محمد آزرم از منتقدان آگاه این روزهاست که در حین وب گردی در وبلاگ شخصی ایشان به مقاله ی زیبایی برخوردم و توجه ام را جلب کرد ، همین که موضوع بحث مساله ای ست که این روزها گریبان خیلی را گرفته وبه بی راهه می کشاندشان باعث شد تا این مطلب به عنوان حرکتی استراتژیک در این وب قرار گیرد .
پاسخی به مسالهسازهای شعر امروز ایران
محمد آزرم
«دگا»
نقاش مشهور، بارها خاطرهای جالب و معنادار از «مالارمه» برایم نقل
میکرد: «دگا» اتفاقی شعرهایی مینویسد و از آنجا که با مشکلی مواجه
میشود، همه را دور میریزد. سپس به «مالارمه» میگوید: «هنر تو حرفهای
جهنمی است، من ذهنم پر از اندیشه است ولی نمیتوانم به آنچه میخواهم، شکل
دهم.» و پاسخ «مالارمه» این است: «دگای عزیز! شعر را با اندیشهها
نمینویسند، با کلمهها مینویسند.» «پل
والری» شاعر و نظریهپرداز نامآور فرانسوی، این خاطره را در مقاله مشهور
«شعر و اندیشه انتزاعی» ذکر میکند. مقالهای که با تامل در آن، پاسخ
بسیاری از مسائل شعر را میتوان یافت و با در نظر گرفتن شرایط امروز برای
بسیاری از مسالهسازهای شعر، پاسخی منطقی پیشنهاد کرد.
«والری»
با بیان این خاطره، حق را به «مالارمه» میدهد، هرچند یادآور میشود که
منظور «دگا» از اندیشه، کلمهها و ایماژهایی بودند که ذهن او را پر کرده
بودند اما با عبارتها و کلمههای درونیای که «دگا» اندیشهشان مینامید
و با ایماژهای پر رمز و رازی که در سر داشت، شعری سروده نمیشود. «والری»
معتقد به فرایندی بینابینی و تبدیلی است که از عبارتها و ایماژها، شعر
میسازد:
|