برای شروع بحث درباره ی مجموعه شعر " به وقت البرز" سروده ی مهرنوش قربانعلی راه های بسیاری به نظرم رسید ولی به تر این را دیدم که از بررسی کلی ودسته بندی آثار شاعرانه در یک چشم انداز ِ باز استفاده کنم . گرچه من سعی و تلاشی بسیار را برای افزودن ظرفیت و گسترش امکانات شعر و شاعری را مهم ترین مولفه و در واقع نقطه ی استراتژیک این مجموعه می دانم .
...
از منظر فمینیستی نیز تحشیه بر دیوار خانگی متنی کنشگر است اما به وقت البرز ضمن استفاده از واژگانی استعاری همچون چین دامن و مولفه های زنانه ی دیگر بیشتر مایه ی پدرسالارانه دارد . زیرا متن ظاهری که با گفتمان ها وساختارهای اجتماعی مسلط در ارتباط است ، می تواند مستقیماً به فرهنگ پدرسالاری مربوط باشد . حرکت به سوی ساختارهای اجتماعی و تاریخی مسلط در تمام دوران ها به حذف مولف زن از اثر و تولید ادبیات پدرسالار می گردد که در ان امر فمینیستی و مولف زن از ابتدا حذف شده اند و اتفاقاً چون به جنس مسلط مردانه سخن می گویند و نمی شود در برخورد با متن به سادگی به جنسیت واقعی سوژه پی برد ، در نتیجه چنین متنی خود به خود منکر وجود سوژه ی جنسی می گرددو از این راه به حذف ِ خود می پردازد اتفاقی که عکس آن در تحشیه بر دیوار خانگی اتفاق می افتد . تمام این کلی گویی ها و جزء نگریهای سختگیرانه از قوت شعر ِ به وقت البرز و التذاذ حاصل از خوانش آن نکاسته و همچنان این شعر را به عنوان شعری موفق زبانی تثبیت می کند . تجربه ای که نه تنها با افزایش ظرفیت زبان در شعر بلکه با گسترش معنایی در فرهنگ مردم ِ مخاطب اش همزبانی های قابل تاملی دارد .
|