‌شاد(داستان‌نویس)، علی‌ اشرف‌درویشیان(داستان‌نویس و محقق)، سامان اصفهانی(شاعر)، زهره اكسیری(مترجم)، هوشیار انصاری‌فر(شاعر و مترجم)، علی‌ باباچاهی(شاعر و منتقد)، علی‌رضا بابایی(شاعر)، فرهاد بابایی(داستان‌نویس)، مهناز بدیهیان(شاعر)، رضا براهنی(شاعر، منتقد و داستان‌نویس)، كامران بزرگ‌نیا(شاعر)، موسی بندری(شاعر و داستان نویس)، محسن بوالحسنی(شاعر)، سیمین بهبهانی(شاعر)، علی بهبهانی( نویسنده و محقق)، علی‌رضا بهنام(شاعر)، بیژن بیجاری(داستان‌نویس)، روشنك بیگناه(شاعر)، كوشیار پارسی(داستان‌نویس)، ناصر‌ پاكدامن(نویسنده و محقق)، یونس تراكمه(داستان‌نویس)، رویا تفتی(شاعر)، محمد تنگستانی(شاعر)، ملیحه تیره‌گل(شاعر)، مجید تیموری(شاعر و داستان‌نویس)، مرتضی ثقفیان(شاعر)، سپیده جدیری(شاعر)، نوشین جعفری(روزنامه‌نگار)، مهری جعفری(شاعر)، شاپور جوركش(شاعر و منتقد)، رضا چایچی(شاعر)، چوکا چکاد(شاعر)، معصومه چوپانی(داستان‌نویس)، علی‌اصغر حاج‌سید‌جوادی(نویسنده و محقق)، فرخنده حاجی‌زاده(شاعر و داستان‌نویس)،حسن حسام(داستان‌نویس)، محسن حسام(داستان‌نویس)، مینا حسنی(شاعر)، پرویز خائفی(شاعر)، منصور خاكسار(شاعر)، نسیم خاكسار(داستان‌نویس)، ابو‌تراب خسروی(داستان‌نویس)،اسماعیل خویی(شاعر)، محسن خیمه‌دوز(منتقد)، شهناز دارابیان(شاعر)، شیرین‌دخت دقیقیان(داستان‌نویس)، آزاده دواچی(شاعر)، خسرو دوامی(داستان‌نویس)، حسین دولت‌آبادی(داستان‌نویس)، رسول رخشا(شاعر)، فروغ رخشا(شاعر)،مرضیه رسولی(روزنامه‌نگار)، آناهیتا رضایی(شاعر)، مینا رضایی فرخ (شاعر)، یدالله رویایی(شاعر)، فریبرز رییس‌دانا(نویسنده و فعال حقوق بشر)، ایرج زبردست(شاعر)، ناصر زراعتی(داستان‌نویس)، ناصر زر‌افشان(نویسنده و حقوق‌دان)، رویا زرین(شاعر)، علی زرین(شاعر)، محمد زندی(شاعر)، فرامرز سدهی(شاعر)، اكبر سردوزامی(داستان‌نویس)، سعید سلطانی طارمی(شاعر)،پیمان سلطانی(شاعر و موزیسین)، بابك سلیمی‌زاده(شاعر)، رضا شمسی(شاعر)، حبیب شوکتی (شاعر)، بهروز شیدا (منتقد و پژوهشگر ادبی)، لیلا صادقی(داستان‌نویس)، حمید صدر(نویسنده و محقق)، عباس صفاری(شاعر)، ایرج صف‌شكن(شاعر)، مهدی صمدانی(شاعر)، مسیح طالبیان(شاعر)، رضا عامری(داستان‌نویس و مترجم)، پویا عزیزی(شاعر)، محسن عمادی(شاعر)، آیدا عمیدی (شاعر)، حسین فاضلی(شاعر) ،حسین فاضلی(نانام)(شاعر و سینماگر)، لیلا فرجامی(شاعر)، بهاره فریس‌آبادی(شاعر)، بنفشه فریس‌آبادی(شاعر)،رضا قاسمی(داستان‌نویس)، عزت‌الله قاسمی(شاعر)، علی قنبری(شاعر)،داریوش كارگر(نویسنده و محقق)، یاسمن كاظمی(شاعر)، زیبا کرباسی(شاعر)، بهزاد كشمیری‌پور(داستان‌نویس)، شیما كلباسی(شاعر)، منصور كوشان(شاعر)، محمود كویر(شاعر و داستان نویس)، سعدی گل‌بیانی(شاعر)، لیلی گله داران(شاعر)، زهرا گنجی(شاعر)، سجاد گودرزی(شاعر)، شمس لنگرودی(شاعر، داستان نویس و محقق)، جواد مجابی(شاعر، داستان‌نویس و محقق)، رباب محب(شاعر)، آذر محلوجیان(مترجم)، مهرنوش محمد‌زاده(روزنامه‌نگار)، محمد محمد‌علی(داستان‌نویس)،رضا مرادی اسپیلی(مترجم و روزنامه‌نگار)، محمد‌حسین مرتجا(شاعر)، مهرنوش مزارعی(داستان‌نویس)، علی مسعودی‌نیا(شاعر و روزنامه‌نگار)، وریا مظهر(و.م.آیرو)(شاعر و نویسنده)، اكبر معصوم‌بیگی(نویسنده و محقق)، داریوش معمار(شاعر)، شهاب مقربین(شاعر)، الهام ملک‌پور(شاعر)، شهریار مندنی‌پور(داستان‌نویس)، حسن موذن‌زاده(داستان‌نویس)، بهزاد موسایی(نویسنده و محقق)، حافظ موسوی(شاعر)، گراناز موسوی(شاعر)، علی‌شاه مولوی(شاعر)، باقر مومنی(نویسنده و محقق)، داریوش مهبودی(شاعر)،نعمت میرزا‌زاده(م.آزرم)(شاعر)، فریاد ناصری (شاعر)، افتخار نبوی‌نژاد(مترجم)، امیر نجات‌حسینی(شاعر)، مینو نصرت(شاعر)، آرش نصرت‌اللهی(شاعر)، مجید نفیسی(شاعر)، علی نگهبان(داستان‌نویس)، پروین نگهداری(شاعر)، یاسر نوروزی(منتقد و روزنامه‌نگار)، پرتو نوری‌علا(شاعر)، حسین نوش‌آذر(داستان‌نویس)، مازیار نیستانی(شاعر)، پیمان وهاب‌زاده(شاعر)، فرزاد هاشم‌پور(داستان‌نویس)، افشین هاشمی(شاعر)، حسن همایون (شاعر و خبرنگار)، گلاله هنری(شاعر)، مهدی یزدانی‌خرم(داستان‌نویس وروزنامه‌نگار)، مهناز یوسفی(شاعر)

پویا عزیزی سه شنبه هفدهم شهریور 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دوشنبه های شعر/برنامه ی روز ۱۶/۶/۸۸نقد و بررسی کتاب «ویرگول ها به کنار! آمدنم آمده «تو» ببیند»سروده ی آفاق شوهانی منتقدان این جلسه عبارتند از:پویا عزیزی /ابوالفضل پاشا/علیرضا بهنام/علی اسداللهی/فریاد شیری در ضمن طبق روال جلسه های ...پیشین ، شعرخوانی سایر عزیزان شرکت کننده ، در انتهای جلسه برگزار خواهد شد زمان: دوشنبه ی هر هفته، ساعت 4:30 بعدازظهر

پویا عزیزی چهارشنبه یازدهم شهریور 1388  نظر بدهید!

خبر شعرخوانی

دوشنبه های شعر

برنامه روز 9/6/88

شعرخوانی ده تن از شاعران امروز

 نام شاعران به ترتیب حروف الفبا:
محمد آشور
پگاه احمدی
علی رضا بهنام
رضا چایچی
مریم خوانساری
یزدان سلحشور
آفاق شوهانی
فریاد شیری
پویا عزیزی
مهرنوش قربانعلی
در ضمن طبق روال جلسه های پیشین ، شعرخوانی سایر عزیزان شرکت کننده ، در انتهای جلسه برگزار خواهد شد

زمان: دوشنبه ی هر هفته، ساعت 4:30 بعدازظهر

مکان: تهران - خیابان شریعتی - رو به روی خیابان دولت - کوچه ی امام زاده - فرهنگسرای کودک

پویا عزیزی چهارشنبه چهارم شهریور 1388  نظر بدهید!

خبر

فرهنگسراي كودك دوشنبه (2 شهريور) نشست «دوشنبه‌هاي شعر» خود را به نشستي با عنوان «دفاع از شعر دهه هشتاد» اختصاص داده است.\
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) در اين نشست پويا عزيزي و آرش نصرت‌الهي به بحث و گفت‌و‌گو درباره اين موضوع مي‌پردازند.

در اين نشست موافقان و مخالفان حاضر در جلسه نيز مي‌توانند نظرات خود را مطرح كنند.

برگزاری اين سلسله نشست‌ها به تازگي توسط ابوالفضل پاشا، شاعر، پايه‌گذاري شده است.

اين نشست دوشنبه (2 شهريور) ساعت 16:30 در فرهنگ‌سراي كودك واقع در خيابان شريعتي، روبروي خيابان دولت، كوچه امام‌زاده برگزار مي‌شود.

پویا عزیزی یکشنبه یکم شهریور 1388  نظر بدهید!

نقد كتاب به وقت البرز مهرنوش قربانعلي

جلسه نقد و بررسي كتاب به وقت البرز سروده ي مهرنوش قربانعلي دوشنبه بيست و هفتم مرداد ماه در فرهنگسراي كودك برگزار خواهد شد . اين جلسه كه به مناسبت چاپ دوم اين مجموعه تدارك ديده شده است با سخنراني ابوالفضل پاشا، بهاره رضايي ، روجا چمنكار ، پويا عزيزي و ... پيرامون نقد كتاب همراه است . ضمن آزادي حضور براي عموم از كليه علاقمندان جهت حضور در جلسه استقبال خواهد شد . 

آدرس : تهران - خيابان شريعتي - روبه روي دولت - كوچه امامزاده - فرهنگسراي كودك - طبقه دوم 

دوشنه بيست و هفتم مرداد ساعت  4  و نيم عصر

پویا عزیزی سه شنبه بیستم مرداد 1388  نظر بدهید!

دوشنبه هاي شعر

دوشنبه های شعر

 

دوشنبه های شعر فرصتی ست تا کنار هم بنشینیم، از شعر بگوییم و از شعر بشنويم

زمان:دوشنبه ی هر هفته، ساعت 4:30 بعدازظهر

مکان:تهران - خیابان شریعتی - رو به روی خیابان دولت - کوچه ی امام زاده - فرهنگسرای کودک

 

برنامه ی دوشنبه 12/5/88 :نقد و بررسی کتاب "یک سیب در سه دیس" سروده ی محمد آشور

برنامه های آتی متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.

پویا عزیزی چهارشنبه هفتم مرداد 1388  نظر بدهید!

سيمان دگماتيسم منعطف نمي شود ؟(پاسخ به شهرنوش پارسي پور)

اتفاقاً اگر كم تر سرسري مي نگريستيد و سليقه ي هنري تان با اين نوع كمي انعطاف نشان مي داد و سيمان دگماتيسم كمي منعطف تر بود به راحتي در مي يافتيد كه ضعف اين نوع شعر ها كه آن موقع مي سروديم نه در غافلگيري مخاطب كه اتفاقاً نقطه ي قوت شان است و نه در نداشتن پيام بل كه ميان موازنه ي قدرت فرم و محتواست . ضعف اين شعر ها از جايي كه شما وارد شده ايد و باز هم از ديد من مي توانست توجه بيش از حد به فرم و بيان متفاوت و انگيزه ي نو گرايي افراطي باشد نه در نداشتن پيام ! اي كاش كمي با دقت تر عمل كرده بوديد ومن مجبور نبودم كه بگويم كه شما منتقد خوبي نيستيد .

پویا عزیزی شنبه سوم مرداد 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اسامی بازداشت شدگان 18 تیر

سهراب اعرابی فرزند خانم فهیمی از مادران صلح که در 23 خرداد باز داشت شده بود دیروز در تماسی با مادر سهراب به گفته شده به اوین رفته و جنازه فرزندش را تحویل بگیرد

 خبرهای رسیده تا به این لحظه حاکی از آن است که دادن جنازه به این مادر خود داری شده و همچنین در نامه ارسالی روز مرگ را 27 خرداد اعلام کردند

یعنی سهراب روزها ست که کشته شده ولی مادرش هر روز به اوین مي رفته تا جویای اوضاع پسرش شود

 اگر دست رو دست بگذاریم به تدریج خبرهای مرگ از اوین و دیگر زندانها برایمان می اید...

تک تک و به فاصله اعلام می کنند تا از هرگونه تجمع جلوگیری کنند

تاسف آوره

...........................................................

این لیست فقط برای روز 18 تیر است و شامل باداشتی های روزهای قبل نمی شود

............................................

ليست 90 نفره بازداشت شدگان 18 تير 88
1. آرش خرمیان - فرزند هاشم

2. آرش نیک فر - فرزند علیرضا

3. احسان حسینی - فرزند مسعود

4. احسان شمس آبادی - فرزند هاشم

5. احمد کوثری - فرزند علی اصغر

6. احمدرضا پولادی - فرزند محمدرضا

7. اصغر پویافر - فرزند نورالدین

8. افرا روشنی - فرزند محمود

9. اکرم عسگری - فرزند جمشید

10. امان ا... فولادوند - فرزند جم

11. امیر قاسمی - فرزند محمد حسین

12. امیر محمد ردایی - فرزند مصطفی

13. امیر نوری فرد - فرزند مهدی

14. ایمان حسنی - فرزند منصور

15. بهرام بابایی - فرزند کریم

16. بی بی هاشمی - فرزند آقا محمود

17. بی تا خاک نگار - فرزند سعید

18. پوریا خوانساری - فرزند حشمت ا...

19. پوریا رستمی پور - فرزند کرامت

20. پویا بیک زاده - فرزند ناصر

21. توحید بیگی - فرزند محمد حسین

22. حامد صابونی - فرزند کاظم

23. حجت کریمی قمبوانی - فرزند عباسعلی

24. حسین صفا - فرزند علی اکبر

25. حسین فرجی - فرزند احمد

26. حسین مبری - فرزند علی

27. حمیدرضا مسعودی - فرزند صمد

28. دارا رسولی - فرزند کریم

29. رضا طاهری - فرزند ابراهیم

30. رهام امیری فر - فرزند علیرضا

31. زهرا مرادی - فرزند علی

32. سجاد جلالی - فرزند محمد

33. سعید بهرادی - فرزند حبیب ا...

34. سعید حیدری - فرزند علی اکبر

35. سعید سلطانی - فرزند حمید

36. سعید گرایلی - فرزند غلامحسین

37. سکینه آرابی - فرزند غلام رضا

38. سوری ابراهیمی - فرزند حشمت

39. سید حسام الدین پورصرافی - فرزند سیدحسن

40. سید حمید موسوی - فرزند سید محمد

41. سید علی اکبر فردنژاد - فرزند سیدمحمد علی

42. سید کوروش خراسانی - فرزند سید یونس

43. سید محمدرضا حسینی - فرزند سیدمحسن

44. شایان آبیارعلی آباد - فرزند سهراب

45. شروين پارسي – دانشجوی دانشگاه زنجان

46. شهرام حلاج نیشابوری - فرزند مرتضی

47. علی ابریشمی - فرزند رضا

48. علی عبدا... زاده - فرزند آصف

49. علی کاظم زاده - فرزند مصدق

50. علیرضا زجاجی قمی - فرزند علی اکبر

51. علیرضا قربانزاده - فرزند غلامرضا

52. عماد خیاطی - فرزند محمد

53. عمار قمی - فرزند حسین

54. فخری مریزاده - فرزند علی محمد

55. فرانک خود نگاه - فرزند ملاداداش

56. فرهاد لشگری - فرزند ابوالفضل

57. فلورانس حاجبی - فرزند حسن

58. فهیمه السادات راد تهرانی - فرزند سید اسماعیل

59. قاسم محمدی - فرزند عباس علی

60. کاوه مظفری – عضو کمپین یک میلیون امضا

61. مجتبی راهنما – فرزند حسنعلی

62. مجید قربانی - فرزند علی

63. محمد تکاورصیاد - فرزند عزیز ا...

64. محمد حسی اتیقه چی - فرزند محمد رضا

65. محمد رضا فرضی - فرزند ابراهیم

66. محمد رضا مارال پور - فرزند محمد حسن

67. محمد سجاد بخارایی - فرزند احمد

68. محمد سعادتی - فرزند مرتضی

69. محمد شهوند - فرزند حسین

70. محمد عزیزی - فرزند رحمت ا...

71. محمد علی عاشوری - فرزند پرویز

72. محمد محمدزاده - فرزند مصطفی

73. محمد میرزاخانی - فرزند تیمور

74. محمد نیسی پور - فرزند جعفر

75. محمدعلی کرمی نوری - فرزند عبدا...

76. محمود پورباقر مهابادی - فرزند مصطفی

77. مرجان عبدالهی - فرزند محمد

78. مریم سررشته داری - فرزند ناصر

79. مریم عسگری - فرزند محمد

80. منصوره مظفری - فرزند علی اکبر

81. مهدی عباسی - فرزند مجید

82. میلاد قیاسی راد - فرزند منصور

83. ناصر امین علی - فرزند سلیم

84. نگار مقدمی - فرزند غلامحسین

85. نوید نصیرزاده - فرزند مصطفی

86. نیسم کلهری - فرزند علی

87. نیما آقا زاده - فرزند ناصر

88. نیما کوکلانی - فرزند اکبر

89. هادی مولایی - فرزند احمد

90. یاسر حسینی فرد - فرزند غلام علی

اضافه شده:
91. مينو كيامان - عضو كمپين يك ميليون امضا در اصفهان
92. سيده طاهره حسيني
93. مصطفي بنايي

منبع: مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

وضعيت بازداشت شدگان بحراني است

پویا عزیزی یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  نظر بدهید!

من ندانم با كه گويم شرح درد:

قصه رنگ پريده، خون‌سرد؟

روزنا- خون پاك ملت ايران، صداي فروخورده‌شاعران و نويسندگان اين مرزوبوم را به فريادي رسا بدل كرد، همراه و هم‌نظر با مردمي كه گشوده شدن روزنه‌اي، زخم عميق‌شان را عيان كرده است، اعتراض خود را به كساني كه با ناديده گرفتن صداي مردم عامل، ضرب‌وشتم و بازداشت‌هاي گسترده اخير هستند اعلام مي‌كنيم، و يادآور مي‌شويم كه هم بغض به سوگ نشستگان و دربندشدگان رخدادهاي اخير به سوگ نشسته‌ايم و هوادار عدالت و آرامشي هستيم كه تنها با احقاق حقوق ملت ايران برقرار مي‌شود. سيمين بهبهاني، رضا براهني، علي اشرف درويشيان، پوران فرخزاد، حافظ موسوي، منصور اوجي، ايرج صف‌شكن، عليشاه مولوي، مهين خديوي، ابوتراب خسروي، فرخنده حاجي‌زاده، كامران بزرگ‌نيا، مهدي يزداني‌خرم، شمس آقاجاني، پگاه احمدي، داريوش معمار، رويا تفتي، هوشنگ چالنگي، شهناز دارابيان، عزت‌الله قاسمي، كوروش كرمپور، محمود معتقدي، هوشيار انصاري‌فر، علي قنبري، علي عبدالهي، محمد آبيز، سعيد آذين، فرهاد حيدري گوران، سهيلا ميرزايي، شهاب مقربين، حسين فاضلي، علي مسعودنيا، فرامرز سدهي، پرويز خائفي، بهزاد موسايي، رضا بني‌عامري، عليرضا بهنام، بكتاش آبتين، ليلا صادقي، آرش نصرت‌الهي، ليلي گله داران، علي ثباتي، شيدا محمدي، علي الفتي، ليلا فرجامي، بابك سليمي‌زاده، پويا عزيزي، بهاره فريس‌آبادي، رسول رخشا، بنفشه قريس‌آبادي، ناما جعفري، غلامرضا بروسان، رضا شمسي، سعدي گلبياني، مازيار نيستاني، رويا زرين، سپيده جديري، موسا بندري، محمد ذوالفقاري، علي آموخته‌نژاد، سعيد آرمات، حسين شريفي، عليرضا بابايي، آزاده زارعيان، مهدي محمدي، احمد فريدمند، محمد زندي، پروين نگهداري، علي‌اكبر سليمانپور، سعيدمحمد حسني، رجب بزرافشان، الهام اسلامي، حامد رحمتي، آزيتا قهرمان، سهراب رحيمي، مظاهر شهامت، مها محقق، حسن صفدري، علي ميركازهي، عباس عارف، فهميه غني‌نژاد، احسان عابدي، مهري جعفري، رحيم رسولي، عليرضا عباسي، عليرضا فرهاني، ستار جانعلي‌پور، پرويز بابايي، جواد قاسمي، محمد شعباني، حسين ايمانيان، مهدي شام‌روشن، عليشام روشن، محمدمرات، مزدك موسوي

_________________________________________________________________________

تعداد امضای فعالان جنبش زنان به بیش از 400 رسید: به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد/ کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد

به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد

کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد

انتخابات غير دمکراتيک دهمين دوره رياست جمهوري گرچه از پراقبال ترين انتخابات اين دوره براي ايجاد تغيير مسالمت جويانه بود، آنچه در پي آن آمد اعتراض همگاني را برانگيخت.

طيف وسيعي از فعالان جنبش زنان، در کمپين ها و گرايشات مختلف، در کنار فعالان دانشجويي، کارگري، مدني و سياسي، قوميتي، روزنامه نگاران، و... در انتخابات شرکت کردند تا به دولت تبعيض نگر "نه" بگويند، و خواهان رفع تبعيض هاي جنسيتي عليه زنان شوند.

اميد به تغيير وضعيت، ميليون ها زن و مرد را به پاي صندوق هاي راي کشاند، اما نتيجه شمارش آرا اين اميد را به ياس بدل کرد و اعتراض گسترده ي مردمي را برانگيخت. اعتراضي که پاسخ حاکميت به آن خشونت عريان، ضرب و شتم ومجروح کردن و کشتن شهروندان عادي، بازداشت فعالان و وکلاي حقوق بشر، فعالان سياسي و مدني، روزنامه نگاران، فعالان دانشجويي و قوميتي و... بود.

دامنه خشونت هاي خياباني توسط نيروهاي سرکوبگر، اعم از آمر و عامل، بار ديگر دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي را به خاک و خون کشيد تا خاطره تلخ 18 تير کوي دانشگاه در ذهن خسته از خشونت ايرانيان انعکاسي پايان ناپذير يابد. خبر ها حاکي از آن است که تعداد قابل توجهي از دانشجويان دختر و پسر در شهرهاي مختلف ايران کشته، مجروح، بازداشت و/يا مفقود الاثر شده اند.

قطع همه مسيرهاي تلفني و اينترنتي در کنار موارد بالا، دسترسي نسبتا آزاد به اطلاعات و ارتباطات را به حداقل رسانده و باعث افزايش تشويش اذهان عمومي شده است. حاکميت با در دست داشتن مهم ترين رسانه ها، به ويژه صدا و سيما، منتقدان و معترضان به اقدامات قهري و تماميت خواهانه خود را اغتشاش طلب و اراذل و اوباش مي خواند و خشم مردم را دامن مي زند. در عين حال، همچنان با ناديده گرفتن حقوق مردم بيشترين خشونت را به انواع مختلف به آن ها اعمال مي کند.

ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، ضمن محکوم کردن تمامي اقدامات خشونت بار و تحقير آميزي که در اين سال ها عليه زنان و مردان ايران و در جهت سرکوب آن ها صورت گرفته است و مي گيرد، با تاکيد بر تداوم تلاش براي احقاق خواسته هاي جنبش زنان که نقش مهمي در اين سال ها در افزايش آگاهي و مبارزات مدني داشته است، همبستگي خود را با معترضان به نتايج انتخابات اعلام مي داريم، و خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان چند روزه اخير، و تامين وتضمين آزادي هاي مدني و سياسي در ايران هستيم.

بيست و نه خرداد 1388

اسامی کامل امضا کنندگان

آرزو حسيني ، آرش ضيايي ، آرش انواري، آرش نصيري، آرش نصيري اقبالي، آرش مهدوي، آريا مهدوي،آزاده اميري، آزاد مراديان، آزاده خسروشاهي، آزاده فرامرزيها، آزاده نعمتي، آزيتا شرف جهان، آسيه اميني، آنوشا شهسواري، آيدا سعادت، آيدا کريمي، آينده آزاد،آمنه شيرافکن، آذرخش صادق زاده، آینا قطبی یعقوبی،

ابراهيم طاهري، احترام شادفر، احسان نجف زاده، احمد بيگلو ،احمد صادقي، اخوان، اشکان ضيايي اشكان مسيبيان، اعظم ابطحي، افرا شکرلو،افسر قلعه مياندوابي، اکرم خير خواه، اکرم سلح جو، الناز انصاري، الهه اماني، اميد حسين زاده، اميد کلانتري، امير رشيدي، ايليا ماهان،اکرم مینویی،

بابك غياثي، باربد گلشيري، باوند بهپور، بلال مرادويسي، بهاره هدايت، بهجت حسيني، بهرام زنگنه، بهروز صحت لو، بهرنگ شاهين فر، بهزاد نيک فر، بهزاد خوشحالي، بهمن احمدي امويي، بهمن صحت لو، بهناز شکاريار، بيتا طاهباز،بيژن مشاور، بهاره علوی، بهناز یوسفی، بهنام اميني

پرتو نوري اعلا، پرستو اله ياري،پروشات شکرلو، پروين اردلان،پروين دانا،پروين ذبيحي،پروين ضرابي، پريا نعمتي، پريسا ربيعي، پريسا کاکائي، پويا حبيب خواني، پويا عزيزي،

تارا آغداشلو، تارا نجداحمدي، ترانه بني يعقوب، ترانه صادقيان ، ثريا قزل اياغ، ثريا فلاح، ترگل مصباح،مريم خدا رحمی، مرضيه بخشی زاده مرسده هاشمی

جمشيد آيين دار، جميله هاشمي، جواد صفوي زاده،جلوه جواهری،

حسن ماهان، حسن قمي، حسن نايب هاشم، حسين صحت لو، حسين فصيحي، حسين لاجوردي، حشمت صفايي، حميد ساغي،حميده نظامي، حامد صادقی، حسين قاضيان،

خالد توکلي، خديجه مقدم، خسرو تجربه کار، خشايار جهانيان،

داريوش حببي خاني، داود داوودي ، دکتر هوشنگ سبحاني، دلارام علي،

راحله حسيني، راضيه نعمتي، راميار منوچهر زاده، ربابه عظيمي، رزيتا شرف چهان، رضا افتاده، رضا رازي، رضا يزدي زاده مطلق، رضا ماهان، رضا نعمتي، رکسانا ستايش، رعنا هاشمي، روجا بندري، روحي افسر، روشنک قريشي،رويا درشتي، رويا صحرايي ، رويا کاشفي، رويا محمدي، رضوان مقدم روزبه میرچرخچیان

زارا امجديان، زانيار مراديان، زويا اسکندريان، زهرا فتا، زهرا محمدي، زهرا نبوي، زهره ارزني، زهره اسد پور، زهره امين، زهره عراقي، زينب پيغمبرزاده، زينت مقدم،

ژاله سالاري، ژيلا بني يعقوب،

سارا اسديان، سارا صباغيان، سارا محمدي، سامان شاه محمدي، سپهر ساغي، ستاره دباغ، ستاره سجادي، سجاد سلطان زاده، سحر سجادي، سحر صنيعي، سعيد موسوي، سعيده هاتف، سمانه عابديني، سعيد عبدي، سمانه فريد، سمانه موسوي، سميرا افخمي، سميه رشيدي، سميه فريد، سودابه سيرجاني، سوزان ذاکر، سوسن طهماسبي، سولماز احمري، سهراب كريمي، سهراب مهدوي، سهيلا مرعشي، سياوش منتظري، سيمين بهبهاني، سيمين مرعشي، سوسن محمدخاني غياثوند، سوسن نصيري، سونيا غفاري، سهيلا ستاري،

شقايق درخشان، شهاب الدين شيخي، شهرام آقامير، شهرام شيدايي، شهرزاد جهانيان، شهرزاد هاديان، شهلا شفيق، شيرين اردلان ، شيرين عبادي، شيرين فاميلي، شعله ايراني، شورانگيز داداشي، شهلا انتصاري، شيوا نجو، شكوفه سخی، شهلا لاهيجی، شیوا بدیهی نژاد، سيما حسين زاده، سمیه جدی،

صبا دباغ، صدف عدل گستر، صديقه مقدم، صفا پوينده، ،

طاهره ماشالله، طلعت تقي نيا، طاهره نجف زاده، طليعه نجف زاده، طيبه نجف زاده،

عذرا صمدي، عفت ماهباز، علي اخوان، علي اکبر خسروشاهي، علي صادقي، علي طايفي، علي عبدي، علي مشمولي، علي‌ واعظي پور، عاطفه اسديان، عباس ابراهيمي، علي روح الهي، علي عابدي، علي محمدي، علي هاشمي، عليرضا رهبري، علی فتوتی، عاليه مطلب زاده ، علی نيکويی

غزال اميري، غزال شولي زاده، غزاله نيک نيرويي،

فاطمه شاه نظري، فتانه عباسي فر، فتانه فراهاني ، فخري شادفر، فخري نامي، فراز يکيتا، فرانک فريد، فرحناز جمالي، فرخنده برکسه، فرخنده جبارزادگان، فرزاد طلوعي، فرزانه طاهري، فرشاد شعباني، فرشيد محمودي تهراني، فرهاد داودي، فريده جلالي، فريده غائب، فريده فرهنگ، فريده مقدم، فريده ميرزايي، فرين حسين روحانيان، فريناز آزادفر، فيروزه مهاجر، فاخته رازي، فاطره رازي، فاطمه خاني، فرحناز محمدي، فردوس شهبازي، فرزانه فصيحي، فرشته شيرازي، فرشته فصيحي، فرشته قاضي، فروغ سميع نيا، فرهاد شهبازي، فرهنگ نيک فر، فريبا داوودي مهاجر، فريدون مهربان، فريده جعفري، فريده يونسي،فرشته قاضی،

قدسي سرمست،

کاظم علمداري، کامبيز گرمستاني، کاوه رضايي ، کيوان اميري الياسي، کيومرث حکيم، كاوه قاسمي كرمانشاهي، كاوه ماهان، كبري كريمي، کاوه آهنگري، کلارا مراديان، کويستان گاداني

گلاله بهرامي، گلنازملک، گيتا طاهباز، گيتي خير خواه،

ليلا وثوقي، ليلا هاشمي، ليلا صحت، ليلي بهبهاني

مارال فرخي، مجيد ملکي ، محبوبه کرمي ، مرضيه محجوبي، مرضيه وفا مهر، مريم پناهي، مريم حسين خواه، مريم رضوي، مريم زندي، مريم مالک، مژگان ثروتي، مسعود شکري، مسعود كرمي، مصطفي عبدي، معصومه پريدار، معصومه عراقي، معصومه مسعودي، ملوک ملاحسيني، مليحه رزازان، منصور تيفوري، منصوره شجاعي، منصوره مسعودي، منوچهر فريد، منيژه مرعشي، مونا عليخواه، مهدي مجتهدي، مهرانگيز کار، مهرنوش اعتمادي، مهسا خيرالهي، مهسا شکرلو، مهشيد جوانمرد، مهين رضوي، مينا زندي، مينا کريمي، مينا ماني، مارال ابراهيمي، مجيد محدوي، محبوبه عباسقلي زاده، محمد جعفري، محمد رازي، محمد رحمتي، محمد ضيايي، محمود شهبازي، مرتضي صادقي، مرضيه آريان فر، مريم اقا ربيعي، مريم بهرمن، مريم بهشتي، مريم رحماني، مريم سطوت، مريم فراهاني، مريم ياسمين شيرازي، مژگان جعفريان، مسعود حکمتي، مونا فتا، مهدي آقايي، مهدي فتاپور، مهري قلعه مياندوابي، مهين خانبخش، ميترا شجاعي، ميثم رحمتي،منيره کاظمی، محبوبه محبی، مریم امی، مریم مجد، مهناز محمدی، مریم قنبری، محسن مالجو، محبوبه حسین زاده، مهرداد ترابی، مریم کسایی،

نادر حاجي محسن، نازلي فرخي، ناصر کلانتري، ناهيد جعفري، ناهيد کشاورز، ناهيد ميرحاج، نرگس خسروي، نرگس طيبات، نسترن موسوي، نسرين ستوده، نسرين سياوشي، نسرين صمدي، نسيم خسروي مقدم، نسيم سرابندي، نسيم سلطان بيگي، نسيم کريمي، نفيسه آزاد، نگار نهاوندي، نوشين احمدي خراساني، نوشين خاکي، نويد محبي ، نيره توحيدي ، نيکزاد زنگنه، نيلوفر انسان ، نيلوفر کشميري، نيلوفرگلکار، ، نرگس عاددي، نرگس کرمانشاهي، نسيم سالاري، نوا عليخاني، نوشين پرند، نيک دوره، نيما قاسمي، نينا وباب، نريمان رحيمی، ناهید توسلی، نوشين كشاورزنيا،

وجيهه مقدم، وهاب دوستي دوكشكاني، ويدا بيگلري، وجيهه الزمان معتمد هايده تابش، هدي امينيان، هما کاوياني، هما مداح، هنگامه مشهدي الاصل،

ياسر عزيزي، ياسمن گرمستاني، ياشار گرمستاني، ياور خسروشاهي،ويدا قنبرپور، هدی کیانی راد

_____________________________________________________________________________


بیانیه‌ ی جمعی از وبلاگ ‌نویسان

ما، گروهی از وبلاگ‌ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت ‌آمیز و سرکوب ‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.
حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.
                                                                      پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
                                                              بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی
____________________________________________________________________________

بیانیه جبهه ملی ایران- اروپا

درباره پیکار قهرمانانه جوانان ایران

 

جوانان آزاده ایران،

 

    هنگامیکه ماداران و پدران شما با شعار " آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی" به میدان آمدند، به آنها گفتند که برای حفظ یکپارچگی صفوف تظاهر کنندگان شعار "آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی" را بدهید زیرا که در جمهوری اسلامی عدل علی حکمفرما خواهد بود. انقلاب شد و بزور ِ رای آنهاییکه نمیدانستند چه میخواهند جمهوری اسلامی برقرار گردید. چندصباحی نگذشت که ندای آزادی را خاموش کردند و زندانها را پُر. وبرای جا بازکردن در زندانها، چندهزاری را یکجا به گورستان خاوران فرستادند. از آن پس هرازگاهی بیشتر از برای شوخی انتخاباتی برگزار کردند. در دوم خرداد وقتی مردم و خاتمی از روی سوء تفاهم شوخی آنها را جدی گرفتند، 9 روزی یکبار به سیدخندان نیش زدند، گریه اش را در آوردند تا بازهم مردم بگیرند که بازی جدی نبوده و توقع بیجاست! کسی را به وسط فرستادند که خوشرقصی کند و طوطی وار حرفهایشان را تکرار کند. امر به او مشتبه شد، بجای سایه زور، هاله نور دور سر خود دید. با طنابی که دور گردنش انداخته بودند، پشتک و وارو میزد و به رهبر ِ دشمن شناس جای دوست و دشمن نشان میداد.

مملکت را به خاک سیاه  نشاندند، دزدی، فقروفحشا و بیکاری واعتیاد بیدادمیکرد. دیگر اوضاع خیلی وخیم شده بود. اجازه دادند سید دیگری پای به میدان بگذارد که بیشتر از قماش مردم است تا فاستونی از مردم بهتران. شوخی اینبارهم، ندانسته جدی گرفته شد. جوانانی پرشمار وارد کارزار شدند. شور و هیجان آنها سیدی را که از کوچه های دودی انقلاب برآمده بود، پروبال داد، هولش دادند، بیانیه هایی صادر کرد. قول تاسیس وزارتخانه حقوق بشر داد، پای از گلیمش برون گذاشت. مورچه به لانه زنبور افتاد و لرزه بر اندام مومیائیان قرون وسطائی تیغ بردست. با دستپاچگی خواستند میز بالا کشیده و بازی بهم زنند.

ولی دیگر دیر شده است. اینبار نه تنها جوانان که بیشترین ملت میخواهند بازی را تا آخر خط برانند. موضوع کاملا جدیست! اینبار سراغ رایشان را میگیرند و مومیائی معظم را دیکتاتور میخوانند، ندا به میدان میفرستند، فداکاری کرده و حماسه می آفرینند. دربرابر گلوله های مزدوران مومیایی که بیشتر فکر حساب بانکی  بسته شده پسرش است تا فکر دوماه آینده اش، سینه سپر میکنند. و این جای شگفتی نیست. هیچگاه علاقه به قدرت فقط ریشه اعتقادی ندارد. چه بسا که ناخواسته با بندهای گوناگون اجتماعی  به دیگر منافع شخصی مرتبط میشود. نگاه کنید به مزدوران دویست هزارتومانی تا سرداران سپاهیش که از فربه گی جسمی و مالی  کور و کر شده و وحشیانه به طرف شما قداره بند میتازانند.

جوانان مام وطن، دلاوری های شما شکاف میان حکام دینفروش را ژرفتر کرده است. برخی از آنها که کمی دوراندیش ترند متزلزل شده اند و برخی دیگر جرات حرف زدن پیداکرده اند. میرحسین هم، تابحال، انصافا که با شهامت خوب ایستاده است. ببینیم تا کجا وبه چه بهایی؟ ولی باید پذیرفت که او هم حدود و ثغور خود دارد. باید تا آنجاییکه پیش میرود پشت او را گرم نگهداشت و خالی نکرد . چه بسا که او بتواند میان مدت مصالحه خوبی بکند و راهی را ازین رویارویی کشنده و به بن بست رسیده، پیدا نماید تا کمتر خونریزی بشود. اما این یک احتمال است و نه بیشتر. هشیاری و دوراندیشی حکم میکند که باید در اشکال مناسب با شرایط کنونی سازمان یافت و نقشه احتمال دیگری را هم ریخت. چه، اگر میرحسین شکست بخورد؟ آری باید فکر این شکست را هم کرد. قدرت شما در تعداد و اتحاد شماست. برای پیروزی باید نیروی بیشتری را به خیابان آورد. کم و کیف نیروی خود را دقیقا سنجید، آنرا ناخواسته فراری نداد، بی گدار هدرشان نکرد و هدفمند و موثر بکارش گرفت.

فرزندان سرفراز ایران

جنبش شما تا همینجا که پیشرفته، پیروزی بزرگی بدست آورده. شما با خواست و شعار"ابطال انتخابات" دیکتاتور معظم را وادار کردید که پرده دری کند و خود را بعنوان فرمانده کودتا به مردم معرفی نماید. این خود یک پیروزی بزرگیست. شما ناقوس مرگ دیکتاتوری را بصدا درآوردید. با این همه در قدمهای اول کارید. این بازی تاریخی را با خونسردی جدی بگیرید و حساب حرکتهای بعدی را هم بکنید. شعارهایتان را طوری انتخاب کنید که هم اقشار و گروهها بیشتری را به سمت شما بکشاند وهم قشرها ی دودل ومردد را فراری ندهد تا بدین ترتیب روزبروز برصفوف شما افزوده شود.  باشد که در آخر این بازی شیرازه کشور فرونریزد. بلکه تاحد امکان تغییر مثبت و مسالمت آمیزی به سود حاکمیت ملت میسر گردد. در شرایط بسیار مناسب و آماده بین المللی کنونی تا آنجا که در توان ماست از شما پشتیبانی میکنیم. پیکارشما بخشی از پیکار بشریت مترقی است و دلاوری های شما مایه افتخار ماست.

 

پاینده ایران

پویا و پابرجا باد مبارزات ملت ایران برای آزادی و دموکراسی

شورای عالی جبهه ملی ایران- اروپا

ششم  تیرماه 1388

______________________________________________________________________________

نامه استادان دانشگاه و پژوهشگران ايرانی خارج از کشور به دبيرکل سازمان ملل متحد در اعتراض به بازداشت گسترده فعالان سياسی ايران

جمعه‏، ۲۶ ماه جون ۲۰۰۹‏
دبيرکل سازمان ملل متحد
عاليجناب بان کی مون

در آغاز از جنابعالی نسبت به صدور بيانیۀ اخيرتان در رابطه با بحران اخير حقوق بشر در ايران سپاسگزاری می کنيم. در طی روزهای اخير صدها تن از شرکت کنندگان در تظاهرات مدنی به دست نيروهای انتظامی و مأموران لباس شخصی وحشيانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آماج گلوله های آنان گشته اند . در اين در گيری ها شماری از شهروندان کشته و صدها نفر به زندان افتاده اند. حکومت ايران ندای اعتراض مردم به نتايج انتخابات رياست جمهوری اخير را با خشونتی انتقامجويانه پاسخ داده است. تا به حال نزديک به سيصد تن مقامات کابينه های دولتهای پيشين، مخالفان نامدار، فعالين اجتماعی، و خبرنگاران به نحو غيرقانونی دستگير شده و گاه در مکانهای اعلام ناشده به حبس افتاده اند. دستگيرشدگان از داشتن وکيل محرومند، و بنا بر رويه معمول دولت ايران و طبق اخبار مورد اعتماد، بسياری از آنان تحت فشار هستند تا به ارتکاب خيانت ناکرده اعتراف نمايند. فهرست شماری از دستگير شدگان از اين قرار است:
محمد علی ابطحی (معاون سابق رياست جمهوری)، رضا عليجانی (روزنامه نگار)، اردشير امير ارجمند (استاد حقوق)، محسن امين زاده (معاون سابق وزارت امور خارجه)، محمد رضا عطريانفر (سياستمدار جناح مخالف)، ژيلا بنی يعقوب (روزنامه نگار)، قربان بهزاديان نژاد (استاد دانشگاه)، محمد قوچانی (روزنامه نگار)، سعيد حجاريان (مشاور سابق رياست جمهوری و عضو سابق شورای شهر. او که در جريان سوءقصد عناصر لباس شخصی در سال ۲۰۰۰ بشدت مجروح و نيمه فلج گشته است نيازمند رسيدگی فوری پزشکی است)، محمد رضا جلائی پور (فعال دانشجوئی)، سعيد ليلاز (روزنامه نگار)، محسن ميردامادی (عضو سابق مجلس)، عبدالله مومنی (فعال دانشجوئی)، بهزاد نبوی (عضو سابق مجلس)، عبدالله رمضان زاده (سخنگوی سابق دولت)، هدی صابر (رونامه نگار)، محسن صفائی فراهانی (عضو سابق مجلس)، سعيد شرکاوند (معاون سابق وزارت دارائی)، شهاب الدين طباطبائی (رزنامه نگار)، عبدالفتاح سلطانی (وکيل دادگستری)، علی تاجرنيا (عضو سابق مجلس)، محمد توسلی (شهردار سابق تهران)، مصطفی تاجزاده (معاون سابق وزارت کشور)، غلامرضا ظريفيان (استاد دانشگاه)، احمد زيد آبادی (روزنامه نگار).

با کمال احترام آن جناب را فرا می خوانيم تا ضرورت التزام به قراردادهای بين المللی در رعايت حقوق بشر را که حکومت جمهوری اسلامی ايران نيز به آنها متعهد است به آن حکومت يادآور شويد. حکومت ايران بايد متذکر باشد که حبس ناموجه شهروندان، سرکوبی خشن تظاهرات مسالمت آميز، دستگيريهای فاقد محمل قانونی، و گرفتن اعتراف از طريق شکنجه از مصاديق نقض قوانين بين الملل و قانون اساسی خود آن کشوراست. بررسی شکايتهای واصله درباره تخلفات گسترده در انتخابات اخير رياست جمهوری می بايد در فضائی مسالمت آميزبا نظارت ناظران بی طرف و از مجاری قانونی صورت گيرد.
علی الخصوص، از جنابعالی درخواست می کنيم نماينده ويژه ای برای رسيدگی به تحولات ايران و تهيه گزارشی از آن منصوب داريد. در صورت امکان، موجب امتنان فراوان خواهد شد اگر شخص حضرتعالی بتوانيد در طی سفری فوری به تهران مسئولان حکومت ايران را از مراتب نگرانی جدّی جامعۀ جهانی آگاه فرماييد.
در پايان مراتب قدر دانی خويش را نسبت به اقدام جنابعالی در انتشار بيانيه مؤرّخ دوم تير ۱۳۸۸ درباره بحران ايران اعلام می کنيم و بی صبرانه خواهان ايفای نقش راهبردی آن جناب در جلوگيری از گسترش خشونت و خونريزی در ايران هستيم.
امضا کنندگان:

اروند آبراهاميان، استاد تاريخ، بارو کالج نيويورک
تورج اتابکی، استاد تاريخ، دانشگاه ليدن
کاوه احسانی، استاديار علوم سياسی، دانشگاه دوپال
سعيد امير ارجمند، استاد ممتاز جامعه شناسی، دانشگاه نيويورک، استونی بروک
عبدالعلی بازرگان، فعال سياسی و زندانی سياسی سابق
مازيار بهروز، دانشيار تاريخ، دانشگاه ايالتی سان فرانسيسکو
منصور بنکداريان، استاديار تاريخ، دانشگاه تورنتو
علی بنو عزيزی، استاد علوم سياسی، بوستون کالج
مهرزاد بروجردی، استاد علوم سياسی، دانشگاه سيراکيوز
آصف بيات، استاد جامعه شناسی، دانشگاه ليدن
نيره توحيدی، استاد مطالعات زنان، دانشگاه کاليفرنيا، نورثريج
فاطمه حقيقت جو، محقق، دانشگاه ماساچوست،بوستون
فرهاد خسرو خاور، استاد مدرسه عالی مطالعات اجتماعی و استاد ميهمان دانشگاه هاروارد
حميد دباشی، استاد مطالعات ايرانی و ادبيات مقايسه ای، دانشگاه کلمبيا
نسرين رحيميه، استاد تاريخ، دانشگاه کاليفرنيا، ايروينگ مصطفی رخ صفت، ويراستار سابق کيهان فرهنگی
روحی رمضانی، استاد ممتاز بازنشسته علوم سياسی، دانشگاه ويرجينيا
عبدالکريم سروش، عضو پيوسته فرهنگستان علوم ايران
احمد صدری، استاد جامعه شناسی و صاحب کرسی مطالعات جهان اسلام، ليک فورست کالج
محمود صدری، استاد جامعه شناسی، دانشگاه تگراس ومنز
حسين ضيائی، استاد و رئيس گروه مطالعات ايرانی، دانشگاه کاليفرنيا در لوس آنجلس
رضا فراهانی، استاد ميهمان روانشناسی، سيتی کالج نيويورک
فريده فرهی، گروه علوم سياسی، دانشگاه هاوائی در مانو
مهرانگيز کار، محقق ميهمان گروه حقوق دانشگاه هاروارد، زندانی سياسی سابق
محسن کديور، استاد ميهمان فلسفه و کلام، دانشگاه دوک
احمد کريمی حکاک، استاد ادبيات، فرهنگ و زبان فارسی، دانشگاه مريلند
آرنگ کشاورزيان، دانشيار مطالعات اسلامی و خاور ميانه، دانشگاه نيويورک
حسين کمالی، استاديار ميهمان مطالعات ايرانی-اسلامی، دانشگاه کلمبيا
آزاده کيان، استاد جامعه شناسی و رئيس گروه مطالعات زنان، دانشگاه پاريس
اکبر گنجی، فعال سياسی، روزنامه نگار و زندانی سياسی سابق
عطاالله مهاجرانی، معاون نخست وزير و وزير فرهنگ سابق
آرش نراقی، استاديار فلسفه و دين، موراوين کالج

_____________________________________________________________________________

بيانيه مستند سازان در واكنش به وقايع اخير

ما مستندسازیم، کار ما کشف و بیان حقیقت است. حقیقت از طریق بیان همه جانبه‌ی واقعیت امکان‌پذیر است. در رویدادهای اخیر کشور، رسانه‌ی ملی با پنهان‌سازی واقعیت، امکان دسترسی به حقیقت را برای افراد جامعه غیرممکن می‌سازد.

ما مستندسازیم، کار ما کاری رسانه‌ای است. صداوسیما به‌عنوان رسانه‌ی ملی متعلق به کل جامعه و موظف به بازتاب واقعی رویدادهای اجتماعی و تنوع دیدگاه‌های متفاوت است؛ پس نباید سخنگوی یک جناح خاص باشد و بخش وسیعی از جامعه را حذف کند.

ما مستندسازیم، کار ما هنر است و متعهد به فرهنگ، هنر و زبان سرزمین خود هستیم. زبان خبری باید حافظ اصول اخلاقی و شرافت جامعه باشد. صداوسیما با تحریف و حذف خبرها و کاربرد ادبیات خبری تحقیرآمیز، از یک‌سو دروغ گفتن و دروغ‌پراکنی را به امری عادی در جامعه تبدیل می‌کند و از سوی دیگر مردم را با اصطلاحاتی موهن خطاب ‌کرده و با این لحن و ادبیات، ملت را به سوی اغتشاش و تقابل می‌کشاند.

ما هشدار می‌دهیم در شرایط ملتهب فعلی، محروم کردن جامعه از بیان صلح‌آمیز مطالبات خود می‌تواند به بروز واکنش‌های خشونت‌آمیز بیانجامد؛ جامعه‌ای که مردم آن تا پیش از روز انتخابات با آرامش و در کنار یکدیگر به تبلیغ نظرات خود می‌پرداختند.

ما هشدار می‌دهیم این نوع عملکرد، در حکم مشارکت در هر نوع خشونت، هر نوع کشتار، هر نوع دوپارگی اجتماعی و هر فاجعه‌ی انسانی در جامعه است و جامعه‌ای را که می‌تواند حول مفهوم عدالت به وحدت ملی برسد، به بخش‌های متخاصم و رودرو تقسیم می‌کند.
یکایک مردم این سرزمین، در این سی سال، در تک‌تک روزها، در غم و شادی هم شریک بوده‌اند، در کنار هم جنگیده‌اند، و شهید و قربانی داده‌اند.

ما ملتی هستیم با تاریخ چند هزار ساله. همه با هم‌ایم و همه شریک این تاریخ و این سرزمین.

ما را چند پاره نکنید
امضاکنندگان:
1.محمدرضا اصلانی 2. محمد تهامی‌نژاد 3. رخشان بنی‌اعتماد 4. پیروز کلانتری 5. محسن عبدالوهاب 6. اُرد زند 7. همایون امامی 8. ناصر صفاریان 9. مجتبی میرتهماسب 10. محبوبه هنریان 11. حسن بهرامزاده 12. بهرام عظیم‌پور 13. ابراهیم مختاری 14. کامران شیردل 15. محمدرضا مقدسیان 16. پرویز کیمیاوی 17. خسرو سینایی 18. مهوش شیخ‌الاسلامی 19. فرهاد ورهرام 20. هوشنگ آزادی‌ور 21. مهناز افضلی 22. رضا حائری 23. احمد میراحسان 24. فرهاد مهرانفر 25. مانی پتگر 26. مهرداد زاهدیان 27. رخساره قائم‌مقامی 28. مهناز محمدی 29. محمد رسول‌اف 30. حمید سهیلی‌مظفر 31. محمد جعفری 32. آذر مهرابی 33. غلامرضا کتال 34. ناهید رضایی 35. مجید موثقی 36. سودابه مرتضایی 37. محسن خان‌جهانی 38. هادی آفریده 39. میترا منصوری 40. بنفشه خشنودی 41. ماجد نیسی 42. ایرج مصلحی میلانی 43. سعید نادری 44. محمود مقدس‌جعفری 45. شهرام درخشان 46. نادر خادم طریقت 47. لیدا معینی 48. جواد نجم‌الدین 49. امیرحسین بهبهانی 50. آرش رئیسیان 51. احمد زاهدی 52. پویان شاهرخی 53. مصطفی شیری 54. محمدرضا مرزوقی 55. مهدی باقری 56. حمید بهاری 57. بابک بهداد 58. آزاده بیزارگیتی 59. جواد توانا 60. محمد رازدشت 61. مریم حق‌پناه 62. محسن غلام‌زاده 63. کاوه بهرامی‌مقدم 64. اسماعیل امامی لنگرودی 65. حمید جعفری 66. بهزاد خداویسی 67. فرناز جمشیدی‌مقدم 68. رضا بهرامی‌نژاد 69. محسن استادعلی مخملباف 70. عباس امینی 71. هیوا امین‌نژاد 72. مهدی گنجی 73. مهدی پریزاد 74. محمدصادق جعفری 75. محمد شیروانی 76. محسن نظری 77. منوچهر مشیری 78. علی شهریاری 79. ابراهیم حقیقی 80. فرحناز شریفی 81. پدرام اکبری 82. علی ارکیان شریفی 83. حسین دلیر 84. سوسن بیانی 85. محسن امیریوسفی 86. محمد خلیل‌زاده 87. ابراهیم سعیدی 88. پریوش نظریه 89. محمد راسخ‌فر 90. حمیده شریف‌راد 91. سعید وحیدی 92. خاطره حناچی 93. سیدعلیرضا رسولی‌نژاد 94. مرتضی‌ شاملی 95. علی‌رضا دهقان 96. میلاد بهار 97. مهدی قربان‌پور 98. مهدی اسدی 99. بابک شیرین صفت 100. محمدحسن صائمی 101. احمدرضا صدقی‌وزیری 102. محمدرضا فتاح‌حسینی 103. کورش فرزانگان 104. احمد گل‌نراقی 105. کورش افشارپناه 106. رضا مجلسی 107. رضا ضیائی دوستان 108. ابوالفضل حاج‌سعید 109. فواد عفراوی 110. مازیار بهاری 111. بهمن کیارستمی 112. هوشنگ فضلی فهرست تکمیلی:
(تا تاریخ 31 خرداد 88 ، مستندسازان زیر نیز به جمع امضاکنندگان این بیانیه پیوستند):
1 . فرشاد فداییان 2. محمد احمدی 3. علا محسنی 4. کیوان علیزاده کیانی 5. مجید خالقی سروش 6. پوران درخشنده 7. منصوره محمودی 8. صمد شیدایی 9. نسیم نجفی 10. یاسمن تورنگ 11.سعید تارازی 12. آیدا فیض جعفری 13. مهران تمدن 14. سودابه مجاوری 15. محمدرضا فرطوسی 16. حسن نقاشی 17. فیما امامی 18. مینا مشهدی مهدی 19. سلیمان باباکمالی 20. منوچهر محمدخواه 21. رضا دریانوش 22. سیاوش دولت سرایی 23. پیمان زندی 24. شاهپور حسینی 25. مسعود امینی 26. حبیب باوی ساجد 27. شراره عطاری 28. مهدی منیری 29. محمد نامی
______________________________________________________________________________

پویا عزیزی سه شنبه دوم تیر 1388  نظر بدهید!

در من فيلي خفته است

در من فيلي خفته است يك داستان بلند نوشته ثنا نصاري است و ثنا از دوستان چندين ساله من و ادبيات است هنوز كتاب را نخوانده ام  اما براي تهيه آن به نمايشگاه كتاب غرفه نشر داستانسرا برويد.

پویا عزیزی شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

همه ي راه ها به اوين مي رسند ؟ از كدام راه مي رويد؟

/* /*]]>*/

همه ي راه ها به اوين مي رسند ؟ از كدام راه مي رويد؟

پيرو تعدد عضويت هاي تازه در كمپين و فعاليت هاي اعضاي آن و نوع حركت آن ها كه بيش تر مبني بر ساختار اصلاحي جزء به كل يا همان اصلاح كل از طريق جزء (اصلاح فرهنگي در اقشار جامعه به شكل فرد به فرد و متوجه ساختن افراد به تضييع حقوق شان و اقدام به جمع آوري امضا از آن ها براي تغيير قوانين تبعيض اميز براي رسيدن به برابري )است . نهاد هاي امنيتي كه شايد تا كنون ، كمپين و اعضاي آن را و همين طور حيطه فعاليت هاي آنان را فقط از دور تحت نظر داشته و سعي در كنترل آن داشته اند را مجبور به اقدامات قهر آميز اخير نموده است كه كمتر از آن استفاده كرده بودند . اقداماتي كه احتمالاً نتيجه برنامه ريزي درست و فعاليت هاي بي شائبه  و سخت كوشانه اعضاي كمپين است . فعاليت هايي كه  حتماً ادامه آن ها به شكل موجود غير قابل كنترل و درصد نفوذشان در اقشار جامعه با پيش بيني درصدي بالايي از اين پس همراه خواهد بود .

پویا عزیزی چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بیانیه اعلام نتایج مرحله اول جایزه شعر و نقد شعر نیما

بیانیه اعلام نتایج مرحله اول جایزه شعر و نقد شعر نیما

برگزیدگان مرحله نخست جایزه شعر و نقد شعر نیما مشخص شدند. از بین ده نفر کارشناسان این جایزه هشت نفر متشکل از آقایان: شمس آقاجانی،علی باباچاهی،شاهپورجورکش،هوشنگ چالنگی،محمد شمس لنگرودی،عباس صفاری، حافظ موسوی،علیشاه مولوی پس از انجام بررسی شعر و نقد شعر نزدیک به سیصد نفر از شاعران ومنتقدانی که آثارشان در فاصله زمانی فروردین ماه ۸۶ الی فروردین ماه سال ۸۷ در مجلات ادبی کاغذی و اینترنتی منتشر شده بود.(اسامی این مجلات پیشتر از طریق رسانه ها و سایت جایزه نیما اعلام شده) ، آثار منتخب خود را به هیئت اجرائی جایزه شعر نیما اعلام کردند .جهت روشن شدن مراحل و شرایط انتخاب برگزیدگان ذکر چند نکته ضروری ست:آثار کارشناسان و هیئت اجرائی جایزه شعر نیما بجز آقای سعدی گلبیانی در این بررسی شرکت داده نشده است .تاخیر در اعلام نتایج مرحله اول کارشناسی جایزه شعر نیما به دلیل حجم بالای آثار منتشر شده ،سختی جمع آوری و آماده سازی مجدد و طولانی شدن زمان بررسی توسط کارشناسان این جایزه بوده است.آقای محمد حقوقی که نام ایشان بنا به موافقتشان پیشتر به عنوان یکی از کارشناسان جایزه نیما مشخص شده بود به دلیل کسالت قادر به بررسی آثاردر مرحله اول جایزه نشدند اما امیدواریم در مرحله دوم بتوانیم از نظر ایشان نیز بهره مند شویم، همچنین آقای مهرداد فلاح از حضور در جمع کارشناسان این جایزه اعلام انصراف دادند. هیئت اجرائی با حذف اسامی که در انتخاب های کارشناسان  جایزه نیما به صورت مشترک اعلام شده بودند از لیست ۸۰ نفره اولیه منتخبین بخش شعر به لیست ۵۹ نفر و از لیست ۸ نفره به لیست ۵ نفره فعلی رسیده است.نتایج نهایی جایزه شعر و نقد شعر نیما در خرداد ماه سال جاری اعلام خواهد شد.

دبیر جایزه شعر نیما

داریوش معمار

 

 

اسامی برگزیدگان مرحله اول جایزه شعر و نقد شعر نیما

 

 (بخش شعر)

۱/ بکتاش آبتین       29/ مصطفی شفای                 ۵۷/ گلاله هنری

۲/ محمد آشور        ۳۰/ حسین شکربیگی               ۵۸/ میترا هوشیاری

۳/ میرزا آقاعسگری    ۳۱/ حبیب شوکتی                  ۵۹/ چیستا یثربی

۴/ سوری احمدلو      ۳۲/ زینب صابر

۵/ مسعود احمدی      ۳۳/ ایرج ضیایی

۶/ آرتین اراکل            ۳۴/ احمد طبایی

۷/ اکبر اکسیر             ۳۵/ گروس عبدالمکیان

۸/ اکبر ایل بیگی         ۳۶/ مازیار عرفانی

۹/ منصور بنی مجید      ۳۷/ پویا عزیزی

۱۰/ نسیم بهاری           ۳۸/ هرمز علی پور

۱۱/ آذین بهرامی           ۳۹/ برزو علی پور

۱۲/ شهرام پوررستم      ۴۰/ فهیمه غنی نژاد

۱۳/ مصطفی پورنجات    ۴۱/ رحیم فروغی

۱۴/ رویا تفتی               ۴۲/ مراد فرهادپور

۱۵/ بهمن جواهرچیان     ۴۳/ فریبا فیاضی

۱۶/ رضا چایچي            ۴۴/ احمدرضا قایخ لو

۱۷/ روجا چمنکار            ۴۵/ علی قنبری

۱۸/ رضا حامی پور          ۴۶/ لیلا کردبچه

۱۹/ سعید حسن زاده      ۴۷/ محمود کویر

۲۰/ رضا حیرانی            ۴۸/ سمانه کهربایی

۲۱/ جلال خسروی         ۴۹/ سعدی گل بیانی

۲۲/ اسماعیل خویی      ۵۰/ جواد مجابی

۲۳/ آزاده دواچی             ۵۱/ سارا محمدی اردهالی

۲۴/ فروغ رخشا               ۵۲/ رستم الله مرادی

۲۵/ کتایون ریز خراتی       ۵۳/ مریم مشهدی زاده

۲۶/ رویا زرین                   54/ ضیاء موحد

۲۷/ فرشته ساری             ۵۵/ حسن مولایی

۲۸/ یزدان سلحشور          ۵۶/ محمدرضا نامدار پور

 

 

 

         (بخش نقد)

  1. علیرضا بهنام
  2. بهزاد خواجات
  3. فرامرز دهگان
  4. مسعود شهریاری
  5. م. هاتف

پویا عزیزی سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  نظر بدهید!

نامه سازمانهای بین المللی برای آزادی عالیه اقدام دوست و در دفاع از فعالان حقوق زن به دولت ایران

نامه سازمانهای بین المللی برای آزادی عالیه اقدام دوست و در دفاع از فعالان حقوق زن به دولت ایران

21 فروردین 1388

آقای دکتر محمود احمدی نژاد

رییس جمهور

خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان

تهران، جمهوری اسلامی ایران

عالیجناب،

ما؛ اعضای ائتلاف بین المللی زنان مدافع حقوق بشر، با امضای این بیانیه عمیق ترین نگرانی های خود را در مورد زندانی بودن عالیه اقدام دوست، و همچنین بازداشت اخیر 12 مدافع حقوق بشر در ایران ابراز می داریم.

عالیه اقدام دوست به همراه دهها نفر از فعالان دیگر در تجمع دفاع از حقوق زن در تهران در خرداد ماه 1385 بازداشت شد. در روز 15 تیرماه 1386، عالیه اقدام دوست به سه سال و چهارماه زندان و 20 ضربه شلاق محکوم شد. در دادگاه تجدید نظر، دوران محکومیت زندان عالیه 4 ماه کاهش یافت و ضربه شلاق او نیز تائید نشد. حکم سه سال زندان وی در حال حاظر اجرا شده و عالیه اولین زنی است که فقط بخاطر فعالیت های دفاع از حقوق زن حکمش به اجرا درآمده است. در روز 12 بهمن ماه 1387 حکم عالیه اقدام دوست با بردن او از خانه اش اجرا شد و او در زندان اوین محبوس شد. محکومیت عالیه اقدام دوست به سه سال زندان و اجرای حکم او در حالی که برخی از کسانی که در همان روز تجمع دستگیر شده بودند یا هیچ اتهامی متوجه شان نشده بود، یا تبرئه شده بودند، یا احکام تعلیقی دریافت کرده بودند، ازماهیت کاملا خودسرانه اقامه دعاوی در قوه قضائیه حکایت می کند. زندانی کردن عالیه اقدام دوست همچنین بدعت یک سنت خطرناک برای همه زنانی است که مدافع حقوق بشر در ایران هستند.

حکم عالیه اقدام دوست در یک محیط فشار فزاینده علیه همه مدافعان حقوق بشر؛ از جمله فعالان حقوق زن اجرا می شود. منابع موثق در روز 6 فروردین ماه 1388 از بازداشت 12 نفر از اعضای مادران صلح و کمپین یک میلیون امضا توسط نیروهای امنیتی در ایران خبر دادند، در حالی که آنها در ماشین هایشان در خیابانی در تهران نشسته بودند و تصمیم داشتند به دیدار نوروزی خانواده های تعدادی از زندانیان عقیدتی بروند. کمپین یک میلیون امضا که در مرداد ماه 1385 آغاز بکار کرد یک جنبش خودجوش برای ارتقاء آگاهی مردم در باره تبعیض های جنسیتی در قانون، و ارتقاء برابری جنسیتی است. مادران صلح، ائتلافی از زنانی است که خواستار ارتقاء فرهنگ صلح در ایران هستند و همه اشکال تجاوز نظامی را محکوم می کنند. هم مادران صلح و هم اعضای کمپین یک میلیون امضا، برای رساندن پیام های خود از روش های مسالمت جویانه با پخش بیانیه ها، جمع آوری امضا، سازماندهی و برگزاری سخنرانی استفاده می کنند. به همین دلیل از نظر ما، اعضای هر دو گروه ، مدافعان حقوق بشر هستند.

12 نفری که در روز 6 فروردین بازداشت شدند عبارتند از: فرخنده احتسابیان، بهارا بهراون، امیر رشیدی، محمد شورابی، علی عبدی، دلارام علی، شهلا فروزانفر، محبوبه کرمی، خدیجه مقدم، آرش نصیری اقبالی، لیلا نظری، و ثریا یوسفی. ده نفر از افراد بازداشت شده پس از سه روز با وثیقه آزاد شدند اما محبوبه کرمی و خدیجه مقدم همچنان در بازداشت باقی ماندند.

در روز 16 فروردین ماه، همه ده نفری که آزاد شده بودند به "تشویق اذهان عمومی" و "برهم زدن نظم عمومی" متهم شدند که همگی آنها این اتهامات را رد کردند.

با اینکه قرار بود محبوبه کرمی و خدیجه مقدم هم در روز16 فروردین ماه تفهیم اتهام بشوند، اما آنها را از زندان به دادگاه منتقل نکردند. معاون دادسرای امنیت به وکلای آنها گفته بود که آنها را روز بعد به دادگاه خواهند آورد، اما در حقیقت آنها را در زندان نگه داشتند. سرانجام محبوبه کرمی در روز 18 فروردین ماه و خدیجه مقدم در روز 19 فروردین ماه آزاد شد. خانم مقدم با اتهامات جدیدی روبرو شد که به تجمع مادران صلح علیه حمله اسرائیل به نوار غزه که در تهران در تاریخ 22 دی ماه برگزار شده بود.

ما بشدت به دستگیریها، بازداشت ها و محاکمه همه مدافعان حقوق بشر معترض هستیم. دستگیری و محاکمه مستمر مدافعان حقوق بشر که بطور مسالمت آمیز خواستار آزادی بیان هستند با تعهدات و الزامات ایران در قوانین بین المللی مغایرت دارد.

آنچه که ما را بیشتر نگران کرده است این است که در حقیقت ما متوجه شدیم که کسانی که در روز 6 فروردین ماه بازداشت شده بودند حتی در یک فعالیت عمومی شرکت نکرده بودند بلکه قصد داشتند که طبق سنت ایرانی، در آغاز سال نو به دیدار نوروزی به خانه های شخصی افراد بروند. جریان بازداشت این افراد اصلا نمی تواند مصداق اتهامات "برهم زدن نظم عمومی" یا "تشویش اذهان عمومی" به آنها باشد، و بنظر می رسد که این امر یک تلاش عمدی برای ساکت کردن و تهدید و ارعاب این فعالان بوده است. ما با نگرانی بسیار یادآوری می کنیم که از زمان شروع به فعالیت کمپین یک میلیون امضا، دهها نفر از اعضای آنها بازداشت شده اند، برای بازجویی احضار شده اند، تحت کنترل و تعقیب هستند، ممنوع الخروج شده اند و محاکمه شده اند.

تلاش این فعالان برای ارتقاء برابری جنسیتی و فرهنگ صلح باید مورد تقدیر قرار بگیرد نه اینکه در برابر آنها مانع ایجاد شود. بیانیه مدافعان حقوق بشر سازمان ملل متحد تصریح می کند که "هر فردی حق دارد که بطور فردی یا در همکاری با دیگران، برای حفظ و تحقق حقوق بشر و آزادی های بنیادین در سطح ملی و بین المللی تلاش کند و آن را ارتقاء بدهد." اقدام مقامات ایرانی نقض این اصل بین المللی است.

ما از مقامات ایران میخواهیم که حکم عالیه اقدام دوست را لغو کنند و او را از زندان آزاد کنند. علاوه بر این، ما از مقامات در ایران می خواهیم که همه اتهاماتی را که به 12 فعال بازداشت شده در روز 6 فروردین ماه وارد کرده اند، پس بگیرند، وبه سرکوب و محاکمه همه مدافعان مسالمت جوی حقوق بشر در ایران خاتمه بدهند.

از توجه شما به همه موارد فوری سپاسگزاریم.

Asia Pacific Forum on Women Law and Development

Asian Forum for Human Rights and Development (FORUM-ASIA)

Baobab for Women’s Human Rights

Front Line, The International Foundation for Human Rights Defenders

Human Rights First

International Campaign for Human Rights in Iran

International Women’s Rights Action Watch Asia Pacific

Observatory for the Protection of Human Rights Defenders

پویا عزیزی یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  نظر بدهید!

مثل فيلسوفي افسرده
بهاره رضايي

اگرچه شاعر در مجموعه ي تهي بر معماري زبان و واكاوي عناصر دروني نوشتارش اصرار مي كند اما حضور عاطفي واژه هايش از شعر زبان - مدار او شعري ملموس ، كنش مند و وفادار به شاعرانگي كلامي ساخته است به نظر مي رسد كه مخاطباني هم كه از خواندن شعر زبان - مدار به هر طريقي روي گردانند در مواجهه با متن شعر هاي تهي با شاعري عاطفي و درون نگر مواجه مي شوند و در اين مواجهه چاره اي جز پذيرش زبان - مداري ِشاعرانه در اين مجموعه ندارند

پویا عزیزی دوشنبه دهم فروردین 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بر وفق قانون ِ خاص ِ خویش

بر وفق قانون ِ خاص ِ خویش

درنگی بر مجموعه ی شعر" تهی "سروده ی" پویا عزیزی"

 مهرنوش قربانعلی

ذهن و زبان ِ غنایی وقتی سمت و سویی خلاق می گیرد و به تعبیری وقتی عشق خلاق است ، هیچ تخریبی را نمی تواند تاب بیاورد ، زیرا که تخریب در تمام ِ وجوه ِ فردی و اجتماعی ِ خرد مقابل ِ آفرینش قرار دارد که فرآیندی خلاق است ، ذهنِ غنایی وقتی رویکردی گسترده پیدا می کند ، فردی ترین مسایل و اجتماعی ترین امور در هم تنیده می شوند ، به گونه ای که تفکیک ِ آن ها به آ سانی امکان پذیر نیست.

پویا عزیزی سه شنبه یکم بهمن 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تطبیق ساختار پوپولیسم با رفتار ادیبان و توهم شاملو شدن

باید طوری آغاز کرد که نسیم ِ قرارگیری ِ واژگان به پهلوی هم ، دست در دست ، طوفانی  که از هم آغوشی جمله های تازه فارغ می شود را سازنده باشد و این سازندگی طوفان دستکار توست که در واکاوی ِ جراحانه ی ِ بزرگی ، تردستانه برسی به توده های سرطانی و با مهارت بسیار دست اندرکار بیرون کشیدن شان باشی که سرایتی عجیب و غریب دارند و پنهانی ، چنان که تا به خود آمده باشند قُل انالله و اناالیه راجعون ! پس سازنده ی طوفان باش ای یابنده ی بادکاران ِ در خفا!

در این خمودگی و رخوت این سال های اخیر همین طور ولنگ و واز به خوش خوشان ِ مستی ِ از باده ی ِ رنگ پریده ی ِ ترس محتسب خورده گرچه بوده ایم ولی سرخوشیم که هش یاری مان همیشه آن قدر بوده که عقل این مهدورالدم که شاعران را به فلاکت ِ خواست های ِ ناچیز ِ دیده شدن و طمع  به جای گاه ِ بلند ِ شاملو بودن یا شبحی از این توهمات قوی رهنمون می سازد به گلرنگی رخساری جامی به باد فراموشی بدهیم .

پویا عزیزی چهارشنبه بیستم آذر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

شعرهایی که از ریش تراش شخصی ترند

شعرهایی که از ریش تراش شخصی ترند
تهی
پویا عزیزی
نشر الترونیکی امضا

نیم نگاهی به یک مجموعه شعر دیجیتالی
 
 هر معلولی نیاز به علت دارد.این از مسلمات فلسفه وعلم کلام است. شعر هم یک موجود است. مانند سایر پدیده ها. روزی "نبوده"، "بود" شده. از عدم پا به وجود گذاشته  ولباس هستی پوشیده . حالا فاعل شعر کیست؟ شعر دو فاعل دارد: فاعل اولیه و فاعل ثانویه. فاعل اولیه ی شعر، مخلوقی است به نام انسان . الهام، کشف، استعداد، ذوق واندیشه، زمینه هایی هستند که موجب پیدایش شعر می شوند. فاعل ثانویه ی شعر ، کلمه است. کلمه، شعر را می سازد.
 
 وقتی می گویند  شعر "کلام اکمل" است  یعنی  "کلام " را با" کلمه" تعریف می کنند، این نشان می دهد که کلمه خود، عامل است . در واقع کلمه، خود  شعر است. شعری که ترکیب در آن راه ندارد. ساخت و ساز نیست. نهاد وگزاره وجود ندارد. خود، صرف ونحو خود است. " دستور" او در خودش خلاصه شده است.

این مقدمه را گفتم تا برسم به شعر پویا عزیزی که می تواند از امیدهای آینده ی شعر ایران باشد و می تواند از این هفت خان به سلامت بگذرد اگر...
 
کتاب پویا عزیزی  ۴۸ صفحه دارد. شعرها، سروده های سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶ هستند.
این مجموعه شعر یک دیباچه دارد و پنج گشا ( فصل).
پویا عزیزی از پویاترین شاعران معاصر ماست که تاکنون دو مجموعه شعر منتشر کرده، شعر امریکا را ترجمه کرده و چند نقد و مقاله ی خوب در شعر و شاعری نوشته است.
 
در گیری ی پویا عزیزی با زبان است. او ادامه ی شاعران دهه ی هفتاد است،  دهه ی  بیانیه های ادبی و اطلاعیه ها و فراخوان نوشتن ها. پویا که شاعر دهه ی هشتاد است از تیررس ترکش آن سالها برکنار نمانده است. اما آن چه مرا بر آن داشت تا این نقد کوتاه را بر این مجموعه شعر بنویسم نوآوری ی نسبی ی او در فرم و جسارتش در ایجاد معنا های تازه بود، که هرچند تلاشی ست کوچک اما در خور توجه:
 تا دسته در خودم فرورفته ام ببینی
چاقویم اگر بنامی تو
چنان فرو
که ار فرط پرتم
خون بزند بیرون
- قضیه ی حالای اشک و چشم -
بزرگ شده ام آن قدر که تن نمی دهم ( ص ۸)
 
آشنایی زدایی در معنا و ایجاد معناهای تازه، امنیت عادات را از خواننده می گیرد. اما نکته دیگری  که گاه  خواننده را خسته می کند نحوه ی تنظیم( تقطیع) است که هرچند با براهنی و جریان کارگاهی اش به شکلی پوینده شروع شد اما عملا با مکتب سازی  و تکثیر فنون شاعری، بدون ذهن انتقادی، این مسئله  به غیر از ایجاد یک نوع فرمالیسم تصویری و قاب گرفتن کلمات به شکل تصنعی ،  کمک زیادی به تکامل درک نوین از شعر معاصر نکرد، شاید به این دلیل که ما هنوز درک درستی از مدرنیته( پست مدرنیته) نداشتیم و نتوانستیم پی ببریم برای رسیدن به درک درست از شعر باید از همه ی امکاناتمان استفاده کنیم و با ایثار و فداکاری و مطالعه ی مستمر و یادگرفتن زبان های خارجی و ترجمه و تحقیق در متون کلاسیک ایران و جهان، دریچه ای به سمت جهان پرراز و رمز اسطوره های جهان امروزمان بازکنیم و امروز فشرده ترین نگاه اسطوره ای به جهان، به کلمه، به انسان و به هستی، شعر است؛ خود شعر، و نه هیچ مکتب و عقیده ای. اگر ما همه ی وجود خود را صرف شعر کنیم، روزی این معبود و معشوق جاودانه نیم رخی به ما نشان خواهد داد. این کار به یک جهاد می ماند؛  و در واقع انگار تا خود را برای شهادت در جبهه ی شعر آماده نکنی ، تمام و کمال به او نخواهی رسید. باید  ایثار کرد، با از خودگذشتگی، جسوری و نترسیدن از تنهایی و تبعید تا بتوانی دست پیداکنی به استقلال فردی. تا  آنجا که به معنا مربوط می شود، پویا عزیزی تلاش در جهت استقلال زبانی دارد و سعی می کند در کناراین تجارب، به زبان و فرم خاص خودش برسد. او در تکراربازی ها و فرمول بندی های از پیش تعیین شده،  اسیرنشده و آن قدر خلاقیت و شجاعت دارد که از پیشینیان خود فراتر رود و چون شاعری که هست صدا دردهد که:
 
« پس بنوش شوکران کران هایی از زخم را و به رفتن چیره شو» ( ص ۱۰)
 
شاعران و زیبایی شناسان مدرن اغلب شعر را در تضاد با نثر تعریف می کنند و معتقدند نثر نوشته ای ست متمایل به  گشایش متن با ساختاری خطی روایی . این موضوع دلالت بر این ندارد که شعر غیرمنطقی است یا روایتی ندارد ، بلکه شعرکوششی ست برای ارائه ی امری زیبا بدون تحمیل  به فرایندهای اندیشمندانه ی منطقی روایی. شاعر رومانتیک انگلیسی جان کیتس(1) این گریز از منطق را توانایی ی منفی(2) می نامد.
پست مدرنیسم اما به ورای مدرنیسم می رود که بر نقش شاعر و خواننده همزمان تاکید دارد و شبکه ی فرهنگی ی پیچیده ای را پر رنگ می سازد که از طریق آن یک شعر خوانده می شود. شاعرامروز از مرکب کردن فرم های مختلف و متنوع  شعری و از ترکیب واژه های نو و کهنه ازفرهنگ خودی با دیگر فرهنگ ها ودیگر زمان ها، تعریف معمول و ملموس و عام  از شعر و شاعری را آگاهانه  وناآگاهانه به هم می ریزد تا جهان ها و تصویرهای تازه ای را کشف و خلق کند. شاعری یعنی خطر کردن.
 
پویا عزیزی در ایجاد زبان، خلاق است و ترس از نفهمیده شدن ندارد چرا که زبان  به خودی ی خود، کدگذاری هایی قراردادی ست که می تواند در مکان یا زمان دیگری، معنا و مفهوم دیگری را القا کند. گاه می شود پویا عزیزی را متهم کرد به درهم ریختگی ی زبانی و بی معنایی و گیج بازی ی زبانی که به دنبال جریان های معاصر، خود را شبیه به جامعه ی ادیبانی کرده است که در پی ی یافتن تشخص زبانی و اعلام مرجعیت دورانی، تن به تکرار واژه های خاص و ساخت زبانی در تکرار مکرر داده اند:
 
« و این:
دانستنانگی ست
حالا با این هایی که در زندگی می کنی همیشه است     چه حالی داری؟
 
یا آن جا که دخل درصرف فعل می کند:
« پس باش و تا
باشیدنی ترم کنم در صفحات چشمیدن هات ( ص ۱۶)

اما شوخی های او با زبان و لحن طنزآلودش کمی خستگی از تن خواننده درمی آورد:
 
« علف عذابم می دهد عقل کم
به دیوانه می مانم به شعر
تن تن تناتنی تننن و تن  ( ص ۲۰)
 
وقتی که گوش و دهان  یکی می شود و یکی وسوسه ی دیگری ست و گوش که حرف می زند و دهان که می شنود آن جاست که ارتباط ، شکل خاص خودش می شود که رابطه ای ست خود را دور می زند تا در تنهایی ی تن رها شود، پژواک خودش که در تکرار خود به کشف تازه ی تن و خود تازه ی خود برسد:
 
« در من حرف های کز می کند
که زانو به بغل گرفته اند    باتو
باید تمام گوش باشی که آن ها را بزنی
باید تمام دهان باشی که بشنوی
وگرنه تو را درگوشم می زنند
تو را در دهانم می شنوند  ( ص ۲۴)
 
یک نکته ی دیگر که خیلی هم مهم است و گریبانگیر اکثر شاعران امروز ماست و پویا عزیزی هم باید در شعزهای بعدی اش به آن توجه داشته باشد، گریز از نثر روایی ست؛ چرا که در این گونه نوشتارها، خواننده از تکمیل و ادامه ی شعر بازمی ماند و شاعر هم خودش را زود تمام می کند و جایی برای تعریف ها و تاویل ها وتفسیرهای مختلف و متنوع نمی گذارد. اگر نیما معتقد به نزدیکی ی شعر به نثر بود نه از جهت نوشتاری پلکانی یا داستانی بود، بلکه او بیشتر منظورش گریز شاعر از تصویرهای کهنه و مستعمل و عرفانی ی تکراری ی قرن های گذشته بود.نیما وقتی که در ماخ اولا و مرغ آمین و هست شب و ری را، تصویر ارائه می دهد، همواره سعی در ساخت قطعه دارد؛ درست مثل یک سمفونی ی بتهوون یا صدای جویبارها و چشمه ها و حتی خشونت طبیعت و رنج و درد و مرگ، که  در اشعار او از طریق واژه خودش را به شکل یک نمایشنامه یک اپرت یا یک قطعه ی کنسرتوار اجرا می کند و آغاز و پایانی مشخص دارد از نوع خاص خودش و گستره ی محدود خود در ابعادی محدود و متناهی و مرکب به اندازه ی ظرف خیال و وسعت فکرو کلام شاعر. شعر های نیما قطعه های کاملند با آغازی محکم و پایانی مستقل و محکم.به این معنا او سرآمد شاعران زمانه ی ماست.در نوشته های او همواره  شعر از نثر فاصله می گیرد وتا به آخر فاصله اش را با نثر حفظ می کند. افتادن در ورطه ی روایت و گزارش و نثر، خطری ست که همواره، شعرهای پویا عزیزی راتهدید می کند؛ هرچند او آن قدر با استعداد هست که راهش را از میان این سنگلاخ نثر مطنطن فارسی که عملا دست و پاگیر نسل ما هم هست، پیدا کند و صدای خود شود.
عزیزی شاعر دردمشترک نیست. اصلا نمی خواهد چنین ادعایی داشته باشد. عزیزی شاعر کلمات است، شاعر کشف ها و شاعر زبان با طنزی خاص خود:
 
« من شعرهایی دارم که از ریش تراش شخصی ترند
حرف هایی دارم
که از اجتماع جمعی ترند
در من تجمع می کنند حرف ها
من بغض درگلو هستم
و شعرهایی دارم
که از جمهوری چرک ترند...» ( ص ۳۱).
 

  ( John Keats )1
(Negative Capability ) 2 

پویا عزیزی پنجشنبه هفتم آذر 1387  نظر بدهید!

جلسه ی رونمایی، نقد و بررسی کتاب "تهی" سروده ی پویا عزیزی

در سلسه جلسات رنگ واژه

در ادامه سلسله برنامه های ادبی رنگ واژه یک شنبه 7/7/87 ساعت 5 بعد از ظهر جلسه ی رونمایی و نقد و بررسی مجموعه شعر تهی سروده ی پویا عزیزی برگزار خواهد شد در این جلسه که با حضور جمع کثیری از شاعران و نویسندگان امروز ایران برگزار می شود به ترتیب حروف الفبا :

پگاه احمدی ،آرش اله وردی ،هوشیار انصاری فر ،علیرضا بهنام ،سپیده جدیری ،مهری جعفری ،روجا چمنکار ،خلیل درمنکی ،بهاره رضایی ،عباس عارف ،مهرنوش قربانعلی ،علی شاه مولوی سخنرانی خواهند کرد . میز گفت و گو با شاعر را کبوتر ارشدی مدیریت خواهد کرد.از پویا عزیزی تا کنون مجموعه های شعر "علامت بوسه می بارد " 1383 و تهی 1386 منتشر شده است

محل برگزاری این جلسه مکان دائمی نشست های رنگ واژه (آتلیه نقاشی م . آذرفر) واقع در فلکه دوم صادقیه – ابتدای خیابان کاشانی – برج طلا- طبقه هفتم واحد 2 می باشد .

حضور برای عموم آزاد است .

پویا عزیزی جمعه پنجم مهر 1387  نظر بدهید!

انقلاب

" انقلاب "

درمانده است همان جا و

ما نیز درمانده ایم

نه او باز می شود    نه ما می رویم

هر چه می دویم

توی هم می خوریم

بعد

پشت به پشت هم نشسته

نفس نفس می زنیم .

پویا عزیزی چهارشنبه بیستم شهریور 1387  نظر بدهید!

پست مدرن به عنوان یک نظریه؟!

پست مدرن به عنوان یک نظریه؟!*

در پاسخ به نوشتاری به همین نام در گوهران شماره 11 و12

" دیگران ، همه ی دیگران در برابر منزله ی نزول از طبقه خود و ورود به طبقه ی اجتماعی پایین تر ، که ممکن بود مانند سنگی به گردن شان بیاویزد و آنان را یکسره به اعماق بکشاند ، واپس می زنند . عذرهایی هم دارند : هنوز خیلی زود بوده است ، هیچ پیوند واقعی میان ایشان و پرولتاریا وجود نداشته است ، این طبقه ی ستم دیده نمی توانسته است ایشان را خود جذب کند و احتیاجی را که به وجود ایشان داشته است نمی شناخته است . پس تصمیم ایشان برای دفاع از آن طبقه، عملی انتزاعی و خیالی می شده است ، صمیمیت و صداقت باطنی ایشان هر اندازه ای بوده باشد اگر می خواستند بر شوربختی های ان طبقه بذل توجه بکنند آن ها را با عقل و استدلال خود می سنجیده اند ولی با دل و جان خود احساس نمی کرده اند . این نویسندگان که از طبقه ی اصلی خود سقوط کرده اند و خاطره ی نعم و رفاهی را که می باید بر خود حرام کرده باشند ، در معرض این خطرند که در حاشیه ی پرولتاریای واقعی نوعی پرولتاریای فکلی تشکیل دهند که در نظر کارگران مظنون و در نظز بورژوایان مطرود باشد و خواست هایش نه از بخشندگی که از قهر و غیظ بزاید و سرانجام هم به بورژوا پشت کند و کارگر 1

 

پویا عزیزی یکشنبه بیستم مرداد 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

و ما دست های مان را بریدیم...

و ما دست هایمان را بریدیم و به سوی نخل ها انداختیم

خرمای فراوان ریخت

اما دستی برای جمع کردن شان نمانده بود(کارو)

پس از نگارش مطلبی که در پست قبل آمد خیلی ها واکنش های متفاوتی نشان دادند و سعی کردند در محافل خصوصی خیلی چیزها را نگه دارند و گلایه ها شروع شد . بله امروز روز گلایه هاست . من هم گلایه دارم و می بینید . پس هر دو با هم در موضع گلایه ایم . من می آیم از موضع خصوصی ام . آرش نصرت اللهی عزیز هم زیر همان مطلب کامنتی گذاشت که پاسخش در قبال نامه ای می آید :

راست اش را بخواهی آرش جان تو در مورد دوست استارایی ات صحبت کردی که من هم احترام می گذارم هم به او و هم به تو و توهینی نکرده ام در کل ، اما خودت می دانی که روشنفکری اگر در مرام من یا تو و یا هر کس دیگری باشد نباید به دام رفتارهای عوام مدارانه به هر شکل ممکن بیفتد که خاصیت پوپولیست ها ست ودر پاسخ به گفته هات راجع به گلسرخی هم باید بگویم  این پوپولیسم است که روشنفکری را به چاهی می اندازد که گلسرخی را انداخت و اساساً چپ آن دوره را انداخت و من شدیداً بر این موضع ضد پوپولیستی پای می فشارم و هرکس که این نوع رفتار را داشته باشد احتمالاً از این به بعد از نقد من دور نخواهد بود که شاید هم دندانه های تیزی داشته باشد چرخ دنده هاش ، گلسرخی اگر مانده بود هم سال شصت به استناد اندیشه ی همان ها که از آن ها سخن گفت اعدام می شد.. اما از این ها گذشته نمی خواهم کسی را دوست بدارم که رفقایم برایم از دوستانم مهم ترند.سخت کوش باش و ادبیات ات را پاسداری کن آرش جان . گلسرخی رفت ، تو و من هم می رویم و فقط زمانی می توانیم به رفتارهای نمادین پوپولیست مابانه دست بزنیم که احتمالاً موضع مان را از دست داده باشیم و در حال احتضار سعی کنیم که باشیم و برای بودن مان دست و پا بزنیم و همین است که از موضع روشن مان باید بیاییم پایین و مثل گلسرخی عوامانه آن حرف ها را بزنیم که شاید ماندگاری حاصل کرده باشیم . این ها همه را آرش جان احتمالا ً خودت به تر از من می دانی و می دانی که من با همان آستارایی که گفتی با توجه به اخلاقی که از من می شناسی مشکلی ندارم ولی رفتارهاش را نمی پسندم این نوع رفتار نوع رفتار درستی در مواجهه با حکومتی که سانسور و تهدید و قتل های زنجیره ای را برای خودش کارنامه ای درخشانی کرده است نه تنها به زعم من به زعم خیلی های دیگر هم درست نیست . همین است بهای خون مختاری؟

 بقیه در ادامه ی مطلب...

پویا عزیزی یکشنبه ششم مرداد 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دارند حلوا پخش می کنند تو هم بیا بگیر

دلم از این خرابیها بُوَد خوش، ز آنکه می دانم ........ خرابی، چونکه از حدّ بگذرد، آباد می گردد
به ویرانی این اوضاع، هستم مطمئن، زآنرو ............. که بُنیان ِ جفا و جور ، بی بُنیاد می گردد
( فرّخی یزدی )

از دست اوضاع جفا و جور و دستگیری و اختناق و سانسور و آدم های وابسته به قدرت کثیف و پیدا و آدم های مستقل نمای با رابطه های کثیف کم دلم خون نیست این را گذاشته ام به یک سو  و  در سوی دیگر خوب این جماعت شاعر و نویسنده را می شناسم و دلم را خوش کرده ام  که خیلی قر و قاطی نیستم با آن ها و اصولا فقط رفاقت می کنم و منافعی اگر پیش کسی ندارم گاهی منفعتی می شوم برای کسی دیگر و اگر این هردو اتفاق نیفتاده باشد در نهایت حضور بی ضرری دارم . پس دست رفاقت دوستان نزدیک و دور را در دست و برشانه ام همیشه حس کرده ام و گاهی دل ام به درد آمده است شدید . دلم می خواهد جامعه ی این ادبیاتی ها سالم باشد و این آرمان است . می دانم که نمی شود . تازه گی ها دلم خون تر  شده است از دست یک عده آدم که صنمی با ادبیات این مملکت ندارند و حالا تو بگیر به خاطر پول پدر یا مادر و یا ارث پدر و مادر بزرگ و یا به خاطر کارهای دیگری به پولی رسیده اند و مدرکی هم گرفته اند مثلا لیسانس ادبیات بعد بیا و بررسی کن ببین چند تا کلمه از دل حرف هاشان می توانی سالم و درست در بیاوری و ادعاشان سر به ابر می ساید و طیف خانم هاشان هم عشوه ونازشان که یک عده آدم کم ظرفیت را از راه می بُرد و یا برق پول های در حساب های بانکی شان . این ها قشر بورژوای ادبیات مایند (حالا بخندید و بگویید فلانی واپس گراست ) نه عزیزم  این ها تا مثل من و تو هستند این ادبیات را می چاپند و از مرده و زنده ی زحمت کشان این ادبیات مرده خوری و زنده خوری می کنند و می خواهند بر سرمایه ی نام شان برای فردا بیفزایند این ها در حقیقت دوبل سوء استفاده می کنند یکی در روابط اقتصادی شان و دیگری در روابط ادبی شان . به مرده و زنده هم رحم نمی کنند . نمونه اش هم همین مرگ منصور را می گویم افتاده اند به جان هم یکی پولش را به رخ دیگری می کشد و یکی توانایی اش را و یکی می گوید که همه چیز از من است و فلان و بهمان و اصلا ً هم به این فکر نمی کنند که تا همین چند روز پیش که منصور زنده بود کی سری به او زدند یا زنگی زدند و احوالی پرسیدند حالا دایه ی مهربان تر از مادرند . نه عزیز دلم این ها گلایه است . متن شاعرانه یا مقاله یا هیچ چیز دیگری نیست فقط کمی دلم گرفته از این اوضاع و می خواهم اصلا وارد بازی های این بورژواها نشوم . فلان خانم تا دیروز داشت رستوران اش را در لواسان می ساخت و توی دفتر کارش در پاسداران برند های اقتصادی اش را ورانداز می کرد حالا که منصور مرده آمده وسط برای خودش سودی ببرد فلان خانم دیگر تا دیروز فکر ملی گرایی همراه با مذهب راستینش بود و به وضعیت خوب حقوق بشر در ایران در شبکه های ماه واره صحه می گذاشت حالا که منصور مرده آمده سهم اش را بگیرد . فلان نفر در آستارا روزهای عاشورا شربت پخش می کند و سیاه می پوشد و گریه می کند  و یادش می رود که منصور به همین دلایل دل خوشی از او نداشت . من مرگ هیچ رفیقی را قسمت نمی کنم . یعنی در مرگ هیچ رفیقی نام خودم را حلوا حلوای سر دست و زبان ها نمی کنم . حالا هم که مجبور بنویسم این را ، من در بازی  بورژوازی ادبی هیچ وقت شرکت نمی کنم .

پویا عزیزی چهارشنبه نوزدهم تیر 1387  نظر بدهید!

وقتی که مرگ می آید حرفی برای گفتن نمی ماند !

منصور بنی مجیدی در گذشت !

 

تلفن زنگ می زند ، زنگ می زند ، و بعد می فهمی که ای کاش این زنگ لعنتی قطع شده بود و یا اصلن زمان در یکی دو ساعت پیش از این ایستاده ، تلفن را بر می داری . خوش و بش می کنی اما صدا غمگین است . می گویی بهبود جان بگو و می گوید منصور حالش خراب است خیلی و همین امشب و فرداست که تمام . بعد دیگر نفهمیدم چه شد که از عصر تا شب را همین طور هوله رفتم و توی خودم بودم و حتا با دوستانی که دور هم بودیم نفهمیدم چه گذشت تا ساعت یک که فقط گریه می کردم تلفن را علی شاه مولوی به حافظ موسوی داد و حافظ به من جوری که نتوانستم صحبت کنم و گوشی را دادم به داریوش معمار و داریوش گفت و من می گریستم هنوز هم از پس ان لحظه بغضی با من است که  فکر می کنم به محض این که نام منصور بنی مجیدی بیاید به زبان خودش را به نمود خواهد داد . همین طور است زندگی و می آورد و می برد ما را که ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز . اما منصور بنی مجیدی بزرگ بود و این بزرگی حدی نداشت . آرمان خواه بود و این آرمان ها انسانی بودند همه و می دانید که چه قدر به ما جوان تر ها نزدیک بود و چه قدر از ما بود تا از گذشته تر ها و هنوز صدای محبت آمیزش را در گوش دارم و قتی که گاه گاهی گپی می زدیم و من امید واری می دادم و می گفت پویا ما را بس است تو بمان که کار داری حالا و از این جور محبت ها و باز دلم گرفته است . نمی دانم یا شاید هم می دانم . مرگ که می اید از پس خویش حرفی باقی نگذاشته است و برده است هر چه را نباید گاه گاه . باز هم یکی از ما کم شد . کی رفته کی بجاست ؟

برای خانواده ی منصور بنی مجیدی و جامعه ی شاعران ایران تسلیت دارم.

پویا عزیزی سه شنبه یازدهم تیر 1387  نظر بدهید!

پاسخی به مساله‌سازهای شعر امروز ایران

محمد آزرم از منتقدان آگاه این روزهاست که در حین وب گردی در وبلاگ شخصی ایشان به مقاله ی زیبایی برخوردم و توجه ام را جلب کرد ، همین که موضوع بحث مساله ای ست که این روزها گریبان خیلی را گرفته وبه  بی راهه می کشاندشان باعث شد تا این مطلب به عنوان حرکتی استراتژیک در این وب قرار گیرد .


پاسخی به مساله‌سازهای شعر امروز ایران

محمد آزرم

 

 

«دگا» نقاش مشهور، بارها خاطره‌ای جالب و معنادار از «مالارمه» برایم نقل می‌کرد: «دگا» اتفاقی شعرهایی می‌نویسد و از آن‌جا که با مشکلی مواجه می‌شود، همه را دور می‌ریزد. سپس به «مالارمه» می‌گوید: «هنر تو حرفه‌ای جهنمی است، من ذهنم پر از اندیشه است ولی نمی‌توانم به آنچه می‌خواهم، شکل دهم.» و پاسخ «مالارمه» این است: «دگای عزیز! شعر را با اندیشه‌ها نمی‌نویسند، با کلمه‌ها می‌نویسند.»

 

«پل والری» شاعر و نظریه‌پرداز نام‌آور فرانسوی، این خاطره را در مقاله مشهور «شعر و اندیشه انتزاعی» ذکر می‌‌کند. مقاله‌ای که با تامل در آن، پاسخ بسیاری از مسائل شعر را می‌توان یافت و با در نظر گرفتن شرایط امروز برای بسیاری از مساله‌سازهای شعر، پاسخی منطقی پیشنهاد کرد.

«والری» با بیان این خاطره، حق را به «مالارمه» می‌دهد، هرچند یادآور می‌شود که منظور «دگا» از اندیشه، کلمه‌ها و ایماژهایی بودند که ذهن او را پر کرده بودند اما با عبارت‌ها و کلمه‌های درونی‌ای که «دگا» اندیشه‌شان می‌نامید و با ایماژهای پر رمز و رازی که در سر داشت، شعری سروده نمی‌شود. «والری» معتقد به فرایندی بینابینی و تبدیلی است که از عبارت‌ها و ایماژها، شعر می‌سازد:

پویا عزیزی شنبه هشتم تیر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بگرد ! در جست و جوی ان مرمی ِ گم شده

بگرد ! در جست و جوی ان مرمی ِ گم شده


هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که او اول شروع می کند یا من ! شعر را می گویم . یعنی هروقت شروع می شد ، به هرحال ادامه پیدا می کرد و تمام می شد . بازهم به این فکر نکرده بودم که من تمام اش می کنم یا خودش خودش را تمام می کند یعنی به اتمام می رساند . بعد تر که فکر کرده بودم دیدم نمی شود میان "من" به هنگام سرو دن " او" و " او" به هنگام سرایش " من "تمایزی گذاشت. شاید این میان از اصل هردو یکی می شدیم در حال سرودن هم و بعد هم جدا می افتادیم نفس نفس زنان از هم و برای همیشه هم حتا تا شاید دوباره این "من" با یک من ِ دیگر در شعر ِ بعدی سوژه شود . شاید او خودش سراغ ِ من می آمد و من ادامه می دادم و شاید من می رفتم سراغ ِ او و او ادامه ام می داد با این حال هنوز هم فکر می کنم و چیزی که خاص باشد دستگیرم نمی شود . بعد تر فکر کردم شاید من و او دست به دوئلی می زنیم گاه گاه و تا این شمارش تمام می شود یعنی تا بیاید تمام شود یا من او را تمام کرده ام یا او تمام کرده است من را و همیشه آن لحظه ی شلیک عقب افتاده بود انگار قرار نبود شلیک شود چیزی ، وضعیت بود و در وضیت قرار گرفته ما .

پویا عزیزی شنبه یکم تیر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تُهی منتشر شد

نشر الکترونیک امضا منتشر کرد :
تُهی
مجموعه ی شعر تازه ی پویا عزیزی



با تشکر از سایت امضا و گردانندگان آن می توانید کتاب تُهی کار تازه ی پویا عزیزی را از اینجا دانلود کنید
 

پویا عزیزی یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  نظر بدهید!

فروشگاهي در كالي فرنیا

فروشگاهي در كالي فرنیا  

آلن گینزبرگ

برگردان: پویا عزیزی

چه فكرهايي براي تو دارم امشب،والت ويتمن،چون

با سردرد قدم به زمين مي گذارم كنار خيابان ها و زير درخت ها

با خجالت به ماه نگاه مي كنم

در گرسنگي و خستگي ام،براي تصاويرم خريد مي كردم

به فروشگاه ميوه با لامپ هاي نئون مي روم،شمارش هاي تو را در خواب مي بينم

چه هلوها و چه سايه روشن هايي!همه خانواده ها در شب خريد مي كنند!

پویا عزیزی سه شنبه هفتم خرداد 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

جراحی پلاستیک از روی دیگری

""جراحى ِ پلاستيک براى ِ ديگرى""
ژان بودريار
برگردان : پويا عزيزى

 
بورديار فيلسوفى است كه در انديشه و بيان خود سعى در آزاد كردن تحليل هاى اجتماعى از بند محدوديت هاى ماركسيستى دارد كه فرهنگ را به اثر ثانوى عوامل و روابط اقتصادى فروكاسته است . ازآن جا كه مطالعات و گفتارهاى فلسفى در راستا و در ادامه و در پاسخ گويى به يكديگرند لازم است در ابتدا توضيحاتى درباره ى واژگان كليدى استفاده شده در اين مقاله براى خواننده ى كم آشنا و يا فراموش كار آورده شود :

١- ديگرى( the other) : اصطلاحى بسيار گنگ است كه در روان كاوىِ ژان لاکان(1960)به يك قطب ِ يك ديالكتيك عامل ميان سوژه - ابژه، به ديگر بوده گى به طور كل، و به صورت برجسته و متمايز ، به امور نمادين و ناخودآگاه اطلاق مى شود . خاستگاه مفهوم ديگرى در تفكر هگل و نمود آن را به طور مشخص مى توان در آثار تاثير گذارالكساندروكوژ و( ١٩٤7)از پديدار شناسى روح او در دهه سى يافت . لكان كه از شركت كننده هاى پروپا قرص همايش هاى كوژ و بود – اگر چه در نوشته هاى لكان نامى از كوژو به ميان نيامده ، در سراسر اين آثار مى توان رد پاى او را مشاهده كرد- كوژو رابطه ىٍ سوژه – ديگرى ( ارباب – برده ) را در چاچوپ ستيزه اى ناشى از ميل متقايل به رسميت شناخته شدن مطرح مى كند . از اين رو ميل آدمى را به ميل ديگرى دانست . اين ضابط اغلب مورد استفاده ىِ لكان بوده ، اما فاصله ىِ بسيارى با كاربرد آن در آثار هگلى هاى فرانسوى پس از جنگ جهانى دوم دارد . در كاربرد لكانى «ديگرى » تصويرى بازتابى ست كه در مرحله ى آيينه ى ىِ شناسايى مى شود . اما ديگرى نمادين به ساختارهاى ِخود آيين و اساساً بى نام و نشان زبان و نيز به ناخود آگاه اشاره دارد ، البته تا اين جا كه اين ها سازمان دهنده ى سوژه هاى فردى باشد .١- ٢- بيگانگى : بنابر تعريف ماركس در دست نوشته هاى اقتصادى و فلسفى ١٨٤٤، بيگانگى وضعيت تاريخى خاصى ست ، كه انسان در آن ، جدايى از طبيعت ، از ديگر موجودات انسانى ، به ويژه از حاصل كار خود را تجربه مى كند . از آن جا كه انسان خود را از طريق كار خلق مى كند ، همه ى اين اشكال بيگانگى حاكى از بيگانگى انسان از خودند . در نظر هگل بيگانگى مفهومى فلسفى و گوياى يک جنبه از فرآيند ِبه- خود- عينيت بخشى بود. در فرايندِ ديالكتيكى ، «روح» خود را در طبيعت عينيت بخشيده ( مرحله اى كه طى آن « روح » از خود بيگانه مى شود ) سپس به خود بازگشت مى كند . ماركس بيگانگى را حاصل تكامل تقسيم كار، مالكيت خصوصى ، و دولت مى دانست ، هنگامى كه اين پديده ها به مرحله اى پيش رفته ( جامعه ى سرمايه دارى ) مى رسند ، فرد كل جهان عينى را هم چون آميزه اى از نيروى هاى بيگانه اى كه فرا و فوق او قرار مى گيرند تجربه خواهد كرد . از اين نظر ، يگانگى تنها با ابعادى انقلابى نظام اقتصاد مبتنى بر مالكيت خصوصى ست كه مى توان بر اين بيگانگى چيره شد...

پویا عزیزی یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دوربین با لنز هم کور است

شعری قدیمی از مجموعه ی علامت بوسه می بارد :

دوربين با لنز هم کور است .اما سواد دارد .( ACDse...(05

هستند هنوز
مرده هایی که دست و پا می زنند
وفکر می کنند زنده های دیگر را
در فکر قتل...
وفکر می کنند...
کوری که سواد دارد کور می خواند
به چشم ا لبته این ربطی ندارد (فقط یک شاید تنهاست)
می شود گاهی فقط فرق دارد (دروغ چرا؟)
مثلا مرگ درخواب فرقی نمی کند
تصویر ا ز قماش صحنه سازی باشد مثلا
حالا به مردن کی بینجامد به حذف ِ کی(عین خیا ل ِ ما بود)
مهم کوری ست که لنزبا سواد دارد به ریش تمام ِ ما می تواند
بخندد خندیده باشد خندید
وتمام مرده های ِ دست و پا زن را زیر عینک ا ش
ذره بینی کند کرده باشد (مثلا)
این عکس برعکس روایت است (عکاس باشی حذف )
این گور مرده ندارد (گاهی فقط سنگ)
لنز را با سواد می کند که بخواند.
تیک flash back .

پویا عزیزی چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  نظر بدهید!

حتماً می بخشیم تان چون نوبت ِ شماست

حتماً می بخشیم تان چون نوبت ِ شماست

 

در این مملکت ما که گل و بلبل اش روزی نامیدند و بر مدار شعر می چرخیده هر چه سخن وری و سلوک و فلسفه و عرفان بوده کم نبوده از این قضایا به خصوص در این روزها که ناجوانمردانه تر ست و با این آدم ها که ایستاده اند ستبر بر موضع تحجرشان و گاه گاهی دستی به گوشه ی سبیل (ببخشید سبیل برای خودش داشته روزی) ریش شان می کشند و احتمالاً صدای چرق کشته شدن شپشی هم می شنوی چه خواهی یا بیش تر چه توانی کرد .

همان به تر که در گوشه ی دنجی بنشینی و کاری پیشه کنی که توشه ای از مدنیت و علم و پیشرفت برگیری که بل که روزی کسی از در بررسی تاریخی در آید و گوشه ی عینکی بر اسم ات بچرخاند یا مثلا کمی آن نام را هم در بوق و کرنای استفاده ی خودش ببرد که این است چنین و آن جایش چنان و خیلی فلان و بهمان . بگذریم

این مملک بی در و پیکر برای خودش سیری را می رود که دخیل نیستی درآن به عنوان یک تابع و تصمیم نمی توانی برای بودن ات یا چگونه بودن ات بگیری برای نبودن ات آزادی و این هم خودش درکی ست ازآزادی ای نسبی که باید به باورش رسیده باشی این روزها . تمام گلایه ها و تمام خشم ها که بغض کنی و بعد در دل قطره اشکی بگنجانی اش یا بیش تر حکایت گنجاندن بحر به کوزه ای ست که خون دل می تراود از او یا بگو خون جگر .

بعد می بینی نوبت شان است و کم نکرده اند تازه خیلی کار هم ازدست شان برمی آید که نمی کنند و باید بروی شکر خدا را بکنی که کاری به کارت نداشته اند و گذاشته اند در خلوت خودت باشی یا باید دریوزگی پیشه کنی و از سگی استخوان مازادی طلب کنی که به به و چه چه هم ضمیمه اش باشد بل که ریزه خواری باشی که دیده شوی و این مرگ تو اگر نیست .چیست ؟

 

قضیه ی ما روشنفکران و منورالافکاران این مملکت بی پیر هم کم از این قاعدع مستثنی نبوده بل بیش ما را دچار خویش کرده ست البته . نمی خواهم سوال کنم و در همین جا می خواهم بخشیده باشم تان چون نوبت شماست . قبول .

چند تا از ما را اعدام کردید ؟

چندتا از ما را کشتید ؟

چند تا از ما را در زندان افکندید؟

به چند تا از ما در زندان تجاوز کردید ؟

چند تا از ما را بی خانمان کردید ؟

چند تا از ما را اخراج کردید؟

برای چند تا از ما شرایطی پیش آوردید که برویم ؟

چند تا از ما را از خودتان کردید ؟

چند تا از ما سگان جیره خور دریوزه ی شما و آن رسانه ی تان هستند ؟

 

راست اش را بخواهی در این اوضاع بی اوضاعی و این بهار بی برگی دل ام با این برخوردشان خوش شد که انگار هنوز هم جذبه ای داریم که می ترسند این ها کنار هم باشیم . بعد دیدم  پولی که توی این آخورهای فرهنگی ریخته ست و می خورند خواص و عوام را چه حاصل پول این مملکت زرخیز نیست و خودشان در آورده اند از زمین و می فروشند به زمان و می کنند خرج چنان که دلبخواه شان باشد . چرا خرج ما کنند که یک روزی هم بنشینیم و چنین بنویسیم . پس باید بترسند هنوز که قدرتی هم اگر هست با ماست .

یک روزی این دعوت نامه را از نهادی فرهنگی که شما و من دانشگاه اش می نامیم فرستاده اند برای یک شاعر که تصویرش را می بینی و پشت چه قدر تقدیر و احترام چهره ی فرهنگی یک عده مدیر را می بینی که بد شان نمی آید از هر موقعیتی برای اثبات خودشان در اقشار مختلف بهره ببرند و باز هوشیار تر از خود نمی ببینند که چونان جغدی شب بیدار بر سر اتاق خواب خصوصی ات هم ممکن است باشند دیگران و شنود کنند و ببینند بالاخره با زن ات چگونه می خوابی ؟ یا احتمالاً اگر قرار ست توطئه ای شکل بگیرد همان جا در نطفه اش خفه کنند .

آمدیم دیدیم چه کار خوبی ، یک عده شاعر و نویسنده و اهل ذوق را دور هم جمع دیدن و درمیان شان به فضل رسیدن. 50 تا 60 نفر از سراسر ایران را دعوت کردیم نه من تنها خیلی ها همین را گفتند که مگر می شود . این ها ؟

وما گفتیم و برای هم تفهیم کردیم که سیاسی نیستیم مگر عکس اش ثابت شوند .چه می کنیم مگر شعری می خوانیم . نمی دانستیم بوف کور همیشه جلوتر از هدایت حرکت کرد و درست اجازه داد تا تمام کارها شکل بگیرد و بعد شبی که ما می خواستیم حرکت کنیم گفتند که نیایید و اگر هم بیایید که ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

راست اش را بخواهی بعد دیدم آن قدر سیستم شان ضعیف و ناکارا ست که اول کسی را دعوت می کنند و استعلام نمی کنند که سابقه اش چیست ؟ بعد تازه می آیند تحقیق می کنند . این جز عدم کارایی چه چیزی می تواند باشد . البته عدم را هم خیلی دوست داریم ما . چون خیلی عدم داریم .

عدم رعایت حقوق بشر

عدم رعایت حقوق شهروندی

عدم رعایت اصول قانون اساسی

عدم رعایت حقوق زنان و کودکان

عدم رعایت حقوق کارگران

و....

و این دست آورد همه ی ما در تمام این سال هاست به اضافه ی چند سانتریفیوژ و چند هزار کیلومتر تظاهرات (پشت سر هم حساب اش کردم در تمام این سال ها ) ضد کشورهای مستقل دیگر و جهت نابودی شان .

اما از آن جایی که ما آدم های بخشنده ای نیستیم ولی چون نوبت شماست حتما می بخشیم تان . دارم می روم سری به کتاب جهان وطنی و بخشایش دریدا بزنم که رفیقی برای تولدم آورد . خوش حالم که انگار شما رودست خوردیده اید ازما . خودشان دعوت کردند و زدند زیرش به تر . گزک بیفتد دست ما

به قول علی اخگر

 

... تا حدی ست

که اگر بخواهيد از عرض يک خيابان يک طرفه عبور کنيد؛

بايد به هر دو طرف خيابان نگاه کنيد،

چون هيچ تضمينی وجود ندارد

که

در همان لحظه،

کاميونی ،

درست در وضعيت ورود ممنوع به شما نزند!

شما چه می گوييد؟

پویا عزیزی پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387  نظر بدهید!

خبر

مجموعه مثل ترسیم تن کشیدن مرموز اثر اینجانب به زودی در تیراژ معدودی به چاپ خواهد رسید و در صورت تمایل نام تان را در کامنت ها بگذارید تا مجموعه دست تان برسد . به دلیل نداشتن مجوز پخش از کتابفروشی ها نمی توانید تهیه کنید .

پویا عزیزی جمعه بیست و سوم فروردین 1387  نظر بدهید!

بر سطح شطح

یادداشت های آن شب ی پارک ساعی

سه اپیزود دارد که این یکی را بخوانید فعلن تا بعد

برای منیره پرورش - روجا و کاوه و آماج چمنکار - روشنک و آقا مهدی رستگار -

۱

در احوالات سه دیوانه - من منیر روجا-

دوست بودی که برصورت ام برفی متلاشی کردی که می بارید آن شب

یادم نمی رود حتا   آن سه دیوانه که ما بودیم  با آن چهار عاقل دیگر

از نصفه شبی سرد چون سیبری    برفی چون اورست   قندیلی چون قطب  

حتا از آن آدم برفی که وقتی برمی گشتیم مثله بود و متلاشی

و آن روبان صورتی که به گردن داشت

 و هنوز در من دارد ناله می کند آن روبان  ما سه دیوانه چه می خواستیم ؟

که می دویدیم در سیاه و سپید  می پاشاندیم به هوا و به هم  آن سردی ِمتلاشی را

در پارک بودیم و پالتو  برف و حرف  در سرما

اما همان لحظه همان جا 

 آن عابر برهنه ی العطش که در ظهری گرم کویری سوزان را می رفت

و داغ آب  داغ آب را با خودش می برد من بودم  

وتهران هیچ شبی  حتا شبی که من یادم نمی رود هرگز   این طور قشنگ نبود

پارک پارک است اما دیوانه پاک

 و این فرق عظیم را ما داریم و ندارند دیگران

مثلن من با غاز  با طوطی  و با هرپرنده ی دیگری

به لحن خودش حرف می زنم  به دقت به لهجه ی خودش حتا

و می توانم به خانه ی تو خرگوش را بیاورم و موش را ببرم  که وقتی می روم هستم 

یعنی بزرگی ِ توست که من شیر می آیم و خرگوش را می آورم و بعد  از تو موش برمی گردم

این موش برگشتگی ِ این روزهاست که نمی توانم عاشقی کنم دیگر  و تو   دیوانه می فهمی مرا منیر  

دیوانه می بینی مرا روجا

حتا گذاشتم خاطره شود در برف که خوابیدی

 و ناگهان من سپیدی متلاشی را به صورت ات پاشیدم

و آن مجسمه ی سپید آن زیبایی را   روجا برفی صدا زدم که نیمی ش از تو می آمد و نیمی ش در طبیعت ماند تا آب شد امروز

و این آب شدگی  داغ ِ این آب شدگی داغدارم می کند

حالا از من صدای گریه می آید صدای داغ را نمی توانی بشنوی اما از من صدای داغ شده تر می آید

و باید که بیاید اگر نیاید چه چیز را فرو بخورم بعداً   باید بیاید که فرو بخورم

 پس بیاید که خاطره شود

اما این آمدن ثابت نمی کند این را

که عکس های ِ تو خاطره ترند حتا

که عکس های تو خاطره ترند حتا اما از من صدای داغ شده می آید

و این چیزی را ثابت نمی کند حتا

پویا عزیزی سه شنبه هجدهم دی 1386  نظر بدهید!

برگرفته از سایت تهران امروز

امروز؛ ابوالفضل پاشا

علامت بوسه مي‌بارد

عباس محبعلي: ابوالفضل پاشا يكي از نوگراهاي عرصه شعر معاصر است كه چندسالي است كه در حوزه كتاب از او خبري نيست.


وقتي با او تماس مي‌گيريم در اين مورد مي‌گويد: «قبول دارم اما به دليل ضعف مديريت نشر و پخش كتاب، با خودم گفتم كمي صبر كنم وضعيت بهتر شود اما انگار وضع كتاب بهتر شدني نيست. براي همين الان سه كتاب آماده دارم كه منتظرم پيشنهادي از طرف يك ناشر مطرح شود تا آنها را چاپ كنم.» ابوالفضل پاشا كه كتاب شعر و حركت را نوشته است و در آن به مباني نظري شعر مدرن ایران پرداخته ادامه مي‌دهد: «يك مجموعه شعر، جلد دوم شعر و حركت و برخي از مقاله‌ها و يادداشت‌هايم كه به صورت پراكنده منتشر شده بود آماده چاپ است.» پاشا در مورد جديدترين كتابي هم كه خوانده مي‌گويد: «در دوره اخير چندتا كتاب خواندم، اما كتابي كه خواندنش برايم جالب بود از شاعري جوان بوده به نام پويا عزيزي. كتاب او(علامت بوسه مي‌بارد) مجموعه شعرهاي اخير او را در بر مي‌گرفت كه از خواندنش لذت بردم و در ديداري كه با او داشتم علاقه خودم را نسبت به آن ابراز كردم.» او ادامه مي‌دهد: «شعرهاي اين مجموعه نشان از قريحه خوب و تمرين مناسب شاعر مي‌دهد كه زبان شعر پخته‌اي دارد. من اين كتاب را
2 بار خواندم و در آن نكته‌هاي خوبي ديدم.»

پویا عزیزی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  نظر بدهید!

عوضی

                                یادداشتی به مناسبت سالگرد مختاری و پوینده

شما هیچ وقت عوض نمی شوید

چون می توانید خیلی چیز ها را عوض کنید

یعنی خیلی ها را هم عوض بکنید

 

 اعتراف می کنیم      شما به تر از ما کلمات را بازی داده اید

مثلن جای شاعر را با ناصبی عوض کردید

جای نویسنده را با مرتد عوض کردید

جای منتقد را با محارب عوض کردید

اگر کسی قرار باشد یا نباشد که بمیرد شما او را می کشید

یعنی شما مرگ را هم عوض کرده اید

 

یکی از شما که خیلی عوضی تر بود            می خواست مرگش هم عوضی تر باشد

داروی نظافت را خورد                و نمرد

عوضی ها به این سادگی نمی میرند

اما همان شب شما جای او را از بیمارستان سینا به لقمان الدوله عوض کردید

تا با آمپول هوا کمی هوایش را تازه کنید

شما مرگ را عوض کردید

روند پرونده را عوض کردید

 

چند تا از ما که راحت طلب بودند را عوض کردید؟

چون قادرید سبیل های بلند انقلابی شان را چرب کنید

با این که کسی نمی فهمد

شما خیلی از ما را هم عوض کردید

 

اصلن قرار نبود این طور شود اما

شما خیلی عوضی تر از این ها هستید

 

پویا عزیزی جمعه نهم آذر 1386  نظر بدهید!

دال و ماه و هور

اما این بار می آیم تا باز هم سلامی کرده بودیم قبلن حالا تازه ُ بماند که دوتا هم داریم از قماش اخبار و گزارش و یا شاید هم از نو آمدگان که خوش آیند:

اولی این که دال آمد :

 "دال"
دو ماه نامه خبري، فرهنگي، اجتماعي
سال دوم، شماره دوم و سوم
518 صفحه
قيمت: 5000 تومان
1386
صاحب امتياز و مدير مسؤول:پژمان گلچين
سردبير: عليشاه مولوي
با آثاري از:
پژمان گلچين، يوسف انصاري، آذر بشيرزاده، اصلان پاشا، عادل سرايي، م. سلامت محمدي، بابك مقيمي، آتيلا اسكنداني، سميرا پيرزاده، الناز سرخانلو، سولماز صادق زاده نصرآبادي، مظاهر شهامت، ع. فريدي، مراد كهنه قالا، محمود مهدوي
جلال خسروي، مجيد اجرايي، ناما جعفري، روجا چمنكار، زينب حسام الديني، مصطفا فخرايي، جان كيج، علي قنبري، سعيد بردستاني، محمدرضا محمدزادگان
شبنم آذر، محمد آشور، مريم آموسا، بهروز احمدزاده، حميد احمدي، محمدرضا احمدي، كبوتر ارشدي، سامان. ح. اصفهاني، نرگس اليكايي، حسين ايمانيان، علي باباچاهي، اميرمهدي بيات، فرزين پارسي كيا، منيره پرورش، محمود تقوي تكيار، احترام سادات توكلي، مهري جعفري، رزا جمالي، فرشيد جوانبخش، بنفشه حجازي، رضا حيراني، هوشنگ خوش روان، رسول رخشا، بهاره رضايي، رامتين زارع، فرزاد سالك نيا، ناهيد سرشگي، يزدان سلحشور، فرياد شيري، حسن صانعي، حسنا صدقي، عبدالله صمديان، زهرا طهماسبي(مهتاب)، پيام عزيزي، رحيم فروغي، بنفشه فريس آبادي، بهاره فريس آبادي، مهرداد فلاح، علي قربان نژاد، مهرنوش قربانعلي، فرزانه قوامي، انسيه كريميان، آذر كياني، سعدي گل بياني، مرتضا لطفي، صابر محمدي، علي مسعودي نيا، كورش معروفخاني، آتفه معصومي، محمد معصومي، سحر مقدم، شهاب مقربين، حسن ملايي، الهام ملك پور، مرضيه مهاجر، داريوش مهبودي، سيدمهدي نياكي، لادن نيك نام، ه.هاتف، قباد آذرآيين، وحيد آقاجاني، فتح الله بي نياز، محمدرضا پورجعفري، فرهاد حيدري گوران، ترانه صادقي، سعيد طباطبايي، ري را عباسي، ميثم علي پور، فرزانه كرم پور، قاسم كشكولي، علي رضا محمودي ايران مهر، علي ثباتي
شمس الدين آل معصوم، بيژن كريمي، كيوان بهادري، علي اخگر، بهارك اكبرپور، حميد باقري، پژمان بهادري، مهدي جعفري، مهدي حسام الذاكرين، شهريار خسروي، علي رضا خسروي، شيما رياحي، فخرالدين سعيدي، پويا عزيزي، ليلا غفاري، بيژن فارسي، مجيد فروتن، وسعت كاظميان، كمال مرادي، ليلا ناظمي
حسين فاضلي، داوود حضرتي، وحيد جلال زايي، رامين كاوه، حسن مؤذن زاده، ناصر هزاره مقدم، محمد توكلي كوشا، ساغر ساغرنيا، ريچارد براتيگان، ساره سعيدي
داريوش معمار، افسانه نجومي، هوشنگ چالنگي، هرمز علي پور، عزت الله قاسمي، رضا حامي پور، بهزاد خواجات، علي قنبري، فرامرز سدهي، رضا بختياري اصل، عليرضا مكوندي، آتفه چهارمحاليان، ميترا سراني اصل، عليرضا شكرريز، علي فتحي مقدم، بهمن ساكي، فرزاد آبادي، مهدي مرادي، محمد هدايت، سعيد محمدحسني، محمد تنگستاني، سعيد آژده، مهدي بروميده، اميد حلالي، علي صالحي، ابراهيم دمشناس، مريم دلباري
حامد رحمتي، نسرين اصانلو، محمدعلي خامه پرست، فاطمه سليماني، محمدحسين صادقي، حامد صمدي، برزو علي پور، رضا قاسمي، زهرا گنجي، ابوالفضل نظري، مسعود تارانتاش، علي جباري، مهران مرتضايي
اسماييل همتي، امير حاجي زاده، سپهر داد توكلي، علي حسن آبادي، عماد عبادي، رحمت اله قائمي، مجتبا نيك سرشت
علي ميركازهي، عباس عارف، آيدا افغاني، كلثوم بزي، زلما بلوچ، ايمان پورحسن، محمود خليلي، موسي شيرازي، محمود كيخايي، هادي هزاره مقدم، علي بخش دشتياري، امبر سمين، عزيز ياديني
پيمان يزدان پناه، شاپور جوركش، فرحناز عباسي، محمود طراوت روي، علي رضا نسيمي، وحيد داور، پرستو فريدوني، رضا صنايع، راد قنبري، محبوبه عزيزخاني، سارا ابراهيمي، باربارا جانسون، گابريل گارسيا ماركز
ناهيد ارجوني، شيوا سبحاني، نارين محمدي، كيوان قادري، الف. زارع، محمدرضا كلهر، اميد رحماني
رضا شمسي، مهدي صمداني، رضا غني رايني وستا، محمدعلي قراچه داغي، اسما لولويي، محمدحسن مرتجا، ياسر موساپور، مازيار نيستاني، محمدعلي مسعودي
ميثم رياحي، نيما صفار، عيسا آزاد، هوم بزي، مصطفي تيره گر، حسين ديلم كتولي، مرتضا شاهين نيا، شقايق علي پور، مريم قجر، محسن كريمي، حبيب موسوي بي بالاني، علي مؤمني، علي نبوي، محمد آزرم، مرتضي پورحاجي، شعبان بالاخيلي، افسانه برزويي، جواد حاتم نژاد، احمد خاندوزي، سارا سعيدي، سپيده گيلاسيان، احمد سينا، فولكه ايساكسون
منصور بني مجيدي، بيژن نجدي، مجيد دانش آراسته، محمود بدر طالعي، اكبر اكسير، عليرضا پنجه اي، ايرج ضيايي، مهدي رضازاده، مسعود بيزارگيتي، محمداسماعيل حبيبي، آرش نصرت الهي، ياسين نمكچيان، صفا شفيقي عنبران، مزدك پنجه اي، شهرام پوررستم، داوود ملك زاده، نعمت باقري فرد، كورش جوان روح، محمد طلوعي، طاهره صالح پور، شيوا فرازمند، معصومه يوسفي، مهناز يوسفي
نصرت اله مسعودي، نسرين جافري، دنا رباطي، امين روشن، رؤيا زرين، رضا صارمي، عبدالرضا فريدزده، سميرا كريمي، مريم ميرزايي مقدم، احمد بيرالوند، كرم رضا تاج مهر، ليلا خدارحمي، مهيار رشيديان، نصرت ماسوري
حسين شريفي، محمد جواديان، محمود معتقدي، هادي پارت، عيسا كياني حاجي، ايمان خداترس، منصور خورشيدي، اسداله عمادي، عارف قنبرنيا، سهراب مازندراني، آرزو موسانژاد، حسن شيردل، جواد اكبري،احمد نوردآموز
موسا بندري، يداله شهرجو، محمد ذوالفقاري، ساجده كشميري، كامليا كاكي، مسعود فرح، پل آلوار
مانا آقايي، جمشيد برزگر، كامران بزرگ نيا، روشنك بي گناه، منصور خاكسار، اسماعيل خويي، محمود داوودي، ياشار احد صارمي، آزيتا قهرمان، سهيلا ميرزايي، اسماعيل نوري علا، علي عبداللهي، جاثيه جهانمنش، بكتاش آبتين، جهانبخش آموس، سعيده امامي نيا، طهمورث بوذري، عبدالنبي جنتي نژاد، مجتبا دهقان، آزاده زارعيان، قاسم طوسي، خدامراد فروهر، سمانه قرايي، سولماز محمدخاني، رضا مهدوي هفشجاني، حمزه نام آور، سوده نگين تاج، اريش فريد، آلفرد لرد تنيسان.

دومی: این سایت هم که خوش آمد حتمن

ماه و هور

پویا عزیزی سه شنبه ششم آذر 1386  نظر بدهید!

زوزه

زوزه
آلن گينزبرگ
برگردان :پويا عزيزي



بهترين مغزهاي نسل ام را ديدم كه با عصبانيت معدوم شد
گرسنه ي برهنگي اي پرهيجان
وقتي خودشان را از ميان خيابان سياهان تا انتها مي كشانند در طلوع
با خشم ِ در نگاه شان چشم مي دوزند

پویا عزیزی جمعه بیست و سوم شهریور 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تلفن دارین از یه جای دور !

اما در کار تئاتر هم دستی بر آوردیم و متن دوست عزیزم مرتضا نجاتی را با نام بیمارستان روانی به " تلفن دارین از یه جای دور " تغییر نام دادیم و شدیم کارگردان و البته بازی هم کردیم آن هم در نقش اول و شد این که سایت ایران تئاتر گغته : پایان نخستین جشنوار تئاتر استانی "ققنوس" در فارسان نخستین جشنواره تئاتر ققنوس فارسان یکشنبه 11 شهریور با معرفی برگزیدگان پایان یافت. به گزارش سایت ایران تئاتر، در این جشنواره 8 نمایش از شهرهای لردگان، بروجن، شهرکرد، اردل، فارسان و ده چشمه در سه روز به رقابت پرداختند. فرها آئیش، محسن سلیمانی و فرشید بزرگ نیا داوران این جشنواره آرای خود را به شرح زیر اعلام کردند: بروشور: پوران بنی طلایی برای نمایش"بادبان ها را بکشید" موسیقی: احمد مردانی بروجنی برای نمایش"آخ اگه بارون بزنه" طراحی صحنه: یاسر الله بخشی و پویا عزیزی برای نمایش"تلفن دارین از یه جای دور" بازیگری زن: تقدیر از مهرنوش صفدری بازیگر خردسال حاضر در جشنواره جایزه سوم به مریم مرادیان برای نمایش "تلفن دارین از یه جای دور" و زهرا طاهری جایزه دوم مشترکاً به عاطفه زمانی و پریا محمودی برای نمایش "تلفن دارین از یه جای دور" تعلق گرفت هیئت داوران در این بخش برگزیده اول نداشت. بازیگری مرد: جایزه سوم مشترکاً به غلامرضا اردشیری و محسن ریاحی جایزه دوم به علی مجالی جایزه اول به اکبر دانیالی کارگردانی: جایزه سوم به پیام صفدری و علی جمالی جایزه دوم به اکبر دانیالی جایزه اول به مصطفی محمدی هیئت داوران در بخش نمایشنامه نویسی برگزیده نداشت. نخستین جشنواره تئاتر ققنوس از 9 تا 11 شهریور در شهرستان فارسان برگزار شد.

پویا عزیزی چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386  نظر بدهید!

"کیش شخصیت "- علی صیامی

این متن را از خبر گزاری ایران پرس نیوز گرفتم و به دلایل شخصی گذاشته ام بخوانید :

"کیش شخصیت "- علی صیامی

( شکسته نوشته شده ها نقل قول از متن آقای گیل آوایی و دیگر متن های مرجعی است)

آقای گیل آوایی سلام
1.

به این باوررسیده ام که صراحت لهجه و بیان، فضیلتی است که متاسفانه در ما ایرانی ها، بدلیل نوعِ تربیت خانوادگی و اجتماعی با پشتوانه ی تاریخی 2500 ساله ی استبداد شرقی، دچار نارسایی است. پس عادت کرده ایم که در بعضی از نوشته های مان، حرف های مان را در زرورق رنگی بپیچیم تا زهرِ آن دیده نشود، و عادت کرده ایم که نوشته ای را بخوانیم و از خالی های میان سطری منظور اصلی نویسنده را کشف کنیم.

پویا عزیزی چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

کی جهانی می شویم پس؟!

 
مهرداد فلاح

می گویند شعر ما جهانی نشده است و این را جوری می گویند که انگار از این ماجرا خوش حالند. دنباله ی حرف شان از این هم قشنگ تر است. می گویند دلیل جهانی نشدن شعر ما ،  کپی برداری شاعران ایرانی ، از روی دست شاعران و نظریه پردازان غربی است!می گویند چون شعر ما نسخه بدل شعر غربی است،ترجمه که می شود ، جذبه ای برای آن ها ندارد و به همین علت،می روند سر وقت شاعران کلاسیک ما و مولوی خوانی می کنند ...

پویا عزیزی دوشنبه هشتم مرداد 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

نبش ِ قبری که مرده ندارد . نداشت ! یا حکایت سنگی بر گوری !

نبش ِ قبری که مرده ندارد . نداشت !

یا حکایت سنگی بر گوری

      پویا عزیزی

قبل از این که اقدام به هرکند و کاوی کنم ، بیش تر سعی می کنم نقش خودم را در این متن ایفا کنم که آن هم در حد و اندازه های یک نبش کننده ی قبر است . قبری که معلوم ام نیست هنوز مرده ای توی خودش دارد  یا نه ؟! و اگر درون خودش به غیر از خلاء چیز دیگری دارد و آن چیز دیگر زنده به گوری اگر نیست پس مرده ای ست . بیش تر سعی بر همین دارم که برسم به آن موجودیت درونی ، اگر باشد و این بودن اش را که دریافتم سعی بر مرده یا زنده یافتن اش دارم ، چه که اگر مرده باشد نه قصد گریه کردن و زاری بر مزارش را دارم و یا اگر بودن اش نابود است ، آنی نیستم (نباشم)که بر قبر بی مرده گریه سر داده باشم و تازه مثل خیلی نقش های دیگران مرده شور این و آن و سرمزاری خور این آن نباشم . باری تمام این شیون و زاری و کند و کاو مربوط است به آن چه پساغزل نامند

پویا عزیزی دوشنبه یازدهم تیر 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آمريكا

آمريكا

شعر :آلن گینزبرگ

برگردان :پویا عزیزی

آمريكا ! من در اعتياد تمام به تو زندگى مى كنم.

هفدهم ژوئن هزار و نهصد و پنجاه و شش 

 آمريكا دو دلار و بيست و هفت سنت.

چيزى را كه در نظر دارم نمى توانم از دست بدهم.

آمريكا ! وقت آن است كه ما جنگ انسانى را تمام كنيم؟

پویا عزیزی جمعه چهارم خرداد 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

فروشگاهى در كالى فرنيا-آلن گینزبرگ

 فروشگاهى در كالى فرنيا
آلن گینزبرگ
برگردان :پویا عزیزی
 
آلن گينزبرگ (٣ ژوئن ١٩٢٦-٦ آوريل ١٩٩٧) در نيوجرسى متولد شد و رشد کرد. پدرش لوييز يک شاعر تغزلى و دبير انگليسى دبيرستان بود. مادر او   ناومى يک کمونيست بود که از بيمارى روانى رنج مى برد.
گينزبرگ پس از دوره ى دانش آموزى به دانش گاه کلمبيا وارد شد و در آن جا زمينه هاى لازم را براى ادبيات پيدا کرد.

پویا عزیزی سه شنبه یکم خرداد 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

"جراحى ِ پلاستيک براى ِ ديگرى"

"جراحى ِ پلاستيک براى ِ ديگرى"
ژان بودريار
برگردان : پويا عزيزى



بورديار فيلسوفى است كه در انديشه و بيان خود سعى در آزاد كردن تحليل هاى اجتماعى از بند محدوديت هاى ماركسيستى دارد كه فرهنگ را به اثر ثانوى عوامل و روابط اقتصادى فروكاسته است . ازآن جا كه مطالعات و گفتارهاى فلسفى در راستا و در ادامه و در پاسخ گويى به يكديگرند لازم است در ابتدا توضيحاتى درباره ى واژگان كليدى استفاده شده در اين مقاله براى خواننده ى كم آشنا و يا فراموش كار آورده شود :

پویا عزیزی یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مرگ را به خانه فرستادند ببينند هستيم يانه ؟!

مرگ را به خانه فرستادند ببينند هستيم يانه ؟!

در ، چشمي اگر داشت خودش را مي بست
چشمي به در داشتيم                زندگي را توي پاچه مان كردند
                      پاچه مان پاپوش بود            بر داشتيم
از هر دري با تُو در آمديم از تو#               بيرون در بوديم             آن تو #
سر به تنم نبود مي خواستند                   بود
اين درخت ها كه شاخه ها راست كردند ، هيچ كدام شان آغوش خوابي نبود
دري به داربود           دري به همسايه           صاحب خانه بود            مرغي كه يكپا غاز
 بيرون مان ريختند             درون مان ريختند
آردمان را بيختند و ما را نياويختند              ريختند

پویا عزیزی چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

سکس ، یک رویا - جوی فزیوو


سکس ، یک رویا

شعر: جوی فَزیوُ

برگردان :پویا عزیزی

راه خود را می روم ، به سختی از میان درختان

جاده از برگ پوشیده ست

در اندوه ات می یابم

پویا عزیزی پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

درباره ی مهرداد فلاح (پاسخ به علی مسعودی)

 دوستان عزیز چندی پیش مطلبی از دوست عزیزم علی مسعود نیا در وبلاگ اش دیدم به نام خودکشی یا خودکشی در شعر مهرداد فلاح و بر این قرار نهادیم که من هم چیزی بنویسم که حاصل اش شد آن چه در زیر می آید . مطلب علی را در لینک زیر و نامه ی من را در همین پایین یادداشت بخوانید .

http://hezartou-2.blogfa.com/

جناب علی خان مسعودی نیای عزیز!
گاهی نبود زمان یا کمبودش در این زمانه ی بی دادگر کاری می کند با من که قضیه می شود خرمای بر نخیل و نتوانستن ما می شود حکایت آن دست ما کوتاه . باری چون به راحتی شما دوست عزیز نمی توانم نقد بنویسم و نقد نوشتن های من هم مانند شما معیار و اصل خاص خودش را دارد که بر همان مبنا نمی توانم ساده و صریح بنویسم و گاهی اصلن در رابطه ای نمی توانم نوشتن ، به همین خاطر سعی می کنم با این نامه نگاری ها حرف هایم را ساده و صریح بر مبحثی که پیش کشیده ای کمابیش گفته باشم . خود کشی یا خودکِشی مساله ای ست که برای رفع و رجوع برخی ابهامات اش ایراد مسایلی را بی ثمر نمی دانم .
قایل بودن شما در نوع قراردادی از پیش تبیین شده تان به نام های مقرر تصویر درونی و تصویر بیرونی و توضیح آن که در مقاله ی تان رفته است کمی انگار ابهام دارد برای من و شاید برای مخاطبی یا مخاطبانی همسان که به تعریف ها و اصولن درستی اصطلاحات استفاده شده در رخداد ها بیش تر حساسیت دارند و گاهی با شنیدن برخی تعاریف یا اصطلاح مبهم مغزشان کهیر می رند . مثلن فکر می کنم که شما تصویر بیرونی را به ما به ازای ابژکتیو و تصویر درونی را به ما به ازای سوبژکتیو می گیرید و این قرار داد را برای بنای مبحث تان رسمی می پندارید . تلاش حقیر در این زمینه که شما تصویر بیرونی را بیرون از چه چیز پنداشته اید و تصویر درونی را درون چه چیز ؟به جایی نرسید . تنصویر بیرونی را آیا به ما به ازای ارجاع به خارج از ساختمان متن می گیرید و تصویر درونی را به ازای درون ساختی بودن اش ؟ یا این که مثلن بیرونی را به عنوان تصویر مادی موجود در جهان می پندارید و درونی را تصویر درونی موجود در ذهن ؟
من در بین این دوتا نتوانستم نوعی تمایز در تعریف تان قایل شوم و به همین خاطر با این بخش مبحث شما کمی مشکل پیدا کردم . مثلن من در دید خودم در این نوع ، پیش نهاد دیگری را به دوستان ارایه می دهم معمولن که آن را بر اساس تصاویر در اصطلاح سوبژکتیو-ابژکتیو ،ابژکتیو- سوبژکتیو می پندارم . اگر آبژه را به ما به ازای جدیدش در ادبیات دوران پست مدرن و فلسفه بپنداریم و این مساله را تعمیم دهیم به شعر آن موقع ابژه می شود زبان و دیگر چیزی به عنوان عینیت معنا نمی دهد و این تمامن درونی ست و همین طور تصویر عینی هم اگر موجود باشد ارجاع بیرونی - بیرون از زبان - و چیزی به عنوان تصویر مجازی اسان موجودیتی نخواهند داشت یعنی موجودیت شان بنابر چه چیزی ست ؟  دید شما در این رابطه دیدی مبتنی بر کثرت و وحدت افلاطونی در ابتدای فلسفه است که دیگر این روزها در مبحث پست مدرنیته و حتا مدرنیته خیلی می شود این جا به جایی ها را پی گیری کرد و تعویض موقعیت ها را. دیگر این مساله را درست نمی دانم که مثلن جهان را وحدتی بپنداریم و تصاویر جهانی را کثرتی که همه از یک ماده ی واحد پدید آمده اند . دید فلسفی امروز در تمام این موارد مساله ی کثرت هاست و مساله ی تکثر خیل واقعیت ها ، اما از این که بگذرم قبول می کنم که فلاح فیزیک متن را دچار چالش می کند و اصلن مگر فیزیک متن هنجار پذیر است که فلاح هنجار به هم ریخته است . مثلن هوشنگ ایرانی ، یداله رویایی ، تندرکیا ، طاهره صفارزاده در طنین در دلتا و اسماعیل شاهرودی و براهنی و گروهی از شاعران شعر دیگر و پس از تمام آن ها همزمانان خود فلاح کم این کار را کرده اند و ایا این ها نمی توانند هنجار خودشان را داشته باشند و سوال دیگر این که آیا در برخورد با متنی از ژانری متفاوت نباید با نوع گفتمان همان ژانر و مولفه هایش با آن برخورد کرد و اصولن برخورد با مولفه های ژانر دیگر چه قدر می تواند این میان راه گشا باشد جز همان پنبه زنی ؟!
بعد سوم را فلاح به شعر نمی افزاید بل که دید فلسفی فلاح نسبت به جهان است که آن را در خودش دارد ابژه ای به نام زبان ، چیزی بیرونی به نام جهان مادی ، و ذهن ( ذهن چندپاره ) که موجودیت شان و تمامیت شان ثابت شده است . با ابژه شدن زبان چیزی به عنوان نوشتار ، مرکزیت تمام است و مرکز گریزی این جاست که اتفاق می افتد یعنی شعر از مرکزیت جهان مادی خارج می شود . این جا چیزی به عنوان گفتار که ابزار است اساسن درون شعر اگر بخواهد ایجاد فرم کند و در کنار مسایل دیگر ادای نقش نکند و بخواهد عمده نقش باشد و سعی در تمام کننده گی داشته باشد هیچ جایی نخواهد داشت . شعر ، نوشتار تمام و کمال است که من نیز این جا از آن خط قرمز ها انگار گذشتم با این حرف ، نمی دانم که این تبیین مشی های محافظه کارانه اساس و منشاء اش کجاست ؟البته می دانم از کجا به هم ریخته است . از مقاله ای با عنوان چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم ؟!... مقاله ای در انتهای ذهنیت اواخر دوره ی مدرن و متاسفم که در ایران کم تر کسی به آن دقت کرده و یا مبحث اش را دقیقن فهمیده است . منظورم همان تعویض موقعیت ابژه است .
با اجازه ی شما ترسی ندارم از این که سوادم نم کشیده باشد و گویا به زعم شما هم نسلان من و شما این گونه اند یا طبله کرده باشد چون در این زمینه ی تقطیع که فرمودید حداقل 300 صفحه بررسی از نیما تا امروز را دو سال پیش تمام کردم که بخشی از آن منتشر شد و البته از فلاح سخن گفته بودم در این لینک : مقاله به نام ژیش نهاد تقصیع تازه
در آن مقاله حرکت هنر و به خصوص شعر را به سمت منتهای هنر های نمایشی با اشاره هایی توضیح دادم که بسیط در ان مقاله که متشر نشده هنوز آمده است که در جای گاه خودش قابل عرضه است و در این مقال کوتاه جای عرضه ندارد . 
فلاح به درستی سعی می کند که رفتاری مدرن با ذهنیت دگم مخاطب اش انجام دهد یعنی با تمام ساختارهای از پیش باور شده ی مخاطب در