خواب هاى پنهانى شعرى از :توى دريکوت برگردان : پويا عزيزى
نا خوشى ای ست درون من وقتى که در طول شب بيدار مى شوم لکه اى به دهان ام آورده است شبيه به موجى اگر بر خيزد و عقب برود بوى بدى روى دندان ام افتاده است من متعفن ام .دهان ام کريه است. انسانى متعفن رنگى شبيه به زنگار در من است که نمى توانم از گير آن رها باشم او پديد مى آيد پس از آن که دندان ام را مسواک مى کنم باطعمى شبيه به آهن شبيه يک خواب متروکه در شب.
|