یادداشتی به مناسبت سالگرد مختاری و پوینده
شما هیچ وقت عوض نمی شوید
چون می توانید خیلی چیز ها را عوض کنید
یعنی خیلی ها را هم عوض بکنید
اعتراف می کنیم شما به تر از ما کلمات را بازی داده اید
مثلن جای شاعر را با ناصبی عوض کردید
جای نویسنده را با مرتد عوض کردید
جای منتقد را با محارب عوض کردید
اگر کسی قرار باشد یا نباشد که بمیرد شما او را می کشید
یعنی شما مرگ را هم عوض کرده اید
یکی از شما که خیلی عوضی تر بود می خواست مرگش هم عوضی تر باشد
داروی نظافت را خورد و نمرد
عوضی ها به این سادگی نمی میرند
اما همان شب شما جای او را از بیمارستان سینا به لقمان الدوله عوض کردید
تا با آمپول هوا کمی هوایش را تازه کنید
شما مرگ را عوض کردید
روند پرونده را عوض کردید
چند تا از ما که راحت طلب بودند را عوض کردید؟
چون قادرید سبیل های بلند انقلابی شان را چرب کنید
با این که کسی نمی فهمد
شما خیلی از ما را هم عوض کردید
اصلن قرار نبود این طور شود اما
شما خیلی عوضی تر از این ها هستید
|