پویا عزیزی آثار منتشر شده : 1-علامت بوسه می بارد (مجموعه ی شعر ) 1383 - نشر ارویج -تهران 2-تُهی (مجموعه ی شعر) نشر الکترونیک امضا 1387 در شعر و شاعری و نقد
در پاسخ
به نوشتاری به همین نام در گوهران شماره 11 و12
" دیگران ، همه ی دیگران در برابر منزله ی نزول از طبقه خود و
ورود به طبقه ی اجتماعی پایین تر ، که ممکن بود مانند سنگی به گردن شان بیاویزد و آنان
را یکسره به اعماق بکشاند ، واپس می زنند . عذرهایی هم دارند : هنوز خیلی زود بوده
است ، هیچ پیوند واقعی میان ایشان و پرولتاریا وجود نداشته است ، این طبقه ی ستم
دیده نمی توانسته است ایشان را خود جذب کند و احتیاجی را که به وجود ایشان داشته
است نمی شناخته است . پس تصمیمایشان برای
دفاع از آن طبقه، عملی انتزاعی و خیالی می شده است ، صمیمیت و صداقت باطنی ایشان
هر اندازه ای بوده باشد اگر می خواستند بر شوربختی های ان طبقه بذل توجه بکنند آن
ها را با عقل و استدلال خود می سنجیده اند ولی با دل و جان خود احساس نمی کرده اند
. این نویسندگان که از طبقه ی اصلی خود سقوط کرده اند و خاطره ی نعم و رفاهی را که
می باید بر خود حرام کرده باشند ، در معرض این خطرند که در حاشیه ی پرولتاریای
واقعی نوعی پرولتاریای فکلی تشکیل دهند که در نظر کارگران مظنونو در نظز بورژوایان مطرود باشد و خواست هایش نه
از بخشندگی که از قهر و غیظ بزاید و سرانجام هم به بورژوا پشت کند و کارگر 1
و ما دست هایمان را بریدیم و به سوی نخل ها انداختیم
خرمای فراوان ریخت
اما دستی برای جمع کردن شان نمانده بود(کارو)
پس از نگارش مطلبی که در پست قبل آمد خیلی ها واکنش های متفاوتی نشان
دادند و سعی کردند در محافل خصوصی خیلی چیزها را نگه دارند و گلایه ها شروع شد .
بله امروز روز گلایه هاست . من هم گلایه دارم و می بینید . پس هر دو با هم در موضع
گلایه ایم . من می آیم از موضع خصوصی ام . آرش نصرت اللهی عزیز هم زیر همان مطلب
کامنتی گذاشت که پاسخش در قبال نامه ای می آید :
راست اش را بخواهی آرش جان تو در مورد دوست استارایی ات صحبت کردی
که من هم احترام می گذارم هم به او و هم به تو و توهینی نکرده ام در کل ، اما خودت
می دانی که روشنفکری اگر در مرام من یا تو و یا هر کس دیگری باشد نباید به دام
رفتارهای عوام مدارانه به هر شکل ممکن بیفتد که خاصیت پوپولیست ها ست ودر پاسخ به
گفته هات راجع به گلسرخی هم باید بگویم این پوپولیسم است که روشنفکری را به
چاهی می اندازد که گلسرخی را انداخت و اساساً چپ آن دوره را انداخت و من شدیداً بر
این موضع ضد پوپولیستی پای می فشارم و هرکس که این نوع رفتار را داشته باشد
احتمالاً از این به بعد از نقد من دور نخواهد بود که شاید هم دندانه های تیزی
داشته باشد چرخ دنده هاش ، گلسرخی اگر مانده بود هم سال شصت به استناد اندیشه ی
همان ها که از آن ها سخن گفت اعدام می شد.. اما از این ها گذشته نمی خواهم کسی را
دوست بدارم که رفقایم برایم از دوستانم مهم ترند.سخت کوش باش و ادبیات ات را
پاسداری کن آرش جان . گلسرخی رفت ، تو و من هم می رویم و فقط زمانی می توانیم به
رفتارهای نمادین پوپولیست مابانه دست بزنیم که احتمالاً موضع مان را از دست داده
باشیم و در حال احتضار سعی کنیم که باشیم و برای بودن مان دست و پا بزنیم و همین
است که از موضع روشن مان باید بیاییم پایین و مثل گلسرخی عوامانه آن حرف ها را
بزنیم که شاید ماندگاری حاصل کرده باشیم . این ها همه را آرش جان احتمالا ً خودت
به تر از من می دانی و می دانی که من با همان آستارایی که گفتی با توجه به اخلاقی
که از من می شناسی مشکلی ندارم ولی رفتارهاش را نمی پسندم این نوع رفتار نوع رفتار
درستی در مواجهه با حکومتی که سانسور و تهدید و قتل های زنجیره ای را برای خودش
کارنامه ای درخشانی کرده است نه تنها به زعم من به زعم خیلی های دیگر هم درست نیست
. همین است بهای خون مختاری؟